سالاد انتخابی شما يا آبگوشت ما!
هميشه رستورانی را که در آن می توانی سالاد و غذايت را خودت انتخاب کنی بيشتر دوست داری. هميشه از اينکه بتوانی کلم سالادت را کم و زياد کنی و بين سس سفيد يا سس فرانسوی يکی اش را انتخاب کنی بيشتر لذت می بری. هميشه وقتی بتوانی سالادی برداری که در مورد گوجه فرنگی اش خودت تصميم بگيری حس بهتری به تو دست می دهد.
از چند ساعت پيش وقت قانونی کانديداهای مجلس برای انتخابات شروع شده و ديوارها از پوستر های طرفداران پيشرفت و عدالت پر شده است! راديو و تلويريون را که باز کنی تبليغات و موسيقی های انقلابی و ملی و نام ايران گوشت را پر می کند. شهر امسال چندين برابر سالهای پيش به مناسبت دهه فجر آذين بسته و چراغانی شده است. همه جا رنگ است و نور است و صدا. انگار با چنگ و دندان می خواهند در کله ات فرو کنند که بايد خوشحال باشی و جشن بگيری و در انتخابات شرکت کنی.
تا همين چند ساعت پيش به اميد استعفای رئيس جمهور زمانی محبوبت نشسته بودی. باورت نمی شود که دعوت به شرکت در راهپيمايی کرد و سخنرانی کرد و عزمش برای ماندن را جزم نشان داد. ديگر فکر می کنی حتی اگر استعفايی هم داده شود خيلی دير است.
در انتخابات شوراها رای ندادی چون نااميد شده بودی. حالا ديگر فرهنگسرايی که به تو به راحتی اجازه دهد فعاليتهای قديم را داشته باشی سخت گير ميايد. درپارکينگ تئاتر شهر مسجد می سازند و ماشينها آواره خيابانها می شوند. می گويند در فرهنگسراها بايد مقنعه سرکرد. خانه مجسمه سازان و تئاتر را شهرداری بست. خانه هنرمندان ديگر بايد دست به عصا کار کند. چاله چوله ها پدر لاستيکهای ماشين را در می آورند. شهردار شهرت منتخب شورای منتخب شهر توست. حرفی نمی توانی بزنی. نتيجه نا اميديت را هر روز در گوشه و کنار شهرت می بينی.
اگر رای بدهی يعنی به رد صلاحيتها معترض نيستی. يعنی تصديق می کنی انتخابات قانونيست. يعنی اجازه می دهی به جای تو تصميم گرفته شود چه کسی شايسته انتخاب شدن است و چه کسی نيست. اگر رای ندهی کانديداهايی به مجلس می روند که هيچ بعيد نيست اولين قانونی که تصويب کنند قانون IT باشد و تو همين چند خط را هم ديگر نتوانی بنويسی. اگر رای ندهی بر می گردی به شش سال پيش و شايد روزنامه ای برای خواندن هم پيدا نکنی. اگر رای بدهی قبول کردی که بايد قيم داشته باشی.
نمايندگانی که قبل از نا اميدی انتخابشان کرده بودی بيست و شش روز به تحصن نشستند تا شايد برای تو حق انتخاب ايجاد کنند. هنوز هم حق انتخاب با توست. اما، تو دوست داری مخلفات سالادت را انتخاب کنی در حالی که به تو می گويند بايد نوع آبگوشتت را مشخص کنی. بين انتخاب کردن يا انتخاب نکردن مانده ای در حاليکه ظاهرا انتخاب تعريف جديدی پيدا کرده است. گفته بودند ميزان رای ملت است، درحاليکه ظاهرا ملت هم تعريف جديدی پيدا کرده است. شايد بهتر است حواست را جمع کنی و ببينی حالا که از انتخاب سالاد محروم شده ای و محکومی به انتخاب آبگوشت، نوع ابگوشتت را خودت انتخاب کنی. شايد هم بهتراست ميزان خودت را دريغ کنی و نگذاری حرکتی که حق انتخاب آزاد را از تومی گيرد مشروعيت پيدا کند. به هر صورت هر تصميمی که بگيری بايد هوشمندانه باشد و هماهنگ با تصميم اکثريت. وقت زيادی هم نمانده. تنها دو هفته وقت داری به اين هماهنگی برسی وگرنه خيلی زود دير می شود و حتی همان آبگوشتش هم به تو نمی رسد...
Viewpoint| Sanam Dolatshahi- YOu always prefer a restaurant in which you can choose the ingredients of your salad and pizza yourself. The power to choose the simplest things in life holds such indescribable pleasure within...









