برای ديدن قسمت اول مصاحبه با هوشيار نراقی اين جا را کليک کنيد.
چند ماهی پس از آغاز موج وبلاگ نويسی در ايران، چند جوان وبلاگ نويس در کافه ای در خيابان وليعصر دور هم جمع شدند تا اولين هفته نامه الکترونيک ايران را راه بيندازند. در آن زمان شايد هيچ کدام آنها نمی دانستند که در دنيای اينترنت اصلا واژه ای به نام ای زين وجود دارد. هرکس در ذهن خودش الگو و ايده ای داشت. چند نفری رويای مجله تماشاگران ديگری را در سر می پروراندند، و چند نفر ديگر اصلا به چيزی فکر نمی کردند و آن را يک سرگرمی جديد می پنداشتند. حدود دو سال از آن قرار در کافه ای در خيابان وليعصر می گذرد و دنيای اينترنت ميزبان بيش از 20 هفته نامه الکترونيک به زبان فارسی است. در اين ستون در طی چند شماره نگاهی داريم به مجلات الکترونيکی ايران يا همان ای زين ها. اين هفته قسمت دوم گفتگو با هوشيار نراقی (يکی از بابا بزرگهای جوان اينترنت ايران!) را می خوانيد که بيشتر اختصاص دارد به پديدهء ای زين های ايرانی. (ستون نگاه کاپوچينو از مطالب ساير صاحب نظران در باره مجله های الکترونيک ايران استقبال می کند.)
گفتگو با هوشيار نراقی- قسمت دوم
صنم: ايرانيان برون مرزی در قلمرو e-zine چه نقشی بازی کرده اند؟
هوشيار: جنبش ايرانيان برون مرزى از داخل بولتن بورد (Newsgroup) در فضاى اينترنت بنام soc.culture.iranian شروع شد. جهانشاه جاويد در سال ١٣٧٤ اولين e-zine بنام " ايرانيان" را در وب سايت Iranian.com براه انداخت و خودش نقش سردبير را بعهده گرفت. رشته تحصيلى و سابقه حرفه اى جهانشاه روزنامه نگارى بوده است و خيلى زودتر از ديگران از پديده تور جهان گستر براى نشر استفاده كرد. بنظر من ايرانيان يك e-zine واقعى است و هنوز پس از ٩ سال پر بيننده ترين پايگاه ايرانى به زبان انگليسى در اينترنت محسوب ميشود. شما نگاهى به ليست نويسندگانش بيندازيد. صدها نفر هستند. حركتى بومى و از ريشه است. نويسندگان مردم عادى هستند، نه مثل Salon.com يا Slate.com كه داراى يك مشت كارمند حقوق بگير هستند. البته لازم بتذكر است كه نويسندگان و افراد حاذق و صلاحيتدار نيز مقاله ميدهند و همين تركيب است كه به اعتبار e-zine مى افزايد. وقتى به آمار بيننده وب سايت ايرانيان نگاه ميكنيد تعجب ميكنيد. تصور كنيد ماهى سيصد گيگابايت ترافيك متن! خب جهانشاه زحمت بسيارى مى كشد. وى شغلهاى بمراتب پر درآمدتر از اين e-zine را رد كرده است چون شديدا به رسالت وب سايتش اعتقاد دارد.
صنم: به نظر شما دليل موفقيت e-zine ايرانيان چيست؟
هوشيار: فلسفه ايرانيان اينست كه مقاله هاى مردم را بدون سانسور و اينكه نويسندگان كيستند و به چه مسلكى و صراطى مستقيمند منتشر ميكند. بعبارت ديگر تابو ندارد.
صنم: چرا وب سايت Iranian.com خودش را به عنوان يک e-zine فارسی زبان مطرح نميکند؟
هوشيار: خب اين سؤالى است كه بايد از جهانشاه پرسيد، ولى من راجب اين موضوع خيلى با وى صحبت كردم. ببينيد، اينكار احتياج به يك سردبير تمام وقت و حرفه اى دارد. جهانشاه كه خودش روزى ده ساعت كار ميكند. در ضمن بايد نشان داده شود كه مردم مايلند مقاله فارسى تحويل دهند. برعكس، تجربه چند سال اخير نشان داده ايرانيان برون مرزى بزبان كشورى كه در آن اقامت گزيده اند راحت تر مى نويسند. آن عده اى هم كه عاشق زبان فارسى هستند در وب سايت هاى فارسى مى نويسند يا اگر در نويسندگى فعال هستند وبلاگ خودشان را دارند. خب اين يك واقعيت عينى در دو فرهنگه شدن جامعه مهاجر ايرانى است.
