کاخ آپادانا
وقتي به منطقه باستاني شوش قدم مي گذاشتم گمان مي کردم که بايد با بناهايي همانند آنچه در تخت جمشيد ديده بودم برخورد کنم. ولي از آنچه ديدم سخت يکي خوردم. در قسمت ورودي تنها چند تابلو قرار داشت که ميراث توضيحاتي در مورد پيشينه محل بر روي آن نوشته بود و بجز آن... تقريباً هيچ! از کاخهاي هخامنشيان در شوش تنها پي هاي آن باقي مانده بود و تعدادي سر ستون و ته ستون شکسته کوچک.

من قبلاً کتاب خاطرات کاوشهاي باستان شناسي شوش را که ژان و مارسل ديولافوا در مورد زماني که به کشف منطقه حدود 150 سال پيش آمده بودند خوانده بودم و انتظار داشتم که بتوانم در محل تعدادي از کاشي ها رنگين و منقوش را با آن همه جزييات و تفاصيل که توصيف کرده بودند ببينم. ولي خوب ظاهراً سخت در اشتباه بودم و براي ديدن آنها بايد به لوور بروم!

تاريخچه تمدن منطقه شوش:
شوش کهن ترين شهر جهان که حدود 4000 سال پيش از ميلاد مسيح به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنياد نهاده شد پس از 5000 سال حيات پرفراز ونشيب وتوام با روزهاي پيروزي وشکست رونق ورکورد وآباداني وويراني با سقوط شاهنشاهي هخامنشي در سال 332 ق م به مرور در سراشيبي افول افتاد ودر قرون ميانه اسلامي رونق خودرابه کل از دست داد وبه روستاي کوچکي گرداگرد آرامگاه دانيال نبي(ع) بدل شد :
ساخت معابد ايلامي در شوش، ساخت چغازنبيل و هفت تپه بين 640 تا 629 پ.م.، پس از آن آشوريان ايلام و شوش را ويران مي کنند و هخامنشيان جاي ايلاميان را مي گيرند. در اين زمان داريوش کاخهاي شوش (آپادانا) را بنا مي کند. در سال 323 پ.م. اسکندر امپراطوري هخامنشي را تسخير مي نمايد و چندي بعد حکومت سلوکيان آغاز مي شود. بعد از آنان اشکانيان و ساسانيان و ساخت ايوان کرخه و جندي شاپور. بعد از ورود اسلام به ايران تا اوائل قرن هفتم در دوران تمدن اسلامي شوش تعدادي مسجد در تپه هاي صنعتگران (شوش) ساخته شد و با ورود مغول ها به ايران شوش تخليه مي شود.

کشف منطقه باستاني شوش:
تا قرن ها مسافراني که از کنار اتلال باستاني شوش مي گذشتند . حتي تصور آن را به مخيله خود راه نمي دادند که اين پشته هاي عظيم خاک که اکنون ماواي دان شده روزگاري گهواره تمدني درخشان وپايتخت پرشکوه فرمانروايان ظفرمندي بوده که فاتحانه بر شهرهاي بين النهريني مي تاخته اند يا قلمرو ايشان از دروازه هاي اروپا تا هند گسترده بوده است . تمامي جهانيان ياد آن روزهاي درخشان را به بوته فراموشي سپرده بودند الا كليمياني که نام شوشان وگوشه اي از آنچه رادرآن گذشته بود در كتابهاي مقدس خود ثبت کرده وبه خاطر داشتند . لذا تصادفي نبود که نخستين کسي که ويرانه هاي شوش را باز شناخت بنجامين بن جناح خاخام کليمي بود که بين سال هاي 1163 و 1173 ميلادي براي بررسي وضع كليميان در ايران به سر مي برد . وي هنگام زيارت آرامگاه دانيال نبي از اتلال باستاني شوش نيز ديدن کرد وآنرا همان "شوشان" مذكور در تورات شناخت .

