September 11, 2002
negah - nima

بي چاک و دهني در اينترنت

بي چاک و دهني در اينترنت


نمي دونم چرا همه خيال مي کنن وقتي تو اينترنت فحش مي خوري انقدرا اذيت کننده نيست و ميشه زير سبيلي ردش کرد. نمي دونم چرا هر وقت عصباني ميشم و مي گم آخه اين به چه حقي به خودش اجازه ميده به من يا تو يا هر کس (به فتحه کاف) ديگه اي هر چي از دهنش در ميآد بگه، همه ميگن: بابا بي خيال يارو عقده ايه و ديده اينجا مي تونه بدون شناخته شدن، هر چي از دهنش در ميآد بار مردم کنه و داره حال مي کنه! تو نبايد اهميت بدي!
من نبايد اهميت بدم؟ پس عمه من اهميت بده که يه آدمي يا بهتره بگم يک موجودی اومده مطالب من رو خونده و بعدش هوس کرده هر چي از دهنش در ميآد بهم بگه؟ اين موضوع فقط به خواننده هاي مطالب اينترنتي مربوط نيست، توي اين چت روم هاي ايروني که ميري حالت تهوع بهت دست ميده.
دو سال و خورده ايه که اينترنت بازم، اما تازه از ۷ ماه پيش حاضر شدم ياهو مسنجر رو داون لود کنم رو کامپيوترم و تازه اونم فقط براي حرف زدن با دوستاني که خارج کشور رفتن، اما متاسفانه کم کم کرمش افتاد تو جونم و رفتم توي اين چت روم ها ببينم چرا همه مي گن بهشون معتادن. اولا که فقط مي رفتم چت روم هاي خارجي و به نظرم احمقانه ميومد که با کساني که تو شهر و کشور خودم هستن چت کنم!!!! نپرسين چرا چون الآن که بهش فکر مي کنم خودم هم نمي فهمم چطوري چنين ايده اي تو ذهنم ايجاد شده بود!
حالا چي شد که گول خوردم و شروع کردم با هم زبون هاي خودم چت کردن؟ اگه گفتين؟ بلـــــــــــــــــــــــــــــــــه، اون وبلاگ لعنتي! وبلاگ که زدم يهو رابطه ها شروع شدن. با هر کي که ميومد باهام حرف بزنه انگليسي چت مي کردم!! مي دونم دارين تو دلتون فحشم ميدين که: اه اين دختره از اون گه هاست که همش چ... کلاس زبون دونستنش رو ميذاره، اما به خدا دست خودم نبود اصلا از ديدن پينگليش حالم بد ميشد! بازم لطفا نپرسين چرا چون الآن که عين فرفره با پينگليش مي نويسم و تازه کلي هم باهاش حال مي کنم، نمي فهمم اون موقع چه مرگم بوده!
در هر حال من هم راه افتادم و شروع کردم با انسانهاي مجازي چت کردن. گاهي قشنگ احساس مي کردم ايني که الآن با اين اسم اومده همونيه که قبلا با فلان اسم اومده بود مخ زده بود! گاهي هم بد جوري مچشون رو مي گرفتم، يکي نيست بهشون بگه بابا برين يکي رو بذارين سر کار که خودش آخر سر کار گذاشتن نباشه!
فحش خوردن ها و بيشتر و بيشتر حساس شدن من در موردش، از چت روم ها شروع شد. يکي يهو ميومد تو روم و شروع مي کرد شنيع ترين لغات ممکن در زبان فارسي رو رديف مي کرد اونجا!! واقعا ممنون ميشم اگه يکي پيدا بشه بتونه براي من توضيح بده اين کار چه لذتي ممکنه داشته باشه! گاهي يکي هم اون وسط هيجان زده ميشد و ميزد صدا و ما نه تنها نوشتاري چشمامون نوازش داده ميشد بلکه شنيداري هم مستفيض مي شديم! يه بار يه دختره اومد و واقعا روي هر چي پسره کم کرد! اسمش قرشمال بود! فکر کنم همين اسم براي معرفيش و متوجه شدن شما که اين دختر خانوم با voice و نوشتن چه کرد تو اون چت روم کافي باشه! ماشالا هر چي هم که بهش مي گفتن دو تا وقيح ترش رو ميذاشت روش و جواب مي داد! کلي هنر نمايي فرمودن ايشون و همه کلي فيض بردن! منکه عين موميايي نشسته بودم جلوي مانيتور و لحظه به لحظه با کلمات و اصطلاحات جديد و جديدتري آشنا مي شدم که واقعا مو به تن سيخ مي کرد!
اين از چت روم ها و افتضاح هايي که توش به بار ميآد. بعد نوبت وبلاگ نويسي و دريافت اي ميل هاي آنچناني رسيد. مثلا من مي نوشتم ديروز رفتم بيرون خريد فلان چيز رو خريدم، يارو نمي دونم به کجاش زور ميومد و فوري نامه مي داد که:

