November 06, 2002
panorama - shani

تخت سلیمان ،عظمتی ویران

چندین سال پیش مطلبی راجع به تخت سلیمان در روزنامه خواندم. تا آن روز حتی از وجود چنین محلی خبر نداشتم. وقتی آن مقاله را خواندم عمیقاً احساس تاسف کردم. نویسنده آن مقاله به همراهی عده ای توریست خارجی برای بازدید از محل رفته بود. خودش می گفت انتظار داشتم عظمتی بی نظیر را ببینم.ولی وقتی به محل رسیده بود و با ویرانی مواجه شده بود، شوکه شده بود.
وقتی قرار شد به تخت سلیمان برویم هراس عجیبی داشتم. هراس از رویارویی باعظمتی ویران. گذشته فراموش شده سرزمینم.
ولی تخت سلیمان را چندان هم مطرود نیافتم. جاده ای آسفالته و پارکینگی در وسط دشت، راهی سنگ چین شده تا بالای کوه و تابلویی راهنما با نقشه مجموعه در قسمت ورودی و بعد.




"در ایران باستان سه گونه آتش وجود داشته است:1.آذرفربغ(آتش موبدان) 2.آذرگرشنسب(آتش ساطنتی) 3.آذربرزین مهر(آتش برزگران)
محلی که اکنون تخت سلیمان خوانده می شود، در حقیقت پرستشگاهی بود بر آذرگرشنسب که در عصر ساسانی وجود داشته است.
تخت طاقدیس(تخت سلطنتی معروف کیخسرو) در زمان هخامنشیان و به دستور خسرو پرویز بنا شده بود از مشهور ترین بناهای تاریخی آن دوره بوده است ولی چند سال بعد به دست امپراطور بیزانس تخریب می شود تا اینکه بعد ها در دوره ساسانی مجموعه تخت سلیمان را بر ویرانه های دوره هخامنشی بنا می کنند. در عصر ساسانی این منطقه شامل سه بخش بوده است:1. استحکامات 2.تالارها و کاخها 3.آتشکده ها
استحکامات:گرداگرد مجموعه حصاری قطور بنا گردید که نقش تدافعی داشت.در این حصار دو دروازه قرار داشت.
تالارها و کاخها: از کاخ پادشاه ساسانی با تالارهای مخصوص جلوس شاه و بناهای عظیم اعجاب انگیز یاد شده است.. اینجا نقطه مقدسی بود که در آن تحت رهبری شاه، زمین و آسمان می توانستند همکاری کنند و در حقیقت مرکز روحانی امپراطوری بوده است.پادشاه فردای روز تاجگذاری اش در تیسفون با پای پیاده روانه سفری دور و دراز به تخت سلیمان می شد تا مراسم جلوس خود را کامل سازد. ساختمان و اجزای آن با درشت نمایی شبهه ناپذیری گنبد آسمان را نمایش می داد.
آتشکده ها: در راستای ستایش آتش سلطنتی که به نوعی نماد وحدت سرزمین ایران بود، آتشکده هایی پیرامون دریاچه واقع در صفه تخت سلیمان بنا گردید. دریاچه در بنای آتشکده ها نقش تعیین کننده ای را به عهده داشته است."





باد شدیدی می وزد و من زیر آفتاب درخشان به سطح آب دریاچه خیره شده ام. موجهای کوچک روی سطح آب و من که که هنوز سرم گیج می رود. هیچ وقت انتظار دیدن همچین چیزی را نمی کشیدم. دریاچه ای نوک کوه،دریاچه ای که از دل زمین می جوشد،دریاچه ای که هزاران سال شاهد خاموش عظمت سرزمین من بوده...

"...تالار طاقدار ممکن است در اصل تالار تخت شاهی کاخی بوده است و به یقین یکی از واحدهای سلسله ساختمان هایی بوده است که به دور بنای مرکزی ساخته شده بود. از ساختمان که ظاهرا کوشک عظیمی بوده، در بسیاری از آثار مکتوب از جمله شاهنامه فردوسی تصویری تا حدی خیالی عرضه کرده اند.




شکوه آن باور نکردنی بود.آن را از چوبهایی گرانبها ساخته و با طلای فراوان پوشانده بودند.نرده ها و پلکان ها هم طلاپوش بود. گنبدی که آسمان را نمایش می داد ، لاجورد و فیروزه بر آن نشانده بودند و پوشیده از ستارگانی از جواهرات بود با یاقوتهایی که در جدولهای نجومی طلایی قرار داده بودند،نشان داده می شد و ماه و خورشید را از طلا و نقره ساخته بودند. معبد داخلی را پرده ای زردوزی با نقش ستارگان می آراست.بزرگانی که در مراسم این نقطه غالبا سرد شرکت می کردند با مجمرهای زرین و سیمین گرم می سدندو در رواقهایی با پرده های پوست سمور و سگ آبی از باد محفوظ می ماندند.هزینه زیاد این ساختمان مانند طاق کسری معرف بخشی از ثروت مملکت بود. این هزینه را شورایی از بزرگان کشور تامین کرده بود زیرا احساس کرده بود ملت به آن نیاز دارد.





در حقیقت تخت طاقدیس ادامه برنامه عبادتی بود که قرنها پیش در تخت جمشید ارائه شده بود.
از جایگاه آتش مقدس آذزگشنسب که همه آتشکده های دیگر را از آن روشن می کردند،امرئز جز چند محراب آتشکده تنها ویرانه های هین بارو بر جای مانده است."




دور تا دورم را تلی از ویرانه ها در بر گرفته است که با سنگینی به داربست های فلزی تکیه داده اند. اینجا الآن فقط جایگاه مارمولک ها و گلهای وحشی است. از روی دیوار به دست وسیع و سر سبز زیر پایم نگاه می کنم و فقط به صدای باد گوش می دهم و تنها پرنده ای که در پهنای آسمان اوج می گیرد...





*تخت سليمان در ۴۰ کيلومتری تکاب در جاده زنجان تبريز واقع است. شاني شريف