دیشب تلویزیون تماشا می کردم. خوب تعجب ندارد برای هر کسی ممکن است پیش بیاید. بحث انتخابات بود و چیزی که تعجب داشت اینکه بیشترین کلمه ای که در آن از زبان افراد مختلف تکرار می شد قانون بود. رهبر می گفت ما وکیل مدافع قانونیم. رییس جمهور می گفت باید قانون رعایت شود. رییس مجلس می گفت فقط قانون. سخنگوی شورای نگهبان می گفت ما بر اساس قانون صلاحیتها را رد کردیم. وزیر کشور می گفت هیئتهای نظارت به قانون توجه نکرده اند. اخبارگو از لزوم رعایت قانون می گفت و مردم هم جلو میکروفن مصاحبه کننده از اجرای قانون دفاع می کردند. گمان نمی کنم در سوییس هم این قدر از قانون حمایت بشود!

خلاصه حیرت کردم که عجب چیز خوبی بود این قانون و ما در تمام سالهای دانشجویی حقوق از این جنبه آن غافل بودیم. ما خیال می کردیم قانون عبارتست از یک رشته قواعد و مقررات که نمایندگان مردم در قالب مجلس، با تخصص و دقت و موشکافی تمام، برای اداره امور جامعه وضع می کنند و یک عده افراد کارشناس هم در صورت لزوم، آن را بر اساس معیارهای معینی تفسیر می کنند. اما غافل بودیم از این نکته که قانون می تواند شکل و فایده های دیگری هم داشته باشد. مثلا آن چنان که در علم حقوق فرض می شود قانونگذار همیشه حکیم نیست و ممکن است قوانین در نهایت شلختگی و بی دقتی و گل و گشادی تدوین شود، طوری که هر کسی بتواند از آن تفسیری به دلخواه بکند. البته این موضوع خیلی هم مفید است چون عده افراد مقید به قانون زیاد می شود و عده کمی آدم خلافکار باقی می ماند که آنها هم اگر کوشش کافی کنند می توانند قانون یا تفسیر مناسب خود را بیابند و قانونی شوند. فقط یک اشکال کوچک دارد و آن اینکه به تعداد افراد قانون یا تفسیر وجود دارد، درست وضعی که الان درباره انتخابات پیدا شده است.

همچنین فهمیدیم که برای تفسیر قانون قواعد و اصول معینی لازم نیست و وقت خود را در کلاسهای حقوق به هدر دادیم. فهمیدیم که در تفسیر قانون هم لیبرالیسم هم پلورالیسم هم قرائت های مختلف هم زمان و مکان هم مصلحت هم بقیه چیزها در نظر گرفته می شود.

واقعیت این است که قانون هم مانند هر ابزار دیگر می تواند مورد استفاده یا سوء استفاده قرار گیرد و سوء استفاده از قانون خود جرم محسوب می شود. قانون اگر در دست اهلش باشد می تواند موجب نظم و انضباط امور شود و اگر در دست نااهلان باشد باعث فساد و بلای جان می شود. در ایران قانون به معنای جدید که عبارت از قوانین موضوعه باشد و التزام شهروندان به آن امری وارداتی است و حاکمان و محکومان به آن نه به چشم یک الزام که به شکل یک ابزار می نگرند و از آن برای آراستن آرای خود استفاده می کنند. یعنی ابتدا تصمیمی در ذهن دارند و سپس برای آن به جستجوی قانون مناسب می پردازند، حال آن که بنا به قاعده باید برعکس باشد. حاصل نگرش فوق همین می شود که می بینید: بر اساس قانون واحد انتخابات یکی رد می کند و یکی تایید و گاهی یک نفر در دوره های مختلف گاهی رد و گاهی تایید می شود. به قول معروف: قانونی هست و چیزهایی فراتر از قانون.

Viewpoint | Amir Hossein Mehregan - Everybody supports the law in Iran; and there is only one law for the parliamentary elections. But don’t worry; we have interpretations for all political preferences. After all, there is a law, but there are things beyond the Law.Read in English