October 16, 2002
negah - nima

بازيهای آسيايی بوسان: داستان هميشگی شکست

همه مقصريد!



داستان هميشگي شكست




كمي پيشتر از آن كه هاشمي طبا به عنوان رئيس ورزشي قرن ايران برگزيده شود جناح اقليت آن روزهاي مجلس در زمستان 78 در تدارك اصلاح ورزش كشور به قصد تغيير در رياست آن بود. و اين دو اتفاق در آن دوره غيرمعمول و مضحك به نظر ميرسيد البته. وكمي بعد تر نتايج حاصله رئيس قرن عيان شد. (كسب مقام 65 شنا در حضور 66 كشور) و 3 مدال طلا (وهنوز به خاطر دارم ان پارچه تبريك را كه بر سر در استاديوم شيرودي نصب شده بود و اين موفقيت را به رئيس تبريك گفته بود) حكايت از تغير در راس امور داشت وجانشين او راهي را در پيش گرفت كه سرانجامش از ابتدا روشن بود.



بازي هاي آسيايي بوسان به شكل هولناك وبا تعبير بهتر با فاجعه براي ما به اتمام رسيد. حتي نوشتن اين موضوع كه چهار سال قبل تيم ايران بيش از اين دوره مدال طلا كسب كرد كار آساني نيست. نوشتن در باره هر تيم اعزامي ايران جاي بحثهاي فراواني را باز ميكند و مطابق معمول ميرسيم به همان نقطه آشنا. همان جا كه درد همه ما بوده ومتاسفانه خواهد بود. كه اين ورزش ثبات نداشته وندارد. همان روز كه تيم كشتي ايران در تهران قهرمان شد اين مسئله در هياهوي قهرماني گم شد كه ما از سال 1965 تنها دوبار بر سكوي اول ايستاده ايم كه هر دوبار ميزبان بوده ايم و دقيقتر اين كه كشتي ما عليرغم همه ادعاي پيشكسوتانش وگزارشگرانش توانايي اول شدن در غير از ايران را ندارد و قدرت اول جهان به شمار نميرود. دبير نايب قهرمان جهان در آسيا دوم مي شود. حاجيزاده فني ترين كشتي گير جهان صاحب مدال برنز شده و عباس جديدي كه ادعاي حضور در تيم جهاني را داشت در آسيا ضربه فني ميشود. كشتيگير ايراني سالن مسابقات را به اشتباه ترك ميكند و نهايتا تيم اول جهان در آسيا سوم ميشود. تيم وزنه بردازي نايب قهرمان المپيك در آسيا سوم. و مثل هميشه همه عزيزان مسئول در شادي پيروزي هاي اين مقطع خود را مشغول ميكنند. روزي را به خاطر دارم كه در پي انتخاب ايوانكوويچ روزنامه پرتيراژ تيتر زد: فوتبال از چاله به چاه افتاد (دقت كنيد كه منظور از چاله بلاژويچ و چاه ايوانكوويچ است.) همان روزنامه امروز به يكي از حاميان او تبديل شده است. ورئيس المپيك كه با اظهار نظرهاي فاضلانه خويش خواستار عدم حضور تيم فوتبال شد و دكتر دادكان كه در يك برنامه زنده ايوانكوويچ را ضعيف قلمداد كرد حال از اعتقاد راسخ خود به تيم واين مربي سخن ميگويد. و حتي همين تيم فوتبال كه به شهادت خبرنگاران حاضر در بوسان در آن حاشيه بي سابقه و بيداد ميكرده ودر آن شرايط فوت پدر دائي و ترك تيم توسط او به مثابه شوكي وضعيت را كمي تعديل مي كند. تا جايي كه حتي برانكو در درددلهايش با چند خبرنگار قول ميدهد با ورود به ايران چند نفري را كه جو تيم را به حاشيه كشاندند معرفي كند. واين ها همه گوشه اي از تلاش ماست. ورزش بيمار ما همان راه ديمي را ادامه خواهد داد. فقر فرهنگي ورزشكاران ومديران ناكارامد ومطبوعاتي ظغيانگر مجموعي منسجمي را براي ناكامي ما ساخته است. وهرچه جراحت اش برود نشانه اش بر جاي ميماند.هر چند نميتوان همه مشكلات را بر سر مهرعليزاده خراب نمود اما او بايد بداند اصلاحات در حيطه ورزش بي شك از بسياري دست اندازها و موانع پيش روي اصلاحات اجتماعي وسياسي بدور بوده وحال پس از دشت يك شكست ديگر تدوين طرح جامع ورزش واصلاحات ورزشي لازم وضروري حس ميشود.. حداقل براي اين كه جشنهايمان(فوتبال در مقام مثال) 20سال 20سال تكرار نشود. براي ما حداقل به عنوان جبران بسياري از سرخوردگي هاي اجتماعي.



روزي در مرداد ماه امسال كه يادداشتي در باره اين ورزش نابسامان ايران نوشته و قول همه اين شكست را پيشاپيش از طرف مسئولين داده بودم در تحريريه جهان فوتبال پژمان راهبر از اين همه نااميدي و تيره بيني من ناراضي بود ولي هنوز او از پوسان بازنگشته تا از وي راجع به 150 مدال طلاي چين واين كه ورزش ما در كدام برزخ دست وپا ميزند بپرسم. و اين نيز بگذرد و آنچه مي ماند درسي است كه بايد از اين شكست ها گرفته ميشد كه نشده واگر باز بر اين آيين ادامه دهيم 2 سال ديگر همين زجر نامه ها را بايد براي المپيك آتن بنويسيم ولذت اش ميماند براي قهرمانان كشور هاي ديگر. اين تيزهوشي مباركشان باشد.


علی لطفی