نقشهای هانی در ايذه
ايذه شهری است در منتهااليه شرقی استان خوزستان و در حدود 200 کيلومتری شرق اهواز. ايذه در ميان کوههای بخش مرکزی رشته کوه زاگرس و در ارتفاع 835 متر از سطح دريا واقع شده و هوايی تقريبا" ملايم دارد که در کوههای اطراف، رو به سردی میرود. جمعيت شهر حدود 80 هزار نفر است که اکثرا" از ايل بختياری هستند. شهر دارای خيابانهای مرکزی و مراکز خريد است و امکانات پذيرايی خوبی دارد. تاکسیهای شهری و دفاتر اتومبيل کرايه، رفت و آمد در شهر را آسان میکنند و قيمتها بهطور متوسط از اهواز ارزانتر است. فصل مناسب برای بازديد، قبل از پايان ارديبهشت و بعد از اول آبان است.

منظره ايذه از اشکفت سلمان
برمبنای کتيبههای کشفشده در اطراف شهر ايذه، نام باستانی اين شهر، «آياپير» بوده است. تا قبل از انجام شدن اکتشافات باستانشناسی روی منطقه «تپه مليان» (غرب مرودشت در فارس) و اثبات اينکه شهر باستانی «انشان»، پايتخت کوهستانی عيلاميان، در محل تپه مليان واقع شده بوده، بسياری از مردم ايذه را انشان (يا به صورت محلی «آنزان») میخواندند.
موقعيت آياپير باستانی در سر راه جاده اصلی تجاری از مرکز ايران به دشت خوزستان و شوش، به آن اهميت اقتصادی و سياسی خاصی میداده. به همين دليل است که اطراف ايذه امروز، چندين اثر باستانی و نقش عيلامی وجود دارد که باعث جلب گردشگران و باستانشناسان شده است.
اصلیترين اين کتيبهها در زمان حکومت يک پادشاه محلی به نام «هانی» نقش شده که در دوران نوعيلامی و زمان سلطنت «شوتروک-ناخونته دوم» (698-717 پ م) بر آياپير حکومت میکرده. اين دوران، يکی از پر فراز و نشيبترين دورانهای حکومت عيلامی نو بوده است که در آن، پادشاهان عيلام بعد از قرنها زندگی در زير يوغ آشور و بابل، سعی در مستحکم کردن پايه های استقلال خود داشتند. به نظر میآيد که هانی در آرام کردن کوهستانها و تحت اختيار درآوردن آنها زير حکومت شوتروک-ناخونته، اهميت خاصی داشته است.

نقشهای هانی در اين منطقه بسيار با نقشهای سلطنتی عيلام ميانه شبيه هستند و کاملا" مشخص است که منظور هانی، نشان دادن نفوذ و اختيار کامل خود در قلمرو جديدش بوده است. بزرگترين مجموعه نقشها در شرق ايذه و در نزديکی روستای «کوله فرح» واقع شده است. اين مجموعه شامل يک کتيبه به خط و زبان عيلامی نو و نقش خود هانی است که در آن، هانی از فتوحاتش در کنار رود کارون برای آرام کردن شورشيان و از وفاداری خود به شوتروک-ناخونته، حکايت میکند.

در جهت ديگر مجموعه، چند نقش در اطراف يک تختهسنگ بزرگ کنده شدهاند که نشاندهنده مراسم قربانی از طرف هانی و روحانی بزرگ دربارش هستند. يک نقش در سنگی کوچکتر، درباريان عيلامی را نشان میدهد و تختهسنگ بزرگی از طرف رومن گيرشمن، باستانشناس فرانسوی، به عنوان سنگ قربانگاه شناخته شده.

دو نقش ديگر، يکی کنده شده بر روی کوه، نشاندهنده يک مراسم جشن است که در آن، پادشاه در بالای نقش روی يک تخت جلوس کرده و بقيه مردم به صورت رديف در پايين نقش شدهاند. سبک اين نقش و موقعيت قرارگرفتنش میتواند نشاندهنده اين باشد که به دورانی قبل از هانی، شايد دوران عيلامی ميانه، تعلق دارد.

آخرين نقش، نيم-مجسمه ايست به اندازه واقعی که بر روی يک طرف يک تخت سنگ کنده شده و احتمالا" نشاندهنده هانی و وزيرش است.

مجموعه مهم ديگر، کتيبه و نقشهای «اشکفت سلمان» (اشکفت به معنی شکاف، غار) در شمال غربی شهر است. اين مجموعه در کنار يک شکاف کوه به وسيله شوترورو، وزير هانی، بوجود آمده است.

يک کتيبه که در آن هانی به ذکر اينکه نقشها به دستور شوترورو کنده شدهاند و در آن از خدايان مختلف کمک خواسته میشود، مهمترين اين نقشها است.

نيمتنه يک مرد به سبک عيلامی ميانه در کنار اين کتيبه، جلب نظر میکند. سر اين نقش در اوايل انقلاب در اثر برخورد گلوله «آر پی جی» تخريب شده و کتيبه نيز در اثر ضربات گلوله و خرابکاریهای بازديدکنندگان (نظير کندن نام) تا حدی تخريب شده است

دو نقش ديگر که يکی نشاندهنده شوترورو و خانوادهاش است و ديگری هانی و همسرش هوهين را نشان میدهد، همه رو به مرکز اشکفت نگاه میکنند که نشاندهنده قداست منطقه اشکفت از زمانهای باستانی است و حتی امروزه نيز در بين مردم محلی مقدس است.

نقشهای مختلف ديگری نيز در اطراف ايذه وجود دارند که اکثرا" تکرار نقشها و کتيبههای کول فرح هستند و از سوی هانی کنده شدهاند. اما در منطقه «خُنگ اژدر»، در روی يک تختهسنگ، دو نقش ديگر جلب نظر میکنند. در يکطرف اين سنگ، نقش کوچکی از دوران عيلامی، نشاندهنده چهار پيکره کوچک است که سبک آنها به نظر عيلامی ميانه میآيد.

در روی ديگر اين سنگ، نقشی از چهار مرد در لباسهای پارتی و يک مرد سوار اسب، نشاندهنده اهميت منطقه در زمان اشکانيان و حکومت دستنشانده آنها در منطقه، سلطنت علمائيد، است. متاسفانه کتيبهای در اطراف اين نقش وجود ندارد و نمیتوان دقيقا" تاريخ آنرا مشخص کرد، اما از سبک نقش میتوان آنرا به نيمه دوم حکومت اشکانی و شايد قرن اول ميلادی نسبت داد.

در دوران اسلامی، ايذه به عنوان پايتخت اتابکان لر بزرگ انتخاب شد و بعد از حمله مغول، مرکز محلی حکومت مغولان. خرابههای بنايی از دوران ايلخانی که به نام «طاق طويله» شناخته میشود اکنون در مرکز شهر وجود دارد.

بهطور خلاصه، نقشهای عيلامی، پارتی و آثار باستانی ايذه، به علاوه محبت و خونگرمی مردم محلی و افتخارشان به آثار باستانی شهر، ايذه را به مقصدی دلخواه برای يک مسافرت خوب، البته در فصل مناسب، تبديل میکند.