صنم: آيا e-zine هاى ايرانی ديگر به زبانی غير از فارسی يا انگليسی وجود دارند؟
هوشيار: من ميتوانم "ايران-امروز" را نام ببرم كه به زبان آلمانى منتشر ميشود و بدون شك پر بيننده ترين وب سايت ايرانى براى آلمانى زبانان است. شهرام ذوالقدر در سال ١٣٧٩ آنرا شروع كرد. اخيرا اسم تبليغاتيش عوض شده و حالا خودش را "ايران-امروز نت" مى نامد. من هم يك جورايى مشاور اوليه اش بودم. البته شهرام خودش جوان باهوش و پرپشتكارى است. وى متوجه شد براى ايرانيان آلمانى زبان در فضاى اينترنت يك خلاء محسوس وجود دارد.
صنم: محيط تهران-جلس چی؟ آيا e-zine در آنجا ظهور کرده است؟
هوشيار: در اين مورد اطلاعات دقيقى ندارم. ميدانم يك e-zine در مقوله زنان وجود دارد بنام "ايران دخت". البته چند ماه پيش كه ملاقاتش كردم بيشتر مقالاتش لينك به خبرهاى وب سايت هاى ديگر بود.
صنم: آيا وب سايت ورزشی اسپرتستان e-zine بود؟ چرا آنرا ادامه نداديد؟
هوشيار: بله اسپرتستان قرار بود نهايتا يك e-zine شود، ولى در سال ١٣٧٥ خيلى زود آغاز شد. آن زمان جمعيت ايرانى در فضاى اينترنت خيلى كم بود. رشته نيز تخصصى بود. پس خودم همه مقالات را مينوشتم. كار سختى بود. اول بايد كلى تحقيق ميكردم. بعد ترجمه به انگليسى و در انتها انتشار الكترونيكى. من آرشيو ورزش ايران را در قالب مجلات كيهان ورزشى از سال ١٣٣٨ و دنياى ورزش از سال ١٣٥٠ در دست دارم. بين دو حركت خبر رسانى و وقايع نگارى يا همان مرور در تاريخ ورزش ايران گير كرده بودم. خودم آرشيو سازى را دوست داشتم، ولى خوانندگان تشنه خبر بودند. دليل اصلى كه ادامه ندادم اين بود كه آلوده دات كام شدم چون وقتم را كامل مى بلعيد. وب سايت تا سال ١٣٧٩ فعال بود و در تهران دو خبرنگار تمام وقت داشتيم. يكى هم در آلمان. براى اولين بار گزارش دقيقه به دقيقه بازيهاى مهم جام آزادگان را بطور اختصاصى از ورزشگاه آزادى توسط خبرنگار خودمان ميگرفتيم. تماس اينترنت هم داشتيم و از نرم افزارى كه براى كار خودمان نوشته بودم استفاده ميكرديم. براى سالهاى ٧٩-١٣٧٥ خيلى پيشرفته بوديم. دليل دوم اين بود كه وب سايت هاى ورزشى بسيارى چه در داخل و چه در خارج از ايران آغاز بكار كردند كه خدا وكيلى بار بزرگى از دوشم برداشتند. بگذاريد اينطورى بگويم: دوست دارم در آينده نزديك اسپرتستان را بعنوان آرشيو مطبوعات ورزش ايران دوباره براه بياندازم.
صنم: آيا از اسپرتستان لينکی باقی مانده که ما امروز بتوانيم ببينيم؟
هوشيار: البته! يكى سلسله مقالات ورزش پهلوانى است كه بخاطر اهميت جهانى كه دارد در سال ١٣٨١ صاحب وب سايت مستقل خودش بنام " پهلواني" يا " زورخانه" شده است. اين وب سايت در موتور جستجوى گوگل هميشه مقام اول را دارد. از لحاظ مقالات و گزارشهاى اختصاصى، اسپرتستان حدود پانصد لينك دارد كه چند تايشان را براى خوانندگان كاپوچينو ذكر ميكنم:
- مصاحبه با كشتى گير پيشكسوت آقاى محمدعلى صنعت كاران و رابطه اش با جهان پهلوان تختى. عنوان مصاحبه: "ميخواهم دنيا بداند!"
