نگاهی به هفته نامه های الکترونيک ايران در گفتگو با سينا مطلبی، هوشيار نراقی، مديران نشريات آن لاين ...

چند ماهی پس از آغاز موج وبلاگ نويسی در ايران، چند جوان وبلاگ نويس در کافه ای در خيابان وليعصر دور هم جمع شدند تا اولين هفته نامه الکترونيک ايران را راه بيندازند. در آن زمان شايد هيچ کدام آنها نمی دانستند که در دنيای اينترنت اصلا واژه ای به نام ای زين (1) وجود دارد. هرکس در ذهن خودش الگو و ايده ای داشت. چند نفری رويای مجله تماشاگران ديگری را در سر می پروراندند، و چند نفر ديگر اصلا به چيزی فکر نمی کردند و آن را يک سرگرمی جديد می پنداشتند. حدود دو سال از آن قرار در کافه ای در خيابان وليعصر می گذرد و دنيای اينترنت ميزبان بيش از 20 هفته نامه الکترونيک به زبان فارسی است. اندکی از اين مجلات در سال 1381 و بيشتر آنها در سال 1382 پا به دنيای نشر الکترونيک گذاشتند. به همين دليل در پايان سال 82 که سالی پر بار از جنبه توليد محتوای فارسی بود در اين ستون نگاهی داريم به مجلات الکترونيکی ايران يا همان ای زين ها.

تعريف

تعاريف مختلفی برای يک ای زين می توان به کار برد. در بعضی مراجع اين تعريف به يک هفته نامه محدود نمی شود (2).

در ايران، با توجه به شکل عملی موجود هفته نامه ها، شايد بتوان گفت يک هفته نامه الکترونيک مجموعه ای از مطالب دسته بندی شده است که با ترتيب زمانی خاصی در اينترنت منتشر می شوند. اين در حاليست که همين ترتيب زمانی خاص باعث می شود تا هفته نامه های الکترونيک از يکی از بهترين ويژگيهايی دنيای سايبر يعنی توانايی به روز بودن محروم باشند. امير قربانی از پايه گذاران نشريه الکترونيکی پلوتونيوم اين خصوصيت هفته نامه های الکترونيکی يران را يکی از بزرگترين ضعف های آن می نامد. به عقيده او نشريه آن لاينی که هرهفته، يا هر دو هفته يک بار به روز شود فرقی با يک نشريه آف لاين ندارد.

به عقيده سينا مطلبی روزنامه نگار و وبلاگ نويس، ای زين ها الزامی به ادواری (پريوديکال) بودن ندارند و نشرياتی در چهار چوب ای زين ها قرار می گيرند که از تلفيق مطالبی با محتوای متنوع تشکيل شده اند. به اعتقاد او مهمترين شاخصه اي که يک سايت محتوايي را به عنوان يک مجله اينترنتي مشخص ميکند و از سايتهاي محتوايي ديگری مثل مراجع و منابع يا سايتهاي خبري جدا ميکند همين تلفيق محتوا چه از قالب هاي گوناگون (مثل متن، تصوير، تصوير متحرک و...) و چه از گونه هاي مختلف (مثل مقالات، ادبيات داستاني، شعر يا عکس، کارتون و ...) است. چون نشريات الکترونيک در واقع تلفيقي از انواع مختلف محتواي اينترنتي هستند بنابراين نظرخواهي هاي خوانندگان هم جدا از محتواي آنها نيست و حتي نشرياتي که خود را در چارچوب پريوديک قرار مي دهند با بحثهاي روزانه و مداومي که پاي مطالب نويسندگانشان جريان دارد، دائما به روز مي شوند: "در اکثر تعاريفی که از ای زين ها شده تاکيد بر تلفيقی بودن مطالب است بنابراين اين بحث که آيا يک نشريه اينترنتي ادواري هست يا نه يک خصيصه ماهيتي و اساسي نيست، بلکه انتخابي بر اساس امکانات است. طبعا نشريات اينترنتي حرفه اي سعي مي کنند که از امکان ارتباط مداوم و مستمري که وب براي آنها برقرار ميکند استفاده کند اما از طرف ديگر اگر جايي اين امکان وجود نداشته باشد قاعدتا بايد بهترين راه حل ممکن را براي حضور پيدا کرد. "

