ديوونه

- هی دیونه ... کجا میری؟
- هی دیونه ... چیکار می خوای بکنی ؟
- هی دیونه ... چی می خوای بگی ؟
* آها این شد ! چی می خوام بگم ...
م م م م ... خوب می خواستی دیونه ها چی بگن ؟ اصلاٌ ببینم ، کی گفته خود تو دیونه نیستی ؟
کی گفته من از تو بیشتر نمی فهمم؟ من که خودم می دونم از تو عاقل ترم ! برای همین به تو نمی گم من از تو خیلی عاقل ترم ،و چون عاقل ترم میذارم تو منواحمق و دیونه بدونی ، چون اگه راستشو بهت بگم و بگم هیچی حالیت نیست ، دلت میشکنه . من که عاقلم ، من که می دونم نباید دل کسی رو بشکنم ...
پس میذارم بهم بگی دیونه ...
- هی دیونه ... چی داری با خودت می گی ؟
* بلند بهش نمی گم ، چون بشنوه خوشش نمیاد ...
- هی دیونه ... بگو چه مرگته؟
* چون خودت خواستی ، باشه می گم ( ببین چه احمقه ، نمی دونه نباید بپرسه ) ....
= ... دوستت دارم .
- دیونه .
 

شانی شريف