هنر سنگتراشی در ایران قبل از اسلام یکی از بزرگترین شاهکارهای باقی مانده برای نسل امروز ماست. هنری که پس از اسلام بدلیل حرام بودن تصویر نقوش انسانی تقریباً از بین رفت. هنری که بوسیله آن پادشاهان ایران باستان قدرت و شکوه خود را به تصویر می کشیدند. نقش برجسته هایی که هنوز در جای جای ایران داستانهای فتح و پیروزی آنان را برای ما حکایت می کنند.


سه کیلومتری غرب استخر، داریوش بزرگ تیغه ای صخره ای از کوهستانی را که اینک حسین کوه نامیده می شود، به عنوان آرامگاه انتخاب کرد. و سه تن از جانشینان وی نیز همان الگو را دنبال کردند. نقش رستم، نامی که ایرانی ها به این نقطه هول انگیز داده اند، جایی که در آرامگاههای صخره ای با نمای چلیپایی آن ، پیکر های سلاطین هخامنشی آرمیده اند.


جانشینان داریوش از نمای آرامگاه وی بجز از کتیبه سه زبانه آن تقلید کرده اند. درون صخره، نماد بالدار اهورامزدا، خدای مذهب زردشت، بالای سر پادشاه که دستش به حالت پرستش بالا رفته، پرگشاده و نقش افراد ملل تابعه که تخت او را در کنار بزرگان دربار حمل می کنند، تراشیده شده است.

پادشاهان ساسانی موضوعات مورد علاقه خود را زیر آرامگاه های گذشتگان به تصویر کشیده اند. یکی از پادشاهان ایشان به خاطر صرفه جویی در استفاده از نیروی کارگر با تراشیدن نقش برجسته خود درون صحنه ای کهن تر، یعنی نقش برجسته ایلامی، احتمالا مربوط به هزاره دوم ق م ، اهمیت این تیغه کوهستانی را هویدا می سازد. . یکی از نقوش نمایانگر شاپور اول ساسانی است که پادشاه روم شکست خورده در برابر او زانو بر زمین زده است و تصاویر دیگر از پیروزی های بهرام دوم حکایت می کند.


در این مکان آرامگاه های چهار تن از سلاطین هخامنشی قرار دارد،داریوش کبیر، اردشیر اول، داریوش دوم و خشایار شاه.


بنای چهار گوشی در جلو صخره است که کعبه زردشت خوانده می شود. شاید این بنا، پیکر یکی از نخستین پادشاهان هخامنشی را محافظت می کند، اما عقاید درباره هدف از ساخت آن، مختلف است.
در جبهه شرقی این بنا کتیبه طولانی و مهم پهلوی ساسانی پیدا شد. گفته می شود کعبه زردشت آتشکده آناهیتا است. یعنی جایی که پادشاهان ساسانی در آن تاجگذاری کرده اند و احتمالا جواهرات سلطنتی در آن نگهداری می شده است. اما قضاوت در بارده آن زمانی امکام پذیر است که کاوشهای کاملی در آن صورت گرفته باشد.