به اعتقاد مطلبی در ايران ماجراي نشريات اينترنتي با نمونه هاي جهاني تفاوت دارد: "بنيانگذاران ايراني اين نشريات نه سرمايه و امکانات اسليت را پشت سرشان دارند و نه حتي وضع آنها با جوانهاي آمريکايي که با دست خالي وارد بازار توليد محتواي اينترنتي شدند شباهت دارد، چرا که حتي بي سرمايه ترين جواناني که در صف آغازگران موج نشريات الکترونيک بودند، هرچند که دست خودشان خالي بود اما بر يک سرمايه جمعي تکيه داشتند که همان قوت و استحکام صنعت رسانه اي آمريکا بود. يعني از يک طرف اين موج در نيمه دوم دهه نود در دوران رونق اينترنت به راه افتاد (قبل از اينکه در آستانه قرن بيست و يکم دچار رکود نسبي بشود) و از طرف ديگر صنعت تبليغات و آگهي در آمريکا چنان پيشرفته بود که اين اميد را براي توليدکنندگان محتوا ايجاد مي کرد تا به فکر بازگشت سرمايه و سودآوري هم باشند. بسياري از اين نشريات هرچند هنوز نتوانسته اند به راه حل هاي مطمئني براي سودآوري يا کسب درآمدهاي کلان تبليغاتي برسند اما در همان دوران رونق و اوج، سهام صاحبانشان در بازارهاي بورس چندين و چند برابر شد به طوري که تاسيسات اينترنتي، بي آنکه برخلاف تاسيسات نفتي يا اتومبيل سازي مثلا دارايي ملموسي داشته باشند در يک دوره با رونق و رشد روزافزون بهاي سهام روبه رو مي شدند. پشت بيشتر اين سايت ها، موسساتی هستند که در بازار بورس شرکت دارند. بسياری ديگر از اين سايتها به دليل شهرتشان تبديل به کالاي جذابي براي شرکتها و سرمايه گذاران ديگر شدند تا آنها را خريداري کنند. بنابراين ماجراي تاسيس اين نشريات در خارج از کشور کلا با داخل ايران متفاوت بود. در ايران نه سرمايه چنداني پشت اين نشريات بود و نه اميد چنداني به سودآوري وجود داشت. براي همين شيوه و قالب کار محدود به چارچوبهايي شد که توسط امکانات، فرصت و حوصله مديران و نويسندگان داوطلب اين نشريات مشخص مي شد. محدوديت امکانات مديران اي زين ها را ناچاربه انتشار پريوديکال کرد و کم کم همين تصور به صورت اشتباه در جامعه ايجاد شد که اي زين بايد لزوما پريوديکال باشد. چرا؟ چون نخستين نمونه موفق از يک مجله اينترنتي به زبان فارسي را که در سالهاي اخير ديده بودند کاپوچينو بود و کاپوچينو هم پنجشنبه ها داغ داغ روي ميز بود و يکجا نوشيده ميشد. بعد از آن هم نشريات ديگري که راه افتادند از بسياري از جهات شبيه کاپوچينو بودند، بعضي از جهت انتخاب مخاطب، بعضي از جهت لحن کلام، بعضي زاويه نگاه، اغلب از جهت برگزيدن نويسندگان از ميان وبلاگرها و همگي از جهت تقليد به انتشار ادواري يا پريوديکال. به اين ترتيب با اين که نمونه هاي موفق و ريشه داري از نشريات اينترنتي ايراني (به زبان انگليسي) داشتيم اما کاپوچينو براي نشريات فارسي زبان يک نقطه عزيمت شد."


رسانه تخصصی

سينا مطلبی پس از اشاره به موج اوليه ايجاد هفته نامه های الکترونيک، به لزوم حرکت اين نشريات به سوی حرفه ای شدن و يافتن هويتی مستقل اشاره می کند: " اشاره من به کاپوچينو فقط براي اداي دين به پيشگامها نيست چون همانطور که خيلي از امتيازات اين موج از کاپوچينو شروع شده خيلي از اشتباهات يا نقيصه هاي آن هم از کاپوچينو برگرفته شده و تکثير شده. اشاره من به نقش کاپوچينو در راه اندازي اين موج و برقراري هويت آن در پس زمينه اين جريان به اين دليل است که تاکيد کنم از آنجايی که سرشت و سرنوشت اين موج نشريات الکترونيک برگرفته از موج وبلاگ نويسهاي جوان ايراني است، اين موج هرچه به سمت حرفه اي تر شدن و تمايزيابي بيشتر پيش برود ميتواند هويت مشخص و جداگانه خودش را بيشتر پيدا کند و به جاي آنکه رسانه تفريحي وبلاگنويسها باشه به يک جريان نوپا و پرقدرت رسانه اي تبديل بشود .