- تاريخچه زنان ورزشكار ايران در المپيك ها
- تاريخچه پرش ارتفاع زنان ايران
- اين هم چند قطعه صدا مقتبس از يك ويديو و محصولى از اسپرتستان درباره زندگى جهان پهلوان تختى: ١، ٢، ٣، ٤، ٥
صنم: نظرت در مورد رعايت يا عدم رعايت كپى رايت در e-zine هاى ايرانى چيست؟
هوشيار: اجازه دهيد اين سؤال را به دو قسمت تفكيك كنم. اول، كپى رايت در معنى قانونى يعنى حق چاپ براى مؤلف و ناشر محفوظ است. بنظر من چون هنوز بازار رقابت در ميان كاربران ايرانى اينترنت كوچك است (حساب كنيد حدود ٢ ميليون كاربر از ٦٨ ميليون جمعيت)، اگر يك e-zine بخواهد مقاله اى را از وب سايت ديگرى منتشر كند، بهتر است قبل از انتشار اجازه بگيرد و بطور واضح اسم نويسنده و ناشر اوليه را نيز ذكر كند. در حقيقت وب سايت ها به يكديگر لينك دهند و همديگر را حمايت كنند.
بحث دوم ربطى به حق صاحب متن ندارد بلكه مربوط به حق انحصار "ايده" ايجاد يك e-zine است. ببينيد، وقتى مى گوييم هفته نامه كاپوچينو نشر الكترونيكى را آغاز كرد و سپس ٢٠ وب سايت ديگر كپى كردند، ادعايى ناقص است. يك ايده را نميتوان تحت لواى قانون كپى رايت انحصارى كرد. يك مغازه دار اسباب بازى فروشى سر كوچه نميتواند بگويد چون من اولين مغازه اسباب بازى را باز كردم ديگران نميتوانند در همين محله فروشگاه اسباب بازى باز كنند. خب e-zine داراى يك سرى اجزاى مشخص است و هر e-zine جديدى خواهى نخواهى همه يا اكثر اين اجزاء را بدوش خواهد كشيد. اين رفتار ربطى به كپى رايت ندارد.
از طرف ديگر، اگر يك بشرى آمد و همان رنگ كاپوچينو را در وب سايتش برگزيد يا همان فهرست را اقتباس كرد، يعنى همان قالب كاپوچينو را كپى كرد، خب بنظر من يك جورايى ناشى است و خودش را خراب كرده چون من غير المستقيم دارد اذعان ميكند قالب كاپوچينو برتر است! قانونا كپى رايت را زير پا گذاشته چون هدفش گمراه كردن خوانندگان است، ولى من شخصا عكس العملى كاملا "زبل وارانه" در مورد رويه اين بشر خان دارم و هرگز به وكيلم تلفن نميكنم! من خوشحال هم ميشوم كه قالب وب سايتم كپى شده چون خودش مدرك است محصول من مردم پسند است كه ديگران كپى ميكنند. اگر من ميفهمم جريان چيست، خوانندگان وب سايت من هم ميدانند كى دارد بدعت ميكند و كى كپى ميكند. اين تئورى در بازارى (محيطي) كه تعداد خوانندگانش كوچك است بمراتب نمايانتر است.
صنم: آيا e-zine هاى ايرانی مى توانند پول ساز شوند؟
هوشيار: البته. چرا كه نه. صاحبان e-zine بايد دنبال راههاى بديع باشند كه در بازار مصرف كننده ايرانى كارساز باشند، چون روابط اقتصادى بين ايران و آمريكا وجود ندارد و درصد بالاى درآمد اينترنت از طريق وب سايت هاى آمريكايى است. فرض كنيد نشان دادن بنرهاى تبليغاتى گوگل يا لينك به وب سايت آمازون. بايد رفت دنبال سرويس فروختن در بازار ايران كه يك كميسيونى از آگهى دهنده دريافت شود (راهى كه امروزه ياهو دنبال ميكند چون فهميد از فروش بنر خرجش در نمى آيد)، يا اصلا وب سايت سرويس خودش را بفروشد مانند بسيارى از e-zine ها كه سرويس وب هوستينگ ميدهند. راه ديگر، فروش نرم افزار و ابزارهاى اينترنتى ساخت ايرانيان است. من با تعجب مى بينم صاحبانشان آنها را بطور مجانى در اختيار مصرف كننده قرار ميدهند. اين رويه ناشى از رفتار (هنجار) "دات كام" در ده گذشته آمريكا است كه در قسمت اول اين مصاحبه توضيح دادم بستر فكرى و اقتصاديش چه بود و اصلا شكست خورد. تازه ربطى به فرهنگ ايران هم ندارد.