ازاين هنگام تا ميانه قرن نوزدهم ميلادي که براي اولين بار کلنگ باستاني در شوش به زمين خورد جهانگردان زيادي از اين محوطه باستاني ديدن كردند. در دهه 1840 ميلادي دومهره مهم در پيدايش باستان شناسي خاور نزديک يعني آستين هنري لايارد وهنري کرزويک راولينسن از شوش بازديد كردند . بدين ترتيب زمينه اي براي حفاري در شوش فراهم اما بنا به مشکلاتي آنان موفق به حفاري نشدند و به نقشه برداري ونامگذاري تپه ها بسنده كردند . سپس گروه انگليسي به علت وجود مشكلات فراوان شوش را رها كردند و سراغ ساير شهر ها رفتند . پس از آنها هيئت فرانسوي که در راس آنها مارسل و ژان ديولافوا اين كار را بر عهده گرفتند . در حفاري هاي فرانسويان آثار زيادي از زير خاک بيرون آورده شد و آنها آثار زيادي را به موزه لوور بردند که هيجانات زيادي را برانگخيت . اين امر دولت فرانسه را ترغيب کرد که كار حفاري در شوش را با بودجه وامكانات بيشتري دنبال کند . ولي دولت ايران به علت مشكلات امنيتي واغتشاشاتي که از رهگذر حفريت فرانسوي ها در منطقه شوش بوجود آمده بود به دولت فرانسه جواب رد داد و به مدت 10 سال كار فرانسوي ها متوقف ماند تا اينکه بالاخره ژاک دومورگان فرانسوي وارد شوش شد و به حفاري پرداخت . دومورگان روش حفاري جديدي را ابداع کرد و در يکي دوسال اول حفاري آكروپل آثار مهمي چون : فتح نامه نرام سين – چند كودورو ومقدار زيادي آجر کتيبه دار به دست آورد .. دومورگان از هيئت انگليسي بسيار زرنگ تر بود وتوانست خدمت بزرگي به فرانسه بکند .

مجموعه کاخهاي هخامشي شوش توسط داريوش اول برپا شد که شامل بخش هاي زير مي شود:
آپادانا، دروازه، ديوانخانه و بخشهاي ديگر. آپادانا يا تالار ستون دار 3 ايوان 12 ستوني و يک تالار 36 ستوني تا 22 متر ارتفاع داشت. ديوارها از خشت و ايوانها با آجر مينايي لعابدار (منقوش) مزين بود. در زمان اردشير اول اين بنا دچار آتش سوزي شد، اردشير دوم آن را بازسازي کرد.
آپادانا ناحيه اي است كه در جنوب شرقي شهر كه قصر زمستاني پادشاهان هخامنشي به خصوص خشايار و اردشير بوده است . در اين ناحيه تخته سنگ هاي تراشيده عظيم و ته ستونهاي بزرگ باتركيب هندسي بسيار دقيق و منظم ، آنچنان با وقار صف كشيده اند كه با گذشت هزاران سال همچنان بازتاب شكوه و عظمت تاريخي تمدن ايرانيان هستند.
جالب اين جاست كه نزديكترين تپه هاي سنگي و كوهستاني به اين ناحيه بيش از 50 كيلومتر فاصله دارند. حال اين تخته سنگ ها و ستون هاي به قطر يك تا دو متر با چه وسيله اي در آن عهد به اين محل حمل شدند، موضوعي بسيار اعجاب انگيز است. برخي باستان شناسان معتقدند كه اين سنگ ها از راه رودخانه و با كمك جريان آب جابجا شده اند. نمونه كامل اين آپادانا كه كمتر خسارت ديده و معروف به «تالار صد ستون» است در مجموعه تخت جمشيد شيراز قرار دارد. در كليه قسمت هاي اين ناحيه، آثار فراواني از نوع ظروف سفالي، وسايل زينتي، اشياء فلزي مفرغي و الواح منقوش به خط تصويري متعلق به 1700 سال قبل از ميلاد كشف شده است. در زمان پادشاهي داريوش شهر تاريخي شوش به پايتخت زمستاني انتخاب گرديده و كاخ مجللي در آن بر پا شد. پس از وي خشايار و اردشير دوم در تكميل اين شهر اقدام نموده اند.
مدت حدود 200 سال شوش مرکز سياسي ايران و سرزمين هاي تحت فرمان هخامنشيان به شمار مي رفت. سرانجام شوش در يورش اسکندر مقدوني ويران شد.









