تخت جمشيد، قسمت دوم
تخت جمشيد
قسمت دوم
(براي خواندن قسمت اول اينجا را کليک کنيد)
تخت جمشيد، افتخار ايرانيان ، در دشت فارس تکيه بر کوه رحمت داده است که بر دشت پهناور و حاصلخيزي که اطراف آن را کوهها حلقه وار قرار گرفته مشرف مي باشد. سايت تاريخي پرسپوليس نمادي از معماري ايلامي ، بابلي، آشوري ، مصري و ... است.

بهرهاي كه پارسيان از تمدنهاي همسايه و بيگانگان گرفتند (مانند هر قوم متمدن ديگر) به ويژه در معماري پرسپوليس جلب نظر ميكند و عبارتند از :
1ـ نقشه كف پرسپوليس كه شكل تكامل يافته شوش و پاسارگاد است. 2ـ تزئينات و نقش برجستهها مستقيماً از امپراتوري روم اقتباس شده است. 3ـ نقش گاوهاي بالدار درشت، تقليد از فرهنگ آشوريان است كه آنها اين نوع گاوها را لاماسو ناميدند.

4ـ گاوميش بالدار با سر انسان روي لغازها در دروازه خشايارشاه ، دروازه ملتها (كه هنوز هم بعد از 2500 سال عملكرد خود را از دست نداده است، چون هنوز هم مردم بازديد كننده براي ورود به پرسپوليس از اين دروازه عبور ميكنند) برگرفته از فرهنگ مصر ميباشد.
نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده بود. سيستمهاي کانال کشي و آبرساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد آنها قبلا در سنگ کوه کنده شده دليلي بر اين مدعاست. تخت جمشيد بر صفه اي گسترده به ابعاد 274 در 475 متر قرار گرفته که قسمتي از آن را در در سطح کوه و صاف کرده و قسمتهاي گود آن را پر نموده اند. اطراف اين صفه را ديواري مرکب از تخته سنگهاي بزرگ که همه جنبه دفاعي داشته اند احاطه کرده است. بلندي اين ديوار به تفاوت تا حدود 12 تا 18 متر است.ابعاد سنگهايي که در اين ديوار ممتد به کار رفته گاهي به 150 متر و وزن 30 تن مي رسد. اين سنگها را بدون ملات بر روي هم سوار کرده با بستهاي آهنين به هم پيوند داده اند. اتصال اين سنگها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره از مواقع درزي در ميان آنها ديده نمي شود. اين ديواره سنگي با فراز خود ديواري ديگر از خشت خام داشته که لااقل قسمتي از آنرا با کاشيهاي ملون (قهوه اي، زرد و سبزآبي) مانند آنچه در شوش به کار رفته بود نماسازي کرده بودند.

راه ورود به صحنه خود به تنهايي از ابدايي قدرتمند و جالب سخن مي گويد. پلکاني با شکوه و دو جانبه به پهناي 6.6 متر که از هم جدا کشته و باز به هم من رسند. اين پله ها به جاي اينکه از تخته سنگهاي جداگانه به هم ترکيب يافته باشد از يک قطعه سنگ عظيم الجثه حجاري گرديده و حتي گاهي قسمتي از ديوار شنکي را شامل مي شده است. ممکن است از ديدگاه ما اين کار غير منطقي به نظر آيد ولي حقيقتا نمي توان تصور نمود سازندگاني که چنان ستونهاي بلندي را ساخته اند کاري عبث انجام داده اند. چنين ترکيبي بيشتر ار واحد هاي جدا از هم به بنا استحکام مي بخشيده است.

اين راه پله بزرگ و شکوهمند با يک شيب تدريجي که مناسب سوارکاران است به سطح صفه مي رسد و بلافاصله به يک عمارت با هيبت مي رسد. مجسمه هاي عظيم گاو بالدار با سر انسان از اين عمارت پاسداري مي کنند. اين بناي منفرد که به صورت کوشک است، سنگ نبشته اي از خشايار شاه در بر دارد. اين سنگ نبشته اعلام مي دارد:« اين دروازه همه ملتهاست.» اين اعلاميه بدين معناست که همه ملتها از اين جا به سوي قلمرو نيروهاي روحاني عبور مي کنند. ديوار بلند دنياي عادي بيرون را که از شکوهمندي درون و فروزش رنگها و درخشش فلزاتش چيزي ناجور مي نمود بيک سو مي نهاد.


