January 06, 2004
negah - amirhossein

دارالشورا، مجلس، پارلمان

باز انتخاباتی ديگر نزديک است و باز بازار کشمکشهای انتخاباتی و سرودست شکستن شيفتگان خدمت در سنگر مجلس داغ. انتخابات مجلس در شهرستانها مهمترين انتخابات است به خلاف شهرهای بزرگ که در آن انتخابات رياست جمهوری از اهميت بيشتری دارد. علت آن هم روشن است. در شهرستانها پيوندهای خويشاوندی و محلی قويتر است، پس هر کس می خواهد نماينده نزديک به خود را به مجلس بفرستد. به علاوه شهرستانهای مجاور هميشه رقابتی تاريخی دارند و در مواردی که به لحاظ مقدار جمعيت دو شهر مجاور يک نماينده می توانند انتخاب کنند هر يک سعی می کند با تمام توان نماينده منسوب به خود را به مجلس بفرستد. در تهران چون از سويی روابط خويشاوندی تاثيری ندارد و از سوی ديگر رقابتی با شهرهای مجاور ندارد معيار انتخاب بيشتر سياسی است.

اما نگرش کلی به مجلس و وظيفه آن در ميان مردم، به ويژه در شهرستانها دچار خطایی تاریخی است. آنها گمان می کنند نماینده وکیل آنها در ستاندن سهمشان از ثروت ملی است و او را به نمایندگی به مرکز می فرستند تا در آنجا هر چه می تواند برای شهر و دیارش امکانات فراهم کند. از طرفی نمایندگان هم برای آن که در دور بعدی باز هم انتخاب شوند مجبورند تا جایی که می توانند رضایت خاطر موکلان را فراهم کنند. گر چه بعضی از آنها خود نیز دچار این خطای فکری هستند و رسالت خود را همین می دانند و علاوه بر آن همیشه عده زیادی ارباب رجوع دارند و نیز نامه های عریضه مانند بسیار. آنها خود را موظف به رسیدگی به شکایات مردم و پیگیری مطالبات آنها از دستگاههای اجرایی مثل وزارتخانه ها می دانند. وزرای مربوط هم از ترس استيضاح يا مناسبات حزبی و جناحی مجبور به همکاری می شوند و اين چرخه بيمار همچنان ادامه می ياید.

اما کار اصلی مجلس و به عبارتی قوه مقننه قانونگذاری است. نمایندگان بعد از انتخاب دیگر وکیل رای دهندگان خود محسوب نمی شوند بلکه نماینده همه مملکت برای وضع قوانین لازم هستند. ازین رو مهمترین متخصصان لازم در مجلس حقوقدانان اند در حالی که مجلس ما معمولا پر است از مهندسین و روحانیون و پزشکان و کمتر حقوقدانان اهل فن در آن حضور دارند و حاصلش می شود همين انبوه قوانين نامربوط و درهم که راه را برای سوءاستفاده باز و کار را برای اهل حقوق سخت می کند. باعث تاسف است که وقتی می خواهند کارنامه مجلس را ارائه کنند از حجم زياد قوانين تصويب شده ياد می کنند در حالی حقوقدانان می دانند که حجم زياد قانون فقط باعث سردرگمی است. قوانينی مطلوب هستند که اولا با دقت بالا در نوشتن منن همراه باشند و ثانيا چنان حساب شده و سنجيده باشند که عمر طولانی بيابند نه قوانينی که تاب صد جور تعبير و تفسیر دارند و در ده سال پانزده بار بازنگری شده اند.

مجلس يکی از نمودهای اراده مردم است و به تعبيری مردمی ترين بخش حاکميت. به ويژه در حکومت ايران که هميشه بحث رای و نقش مردم در حاکميت و حدود آن رواج داشته قدرت مجلس می تواند به فزونتر شدن سهم مردم در اعمال حاکميت بيانجامد. قدرت مجلس هم تا حد زيادی به ميزان مشارکت مردم و مقدار رايی بستگی دارد که پشتيبان هر نماینده است. میزان مشارکت مردم اما به شرایط متعددی وابسته است. به گمان من دو شرط از شرایط مذکور در دوره کنونی بسیار تاثیرگذار است. یکی اینکه مردم حس کنند نماینده برگزیده آنها از قدرت کافی در حاکمیت برخوردار است و می تواند آزادانه اظهار نظر کند و طرحهایش را پیش ببرد و در هر قدمی و با هر قلمی آزادی اش تحدید و زندگی اش تهدید نشود. و دیگر اینکه اصولا مردم بتوانند نماینده مطلوب خود را انتخاب کنند و نام وی در فهرست نامزدها بیاید و به دلایل غیر قانونی حذف نشود.

بی گمان شرکت مردم در انتخابات برای حکومتی مانند حکومت ایران امری حیاتی است چرا که از پشتیبانی موثر دولتهای بزرگ برخوردار نیست و پایگاه مردمی اش مهمترین تکیه گاهش است. بی شک لحن کشورهای دیگر نسبت به حکومت ایران بستگی مستقیمی به نتیجه انتخابات و میزان مشارکت مردم دارد. پس عقل حکم می کند حکومت زمینه های حضور مردم را فراهم کند چه در غیر این صورت نمی توان از مردم انتظار زيادی داشت.