الان ميشود در يک دسته بندي کلي نشريات اينترنتي فارسي را به سه دسته تقسيم کرد: يک گروه نشرياتي هستند که از قبل حضور داشه اند از قبيل ايرانيان (انگليسي). اين نشريات يا با تحولات فني، اجتماعي رسانه اي سالهاي اخير همراه ميشوند و پوست مي اندازند و در نتيجه مي توانند همچنان حضور پررنگي داشته باشند، يا اينکه قادر نيستند خودشون را با اين تحولات گسترده همراه کنند و کم کم محو ميشوند و از آنها يک خاطره در ذهن اينترنت بازها مي ماند. گروه دوم نشريات تبليغاتي و دولتي هستند. در سالهاي اخير برخي نهادهاي دولتي به ايجاد سايتهاي محتوايي رو آورده اند. بعضي از اين نهادها سايتهاي خبري و خبرگزاري راه اندازي کرده اند. بعضي ديگر بدون اينکه شايد اصولا با مقوله اي زين ها آشنايي داشته باشند به طرف سايتهايي با محتواي متنوع تر رفته اند که به قالب اي زين ها نزديک ميشود. اين نشريات چون به بودجه دولتي تکيه دارند سودآور هستند و حتي گاهي توانسته اند با تکيه بر همين بودجه نيروي فني، نويسنده، عکاس، تصويرساز و کادر حرفه اي جمع بکنند اما به دليل محتواي تبليغاتي و محدوديتهاي دولتي اغلب در برقراري رابطه با بازديدکنندگان اينترنتي موفق نبوده اند و وزن چنداني در وب ندارند. نشريات ديگر، اي زين هايي هستند که توسط جوانان ايراني (عمدتا از ميان وبلاگ نويسها) راه افتاده اند. اين موج هرچند که با کاپوچينو آغاز شد اما حالا رفته رفته متنوع تر ميشود و نشرياتي با علائق و گرايشهاي مختلف مي بينيم. به مرور به نظرم اين نشريات از همديگر متمايزتر و مشخص تر خواهند شد و بر تنوع اين فضا هم اضافه ميشود. اين موج از نشريات توجه بازديدکننده هاي اينترنتي مخصوصا بازديدکننده هاي جوان و مصرف کنندگان تازه محتواي اينترنتي را به خوبي جلب کرده اند اما هنوز نه بازده مالي داشته اند و نه اعتبار رسانه اي به دست آورده اند. اعتبار و نفوذ آنها تنها در ميان همان بازديدکننده هايشان هست و توجه جدي به اين نشريات در بين فعالان رسانه اي (چه در محافل آکادميک و چه در رسانه هاي خبري ) نمي شود. حالا اين موج بايد براي اينکه خودش را ثابت کند، تقويت کند و تکامل پيدا کند دو کار انجام دهد:

اول بايد به طور جدي به راه ها و شيوه هاي بازاريابي و سودآوري پرداخته شود. اين نشريات اگر بتوانند سودآور بشوند هم مي توانند براي نويسنده هاي خود انگيزه ايجاد کنند و هم قادر به جذب نيروهاي حرفه اي خواهند بود. مسئله دوم تخصصي شدن هست. نشريات الکترونيک و به طور کلي مجلات به صورت عام يکي از تخصصي ترين قالب هاي رسانه اي هستند؛ يعني به علائق خاص پاسخ مي دهند. مجله بهترين قالب رسانه اي براي ارائه محتواي تخصصي درباره جنبه هاي مختلف زندگي امروزين، ورزش، خانواده، محيط زيست، زنان، کودکان، ... هست. در دهه های اخير، با گسترش زمينه های تخصصی و توجه بیشتر به علائق خاص در ميان گروه های مختلف اجتماعی، همزمان بر رونق و محبوبيت مجلات تخصصی هم افزوده شده است.

تخصصي شدن يک گرايش فراگير رسانه اي در جهان امروز هست که بخصوص در آمريکا (به عنوان پيشرفته ترين جامعه رسانه اي) ديده مي شود اما اين گرايش (که در روزنامه ها، راديو و تلويزيون، صنعت موسيقي، سينما و ...) هم تاثير دارد، بيشترين بروز و نمود خود را در قالب مجلات و مجلات الکترونيک داشته است تا جايي که جيمز و روي ويلسن، نويسندگان کتاب "رسانه هاي جمعي، فرهنگ جمعي" (3) از مجلات به عنوان «رسانه تخصصي» (4) نام مي برند "

ادامه دارد...

____________________

1 ezine

2 http://searchwebservices.techtarget.com/sDefinition/0%2c%2csid26_gci212090%2c00.html

3
Mass Media / Mass Culture: An Introduction - James R Wilson, S Roy Wilson - Mc Graw Hill -Fifth Edition - 2001

4 The specialized medium