August 21, 2002
panorama - shani

چشم اندازی از بهشت كوير مرنجاب، در غرب دشت بزرگ كوير

بهشت كوير مرنجاب

تصوری كه بيشتر ما از بهشت داريم، يه جنگل پر دار و درخته با انواع گلهای قشنگ و رودهای پر آب و ... برای همينه كه هروقت پا تو جنگلهای بكر شمال ميذاريم، خودمون رو تو بهشت تصور می ‏كنيم. ولی من ميگم بهشت ميتونه يه كوير باشه!
چند نفر از ما شهرنشين‏ ها و بخصوص پايتخت‏نشينها شن‏ های نرم و روان كوير و درياچه‌ سخت نمك رو زير پاهامون حس كرديم؟ اگه تاحالا اين تجربه رو نداشتين و دوست ‏دارين جنبه ديگه‏ای از زيبائی ‏های طبيعت رو ببينين، يك سفر كوتاه ولی به‏يادموندنی رو به يكی از كويرهای ايران بهتون توصيه می ‏كنم!

كوير مرنجاب، در غرب دشت بزرگ كوير، حدود پنجاه كيلومتری كاشان، شايد نزديكترين كوير از نوع خودش به تهران باشه كه علاوه بر جلوه‏های طبيعی يك كوير، مثل درياچه نمك، تپه‏های شنی و ... از نظر تاريخی هم اهميت خاصی داره. از اونجايی كه اين كوير در مسير جاده مشهور ابريشم قرار داشته، بناهای تاريخی از جمله چند كاروانسرای قديمی در اطرافش وجود داره. به همين دليل هم جهانگردهای زيادی رو برای بازديد به سمت خودش جذب می ‏كنه.

برای سفر يك روزه به كوير، بايد صبح زود حركت می ‏كرديم. تعدادمون زياد بود...آفتاب زمستونی تازه زده بود كه با اتوبوس راه افتاديم به سمت كاشان. بعد از كاشان، تقسيم شديم بين دوتا مينی‏بوس و از يك جاده‌ خاكی به سمت كوير رهسپار شديم. وقت زيادی نداشتيم تا از بنای قديمی كاروانسرای شاه‏عباسی مرنجاب كه در مسيرمون بود ديدن كنيم. كاروانسرايی كه تا صدسال پيش مورد استفاده قرار ميگرفته و الان داره با آجرهای سه‏سانتی ترميم ميشه!! بين راه به مقادير معتنابهی شتر هم برخورد كرديم و از راننده‏ها خواستيم مينی‏بوسها رو در نزديكی شترها متوقف كنن تا بتونيم مدتی رو به تماشای شترهايی كه به اندازه همون كوير آروم و اسرارآميز بودن بگذرونيم. ( از اونجايی كه ما همگی بچه‏های خوبی بوديم، تنها به تماشای شترها بسنده كرديم و اصلاً دنبالشون ندويديم و همه‏شون رو فراری نداديم! چند دقيقه‏ای نشد كه ديگه هيچ شتری در نزديكيمون ديده نميشد...! )

بعد از حدود يك ساعت در دل كوير بوديم... مينی‏بوس‏ها همونجا نگهداشتن و ديگه ما بوديم و سه چهار ساعت وقت و كويری به چه بزرگی! مسافت كمی از شنهای كنار جاده رو خارها و بوته‏های كويری پوشونده بودن و تضاد شگفت‏انگيزی از لطافت و خشونت طبيعت رو به نمايش گذاشته بودن. اينجا بود كه به زيبا‏ترين و لطيف‏ترين قسمت كوير يعنی تپه‏های شنی رسيديم. اون سمت از‌ تپه كه ما ازش بالا رفتيم سمتی بود كه زير تابش مستقيم نور خورشيد قرار داشت و حسابی داغ شده بود. اما از اونجا كه با هر قدم، پاهامون تا عمق چندين سانتيمتری داخل شنها فرو ميرفت، گرمای سطح شنها به هيچ وجه برامون آزاردهنده نبود. سمت ديگة تپه، يعنی دامنه‏ای كه در سايه قرار گرفته بود اونقدر خنك بود كه ظرفهای آبمون رو برای خنك شدن زير شنها مدفون ‏كرديم. و بهترين جا بود برای ولو شدن، سر ‏خوردن، شنا كردن!! و خلاصه خستگي و گرمای راه رو از تن بيرون كردن. ( پيشنهاد: قبل از انجام اين كارها بهتره تا جايی كه ممكنه لباسهای اضافی رو از تن بيرون آورد و سعی بشه از لباسهايی با حداقل جيب استفاده بشه! در غير اينصورت شنهای كوير تا مدتها به يادگار همراهتون خواهند بود! )

بالای تپه، شايد بلندترين نقطه‌ كوير بود. از يك سمت تا چشم كار ميكرد پر بود از تپه‏های شنی بزرگ و كوچك، و سمت ديگرمون درياچه نمك بود. انعكاس نور خورشيد از روی سطح پوشيده شده از نمك‏ بود كه واژه‌ «درياچه» رو با مسمّی‏ ميكرد. آسمون صاف و يكدست آبی كوير، همون گنبد كبود قصه‏ها بود... نزديك غروب بود كه از تپه‏ها به سمت پائين سرازير شديم. شايد خيليا حس راه رفتن و غلت زدن روی ابرها رو توی خواب و رويا تجربه كرده باشن! پائين اومدن از تپه‏های شنی، با اون شنهای رونده، زير پاهای بدون پوشش ما تعبيری برای اون روياها بود...

پائين تپه، كفشها رو كه قبل از بالا اومدن درآورده بوديم، پوشيديم و سوار مينی‏بوسها شديم. از اونجايی كه سفرمون يك روزه بود و بايد زود برمی ‏گشتيم، چيزی نمونده بود كه از ديدن شب كوير - همون شبهای پرستاره كه حتماً وصفش رو شنيدين- محروم بشيم و به تيكه آسمونی كه از پنجره‏های كوچيك مينی ‏بوس به چشم می خورد رضايت بديم...اما پنچر شدن يكی از مينی‏بوسها اين فرصت رو هرچند كوتاه برامون بوجود آورد تا سفرمون رو با تماشای ستاره‏هايی كه از افقی تا افق ديگه چيده شده بودن كامل كنيم.

توصيه ايمنی: يه جوری دوربين‏های عكاسی يا فيلمبرداريتون رو در مقابل اين شنهای ريز و كوچولو عايق كنين! چون چندتا دونه‏ش هم برای از كار انداختن هر نوع دوربينی كافيه...خود ما تو اين سفر يه دوربين فيلمبرداری و چندتا دوربين عكاسی قربانی داديم! 
 

آروين نيک جمال