اين صفه به صورت سکوهاي مختلف السطوح ساخته شده بود به طوريکه هر بنا بر روي تراس ويژه خود ساخته شده توسط پله هاي مخصوص به آن راه مي يافتند. فضاهاي ميان بنا حياطهايي را تشکيل مي داد که هر يک باغچه اي مخصوص خود داشت. مشرف بر همه بناهاي تخت جمشيد کاخ آپادانا قرار دارد:

كاخ آپادانا
آپادانا يعني سالن ستوندار. از بيرون درازاي هر ضلع آن به 250 پا ميرسد و هر ضلع اطاق مركزي 195 پا ميباشد. سه ايوان در سه سوي آن قرار داشت كه عرض هر يك بالغ بر 65 پا ميشد. 36 ستون باريك اندام بدون انحنا كه هر چه به طرف بالا ميرفت از قطر آن كاسته ميشد، تمام بنا را نگه ميداشت. قطر هر ستون 7 و بلندي آن 60 پا بود.

هر ستون داراي 48 يا 36 شيار بوده است، برفراز ستونها، سر ستونهايي نيز به اشکال شير و جانوري خيالي با بيني عقاب حجاري گرديده بود که گويا مورد پسند واقع نشده، نا تمام آنها را کنار انداخته بودند.

سر ستون هايي به بلندي 3 متر و به شكل دو گاو، پشت به هم داده كه با رنگهاي متنوع زنده رنگ آميزي شده بود.

در اندرون كاخ آپادانا جنگلي از ستونها بود كه در ميان آنها ديوارهاي خشتي، تقريباً از نظر پنهان ميماند. چون در چنين فضايي دشوار بود كه شخص بتواند خود را توجيه كند، امكان داشته كه از نظر او رويايي غيرواقعي در وراي اين جهان خاكي، مانند باغهاي مقدس بهشتي جلوه كرده باشد. چون آپادانا يك تالار عام بزرگي بوده كه گنجايش ده هزار نفر را داشته است. كاملاً محتمل است كه هيئت باريافتگان در دايرههاي متحدالمركز بسوي شاه كه در مركز مستقر بوده، پيش ميرفتهاند. اين موضوع را ميتوان از روي حجاريهاي آن دوره استنباط كرد.
در آن سوي حياط تالار معروف به صد ستون قرار دارد.
كاخ صد ستون
همانطوركه از اسم آن پيداست، صد ستون كل بنا را نگه ميداشت و جايگاه مهمانان بود. نكته قابل توجه اينكه تزئينات اين كاخ هم بر حسب عدد 100 بود. كاخ تچر كاخ داريوش و همچنين كاخ آينه، احتمالاً اين كاخ اقامتگاه موقت ويژه در دوره برگزاري مراسم بوده است.
پله آپادانا
اين مكان مهمترين و كهنترين قسمت تخت جمشيد ميباشد و خود يك كتاب مصور تاريخي است ، چون از طريق نقش برجستهها ميتوانيم به سلسله مراتب روابط اجتماعي، نوع پوشيدن لباس و در مجموع فرهنگ آن دوران پي ببريم.

بطور کلي تکميل و پرداخت سراسر بناهاي تخت جمشيد با دقت و حوصله تمام تنجام گرفته بود. بعضي از ديوارهاي سنگي به درخشاني آينه سيقل يافته بود که گويي ريزه کاريهاي حجاري با ابزار کار جواهر سازان انجام گرفته باشد.
در پايان بايد اضافه كرد تخت جمشيد آشكارا نمايده دولت بوده است. هنر آن براستي هنري دولتي بود كه به تمدنها و ملتهاي بسيار اين حسن اطمينان و افتخاررا بخشيده بود كه همگي اعضاي يك جامعه بزرگ بودهاند.
شانی شريف