مثالى ميزنم. "اسپ سوار" يك ابزار وبلاگ نويسى و در حقيقت وب سايت ساز ساخت ايران است. بايد مردم آنرا بخرند. اگر قرار باشد همه بروند محصول خارجى را اختيار كنند فقط بخاطر اينكه مجانى است، پس كى موقعش مى رسد كه از محصول ايرانى حمايت كنيم؟ توليد كننده اسپ سوار كه سرمايه چند ميليون دلارى مثلا موبل تايپ (Movable Type) ندارد. من ميتوانم حدث بزنم نرم افزارهاى ايرانى ديگرى نيز در زمينه وب سايت سازى وجود داشته باشند. پس اگر از محصول اسپ سوار نام مى برم هدفم تبليغ آن در اين مصاحبه نيست، بلكه ميخواهم نظريه حمايت ملى را اشاعه دهم.
صنم: براى اينكه e-zine هاى فارسى كيفيتشان بهتر شوند چه توصيه اى ميكنيد؟
هوشيار: مهمترين از ديد من اين است كه زبان فارسى بطور صحيح منتشر شود. دستور زبان و همچنين املاى كلمات رعايت شوند. خدا وكيلى كيفيت بسيارى از وب سايتها در اين زمينه فوق العاده فجيع است! من نميتوانم باور كنم سطح سواد نويسندگان در اينترنت پايين باشد. مشكل بايد جاى ديگر باشد، ولى من نميدانم يعنى تحقيق نكردم. اگر وضع بدين منوال ادامه يابد بزودى ارزش كيفى محتواى فارسى در فضاى اينترنت به خطر مى افتد. از چند وبلاگ نويس فعال شنيدم كه مى گفتند چون وقت نيست همين هم مايه افتخار است. سؤال من اينست: اگر در كتابفروشى كتابى را ورق زديد كه مملو از غلط املايى و دستور زبان بود، آيا حاضريد بابتش پول بدهيد و آنرا بخريد؟ من از وب سايت " زبان فارسى در دنياى ارتباطات" (PersianFarsi.com) متعلق به آقاى بهرام اشرف زاده خيلى بهره مند شدم. اين وب سايت خودش ميتواند يك e-zine اختصاصى بشمار بيايد.
صنم: آيا عاقلانه نيست e-zine هاى کوچک ايرانى ادغام شوند تا با ايجاد يک وب سايت بزرگ از لحاظ حجم متن خوانندگان بيشتری را جلب کنند و بدين ترتيب شانس دريافت اگهی از آگهى دهنده را بيشتر کنند؟
هوشيار: جواب هم بله است هم خير. در حال حاضر خير. e-zine ها بايد چون مجمع الجزايرى كنار هم باشند، ولى بطور مستقل به حيات خود ادامه دهند. دليل اين نظريه اينست كه هنوز تعداد خوانندگان اينترنتى كم است و ادغام كردن دو وب سايت انگيزه اى براى ترغيب كردن آگهى دهنده بوجود نخواهد آورد با وجود اينكه ممكن است بطور نامحسوس در هزينه نگهدارى وب سايت صرفه جوئى شود. در دراز مدت بله. يعنى وقتى شماره كاربران در ايران به پنج و ده و پانزده ميليون نفر رسيد، ترافيك آنقدر بالا ميرود كه e-zine هائى كه در فلسفه فكرى، خط مشى و محتوا شبيه بهم هستند براى بقاى خود هم كه شده در هم ادغام خواهند شد.
صنم: آينده e-zine هاى ايران را چگونه مى بينيد؟
هوشيار: اين سؤال براى من خيلى پر دست انداز است چون در ايران زندگى نميكنم و در چهارچوب اوضاع و احوال كشور نيستم، ولى اگر بخواهم به تحولات اينترنت در ايران در ده سال گذشته استناد كنم به جرأت ميگويم ترافيك بيشتر، كاربر بيشتر، مجلات الكترونيكى بيشتر، درآمد بيشتر و كار آرائى بيشتر. در چند سال اخير جامعه ايران نشان داده است توانائى حال كردن در فضاى اينترنت را هم در سطح دولتى (حاكم) و هم اجتماعى (مردم) داشته است. حالا حدود و ثغور و رنگ و لعابش از اين فرج به آن فرج فرق دارد، ولى آنچه مهم است اينست كه ابزار اينترنت در ايران جا افتاده و فوايدش آنقدر زياد است كه هيچ عنصرى آتش به انبارش نخواهد زد چون دودش به چشم خودش هم خواهد رفت. بشارت اينترنت رسالت خودش را بخوبى در كشورمان ايران نمايان كرد.
سفت و سخت به e-zine هاى خود بچسبيد! اين تازه اول راه و اول داستان است.