March 04, 2003
khodayar - khodayar

گرداب سقوط )2(

گرداب سقوط(2)



قسمت اول را اينجا بخوانيد.



به گرداب سقوط افتاده‌ام


خدا!ياري مي‌خوام ، يار شكفتن


زيارت نامه نور و تولد


طواف كعبه به خود رسيدن



به وقت آن نماز تنهاي آفتاب ، بگيرم من وضو با اشك مهتاب
صدايي جز صداي غزل ندارم ، همينم اين منه تب‌كرده خواب
خدايا تشنه بوسيدنم من ، تو نگاها ، تو تمام فصل خوندن
زنم ضربه به اين زمين خاكي ، چرا مي‌ره تو فصل چكيدن



به گرداب سقوط افتاده‌ام


خدا!ياري مي‌خوام ، يار شكفتن


زيارت نامه نور و تولد


طواف كعبه به خود رسيدن



همان بوسه شده تكيه‌گاهم ، به سوي آن نگاهت ، قبله‌گاهم
همان كاغذ كه بود نامه تو ، شده آن جانماز سجده‌گاهم
هميشه با سكوتت روزه گيرم ، به وقت ساز‌زدن من نميرم
از آن روزي كه تو ساز كولي ، گفتي برايم كردي اسيرم



از آن گرداب نجات بودنم ده


ز سايه روزگار قدمتم ده


مرا بر حال بي حال خويش


مگذار و راه نجاتم ده



ياحق-سبز باشيد


خدايار قاقانی