بدبخت نديد بديد بيا اينجا به من بيپ که من برات بهترش رو بخرم!!!

اولين باري که چنين اي ميلي اومد نمي فهميدم چي نوشته، هي دو سه بار اين ور اون ورش کردم ببينم شايد اشتباهي شده ولي ديدم نـــــــــــــــــــــه! خود خودشه، اسم بنده هم اون بالا مي درخشه! يکي ديگه نامه داد:

تو و اون رفيقه بيپت برين يه خونه راه بندازين، با اين رفتار رييس مآبانه اي که داري خانوم رييس خوبي ميشي!

ازش پرسيدم چرا توهين مي کنه،‌ جواب داد:

چون تو يه بيپي که فقط يه بيپ کلفت خوب خفه اش مي کنه!

گفتم شما بلد نيستين مودبانه اعتراض کنين؟ اگر از مطالبم خوشتون نميآد خب نخونين يا انتقاد کنين من بهتر بشم يا اصلا بگين بابا درش رو ببند اما چرا فحش ميدين؟ گفت:

چرا انقدر دختراي ايروني بيپ هستند؟

بعد نظر خواهي راه انداختم تو وبلاگم، چون واقعا نمي رسيدم اي ميلها رو جواب بدم، ولي حواسم نبود که چه بهشت بريني براي اين دوستان مهيا کردم! اولاش خوب بود بعد از يه هفته شروع شد، هم به من فحش مي دادن هم به اطرافيان و دوستان! بعد هم که يکي پيدا شد که به اسم دوستانم به من فحش مي داد و بعدش از طرف من بهشون با فحش جواب مي داد!!! نهايت هنرمندي بود به خدا! من هم همين جا اعلام مي کنم که جلوي بي چاک و دهني کم آوردم و وبلاگ رو شوت کردم به کهکشان راه شيري! چون دليلي نمي ديدم که موقعيتي به وجود بيآرم که يکي تو اين دنياي مجازي بخواد عقده هاش رو خالي کنه.
ناگفته نماند که همون شخصي که هم به من هم به صنم حسابي تو اي ميل و نظر خواهي فحش مي داد بعد از بسته شدن در وبلاگ من به صنم نامه داد که آره من خوشحالم که اين دختره رفت، ديگه زيادي روش زياد شده بود!!! بابا دستت درد نکنه اقلا يکي تو اين دنيا پيدا شد روي منو کم کنه!!! ميگما، يه مدال افتخار مي خواي؟
حالا نوبت کاپوچينو شده. فکر کنم بازم روم زياد شده! خب حالا که روي شيده زياد شده چکار کنيم؟ خب معلومه فحش بکشيم بهش تا بشينه سر جاش انقدر قدقد نکنه!! کلا نتيجه مي گيريم که هر وقت احساس کردين از يکي خوشتون نميآد يا مي خواين روش رو کم کنين فقط کافيه بيآين آن لاين و يه جوري پيداش کنين و ناشناس هر چي از دهنتون در ميآد بهش بگين تا حالش همچين حسابي جا بيآد! بعد هم به مناسبت عمل خيري که انجام دادين برين يه نوشابه خودتون رو مهمون کنين!
خوش باشين که من اگر بار گران بودم رفتم، اگر نامهربان بودم ...

شيده بهمن يار