خشونت عليه زنان، يک دقيقه ديگر هم نه
به مناسبت 25 نوامبر- روزجهانی مبارزه با خشونت عليه زنان
خشونت عليه زنان، يک دقيقه ديگر هم نه!
کودک هراسان به زير ميز پناه آورده بود. صدای فريادهای مرد گوشش را آزار ميداد. زن گريه ميکرد. مرد شروع به کتک زدن زن کرد. کودک گريه سر داد. مرد متوجه حضور کودک شد. به سمت ميز رفت. زن خودش زا به پای مرد انداخت ...
دخترک از آن گوشه خيابان هميشه دوری می کرد. گروهی از پسرها هميشه در آن نقطه می ايستادند و هيچکس جرات نداشت به آنها چيزی بگويد. هر بار که به آن نزديکيها می رسيد راهش را عوض می کرد و از سوی ديگر کوچه عبور می کرد. روزی اين سوی کوچه را برای لوله کشی گاز کنده بودند. ناچار بود از آن سو برود. چشمان پسرها می درخشيد. در دلش آواز می خواند که صدايشان را نشنود. اولی به حرف آمد، دومی، سومی، قهقهه ها به آسمان رفت. خشمگين شده بود. لب به اعتراض گشود. يکی از پسرها شروع کرد به دشنام دادن در برابر سايرين. صدای قهقهه ها...
زن از حضور مرد هراس داشت. مرد به سويش خيز برداشت. زن از هر نوع نزديکی می ترسيد. مرد زن را به پشت خواباند. زن گوشه بالش را چنگ می زد...
***
خشونت بدني، خشونت کلامی و خشونت جنسی از جمله معضلاتی هستند که زنان ايرانی همواره با آن دست به گريبان بوده اند. در اين ميان، خشونت بدني به دليل نمود بيرونی اش به شکلهايی از قبيل جراحات يا کبوديها بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. آنطور که قانون می گويد هر انسانی که مورد ضرب و شتم قرار می گيرد می تواند به پزشک قانونی برود و پس از صدور گواهی مربوطه برعليه شخص ضارب به مراجع قضائی شکايت کند. در همين راستا اگر زنی مورد ضرب و شتم همسرش قرار گيرد و به پزشک قانونی مراجعه کند و گواهی بگيرد هم می تواند به دادگاه شکايت کند و در اين صورت دادگاه حکم عسر و حرج صادر خواهد کرد و مرد موظف به پرداخت ديه خواهد بود.
اما به راستی چند درصد از زنان دورو اطراف ما بعد از اينکه مورد خشونت بدني قرار می گيرند به دادگاهها شکايت می کنند و چند درصد از آنها از ترس آبرو، تلافي، به خاطر بچه هايشان، و يا به خاطر اينکه هيچ سرپناه ديگری غير از خانه همسر ندارند ساکت می نشينند و موجبات آزار و اذيت بعدی را فراهم می سازند؟
در مورد خشونت کلامی اوضاع به مراتب بدتر است. مصاديق خشونت کلامی بسيار وسيع و به علت شفاهی بودن غير قابل اثبات هستند. بسياری از زنان ما هرروز در معرض اين خشونت قرار دارند اما بنابر ملاحظات يا ترسهايشان به ندرت در برابر اين نوع خشونت کاری انجام ميدهند. در جامعه بعضا مردسالار ما بنا به دلايل متعدد اين نوع خشونت از فراگيرترين انواع خشونت است.
و اما در مورد خشنوت جنسی که دربسياری از موارد از سوی همسران زنها به آنها اعمال می شود حرفهای ناگفته بسيار است. زنان ايرانی، خصوصا در مناطق غيرپيشرفته و غيرشهری از فقر اطلاعاتی در زمينه جنسی به شدت رنج می برند، اما متاسفانه به علل متعددی از جمله علل تربيتی به ندرت در باره اين مسايل صحبت کرده یا جمع آوری اطلاعات می کنند. در اين ميان برخی از آنها به خاطر فقر آگاهی مورد آزار و اذيت جنسی قرار می گيرند و هيچگاه در باره آن باکسی صحبت نمی کنند و تنها هنگامی که آشنايی در مراکز خدمات درمانی داشته باشيم که در باره اين موارد با ما محرمانه صحبت کنند از عمق و ميزان فاجعه می توانيم باخبر شويم.
به چه کسی ميتوان در اين ميان خرده گرفت؟ قانون گذار که قانونهای موثر وضع نکرده؟ زنانی که به دلايل متعدد به دنبال احقاق حقوق خود نيستند؟ مسئولينی که پشتيبانی لازم را از زنان انجام نداده اند؟ فرهنگ ما که به کمتر زنی جرات ميدهد که از حقوق خودش دفاع کند و حمايت کننده زنان آسيب ديده نيست؟
دکتر راه چمنی ر ئيس سازمان بهزيستی ماه پيش خبر از تاسيس خانه های امن برای زنان داد و در همان حال در مورد موانع پيش رو برای تاسيس اين خانه ها هم صحبت کرد. بزرگترين مانع بر سر کار خانه های امن اين است که بنابر قانون زن بايد از شوهر تمکين کند و در مکانی که شوهر برايش تعيين می کند اقامت کند. طبق قانون زن در مورد مسائل جنسی هم بايد از شوهرش تمکين کند. در صورت تاسيس خانه های امن اين بحث درخواهد گرفت که آيا زنی که مورد آزار قرار گرفته می تواند در چنين مکانی اقامت کند و مشکل عدم تمکين را چگونه می توان حل کرد؟
در اين رابطه سوالها و معضلات متعددی وجود دارد اما در عين حال در کشور ما کسی به استقبال 25 نوامبر نرفت. کسی "يک دقيقه ديگر هم نه" (شعار صندوق توسعه زنان سازمان ملل) را جدی نگرفت، و کسی به بيانيه کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل توجه نکرد که خطاب به اجلاسی که به مناسبت اين روز در سازمان ملل برگزار شد گفت:
"...خشونت عليه زنان مشکلی جهانيست که مانعی پايدار در راه ارتقا و محافظت از حقوق زنان است. ميزان و فراوانی رو به افزايش خشونتهای مبتنی برجنسيت عميقا آزاردهنده است. اين امر توهينی آشکار نه تنها به قربانيان آن و زنان سراسر جهان، بلکه به تمام ماست. زنان زيادی هر روزه ازخشونت مداومی که از سوی دولتها و از سوی اشخاص اعمال می شود رنج می برند: در خانه، در محل کار، در اجتماع، در زندان و در هنگام درگيريهای مسلحانه.
علت ريشه ای خشونت عليه زنان به وضعيت ناپايدار آنها در جامعه برمی گردد. بنابراين، چنانچه ما خواهان غلبه بر معضل خشونت عليه زنان باشيم بايد با نگرشهای غلط و تبعيضهای ناشی از آن برخورد کنيم، تبعيضهايی که به دليل جلوگيری زنان از حضوربرابر با مردان در جامعه موجب پايداری اين نگرشها می شوند. حقوق بشر چهارچوبی برای انجام اين کار برای ما فراهم می سازد..."
صنم دولتشاهی









