صدای بم زلزله
اميرحسين مهرگان
اين روزها درباره زلزله بسيار گفته اند و بسيار شنيده ايم. از خرابی های بی شمار و خسارات فراوانش، از جانهای عزیزی که به تاراج بلا رفته و از ميراث فرهنگی که از ميان رفته است. بی شک با ديدن تصاوير دلخراش کودکان و زنان و مردان مجروح و جان باخته بی اختيار اشک به چشمانمان آمده است. حتما با شور و هيجان نيمه شب برای اهدای خون به سازمان انتقال خون رفته ايم، مقداری پول به صندوقی ريخته ايم و يا مقداری لباس به پايگاهی برده ايم. اما اين موج هيجانی کمک تا کی ادامه خواهد داشت؟ و آيا همه اين اتفاقات لزوما بايد به همين شکل رخ می داد؟
انسان پيش مدرن موجودی مقهور طبيعت بود. از علت پديده ها بی خبر بود و در مقابل آنها چاره ای نداشت جز آنکه تسليم شود و اگر جان به در می برد تنها می توانست به معبودش پناه ببرد و از او دفع بلا را بخواهد و برای او قربانی کند مگر دل خدای آسمان، زمين يا دريا به رحم آيد و از سر تقصيرات او بگذرد و عذاب را مرتفع کند.
انسان مدرن اما چنين نيست. نه اينکه به کلی مقهور طبيعت نباشد اما با علم به اسباب و علل وقايع طبيعی توانسته است به طور شگفت انگيزی از خسارات آن بکاهد. او ديگر از خسوف و کسوف وحشت نمی کند بلکه با لذت آن را تماشا می کند و می داند اين نيست مگر افتادن سايه ای از زمين بر ماه يا حائل شدن ماه ميان زمين و خورشيد. او آتش سوزی را مهار می کند و بر پوزه سيل، سيل بند می زند و بيماری های واگير دار خطرناک را با واکسن اجازه بروز نمی دهد و قحطی را با ذخيره و داد و ستد غلات برمی اندازد و خشکسالی را با سد چاره می کند و صد البته با ساختمانهای مستحکم قدرت زمين لرزه را به هماوردی می طلبد.
انسان مدرن دست روی دست نمی گذارد و منتظر وقوع حادثه نمی شود. او به قدرت تعقل خود برای حل مشکلاتش پی برده و برای حل آن چشم به آسمان نمی دوزد. نيز می داند که هنگام بروز حادثه پيش انديشی ها و پيش بينی های عقلانی است که از خسارات می کاهد، نه عوالم روحانی و اخلاقی. هيچ حجمی از ايثار و فداکاری که البته به جای خود نيکوست نمی تواند جايگزين تمهيد ها و پيش بينی های عقلانی شود.
انسان مدرن وقوع حوادث و بلايای طبيعی زمينی را به آسمان نسبت نمی دهد، آن را آزمون و امتحان نمی خواند و لطف و برکتش نمی داند بلکه آن را به سادگی بلايی می داند که بايد با آن مقابله کرد. مقابله با آن هم به رهنمود درست نمی شود بلکه نيازمند مطالعه و استفاده از تجارب ديگران و سرمايه گذاری است. اما پيش از آن نيازمند داشتن ذهنیتی مدرن است و انسان مدرن به تعريف امانوئل کانت انسانی است که برای حل مشکلاتش به عقل بشری و زمينی خود متکی است.
زلزله بم هم خواهد گذشت، مثل زلزله های طبس و رودبار؛ و به بوته فراموشی سپرده خواهد شد. قربانيانش هم مثل ديگر قربانيان بلایای طبيعی از يادها خواهند رفت. از آن شايد فقط رد پايی در کتابها بماند. اما اين آخرين زلزله ايران نخواهد بود. زلزله مثل دشمنی در پشت مرزها همواره تهديدمان خواهد کرد و حتی اگر ناديده اش بگيريم به سراغمان خواهد آمد. و آنگاه که بيايد از ما نمی پرسد که چه کسی مقصر است. ما هم فرصتی نخواهيم داشت که بی گناهی خود و گناهکاری معمار و مهندس و شهرداری و دولت را برايش توضيح دهيم. پس اگر علاقه منديم خود و خانواده مان زنده بمانيم و اگر قرار است برای اين منظور کاری انجام دهيم بهتر است همين امروز به فکر آن باشيم که فردا بسيار دير است.
Viewpoint | Amirhossein Mehregan - The Modern human being and the prevention of natural disasters.









