محمد مفيدی
arch_mpn@yahoo.com

پس از پیمودن یک راه طولانی وخسته کننده هنگامی که در گرگ و میش سحرگاه به شهر می‌رسید، این مشاهیر سربداران هستند که در هيئت مجسمه‌هایی در میدان ورودی شهر به استقبال شما می‌آیند.
سبزوار شهری در شمال شرقی ایران که روزگاری موطن انقلابیون سربداران بوده، اکنون چیزی از آن شکوه سابق خویش را ندارد. سبزوار با آن که از سمت غرب در راه اصلی منتهی به مشهد مقدس قرار دارد، جز شهری ساکت و خاموش که تنها خاطره‌ای از آن روزها را در خود دارد، ارمغان دیگری برای بازدیدکنندگان خود ندارد.




این سکون شهر تا آنجا بر آدم تاثیر می‌گذارد که وقتی در خیابان‌های شهر قدم می‌گذاشتم احساس کسی را داشتم که در خانه‌ای قدم گذاشته که سالیان است کسی آن جا را گردگیری نکرده است؛ این شاید به آن علت باشد که شهر در بستر خود در حال پوست انداختن و در سطح، در حال گسترش است.
با تمامی این اوصاف، اگر بی‌انصاف نباشیم، در سطح شهر مکان‌هایی هست که با دیدن آن از آمدن به
سبزوار زیاد هم دلسرد نخواهید شد.







آرامگاه‌های حاج ملا هادی سبزواری و کاشفی دو تن از مشاهیر و فلاسفه این شهر از آن دسته مکان‌ها هستند. این مقبره‌ها جدا از از نقطه نظر بصری، معماری و جنبه‌های روحانی حاکم بر آن، از آن دسته مکان‌هایی هستند که دیگر در شهرمان تهران به‌ندرت می‌توانیم پیدا کنیم. فضایی آرام و دلپذیر با منظری سبز و آراسته (انگار که که جدا از شهر هستند و متعلق به آن جو خاکی نیستند) که هر مسافری را که برای اولین بار به آنجا رسیده باشد، چند ساعتی به خود مشغول می‌کند . فضاهای این دو آرامگاه چنان صمیمی و آرام هستند (البته در اواسط هفته) که تنها چیزی که پس از خداحافظی با شهر برایش دل‌تان تنگ خواهد شد همان‌ها هستند.







جدا از این دو مکان که از جنبه‌های مقدسی برای اهالی سبزوار بر خوردار است، تنها امامزاده‌ها و مساجد شهر هستند که چهره‌ای متفاوت نسبت به بقیه شهر دارند؛ و باقی، تمامی فضایی ساکن و گرد گرفته است.
اگرچه سبزوار برای من که با ذهنیتی متفاوت نسبت به شهر قدم در آن گذاشتم، دلسردکننده بود؛ اما اگر راهی مشهد بودید پیشنهاد می‌کنم چند ساعتی را در آن توقف کرده و از آن بازدید کنید.