December 04, 2002
panorama - shani

پیر چَک چَک :شکافی در دل کوه

پیر چَک چَک


یک شکاف توی سینه کوه.
عربهای مسلمان به ایران حمله کرده اند. نازبانو فرار می کند. اما کجاست که بتواند دختر یزدگرد ساسانی را در خود پناه دهد؟ نازبانوبه خدای خود پناه می برد و کوه در پاسخش شکافته می شود و او را در پناه خود می گیرد. گوشه شالش از شکاف بیرون می ماند، همین درختی که امروز در کنار شکاف است. سبزِ سبز:
اینجا " پیر چَک چَک"* یکی از زیارتگاههای زرتشتیان است که در شمال شرقی شهر یزد قرار گرفته ،تمام راه آن که از جاده یزد جدا می شه بیابانی است مسطح که هرچی توی این جاده خاکی جلوتر می ری هیچ تغییری نیست. کم کم خسته می شی، پس کجاست؟ اصلاً چه شکلیه؟...بعد از اینکه حسابی خسته شدی تازه می رسی به یه کوه. درختی سبز در سینه کوه و تعداد زیادی اطاقهایی که در دامنه کوه از آن پایین تا زیر آن درخت ساخته شده اند و برای زرتشتیانی است که برای زیارت به این منطقه می آیند.





پله ها رو سریع بالا می رم تا به آخر برسم، آخر یکی از همون اطاقهاست. کفشها رو باید در بیاری، مردها هم باید کلاه سفیدی بر سر بذارن.




داخل که شدی فضایی تاریک است که در وسط نور شمع ،در یک کنار زنی دعا می خواند. در طرف دیگر شکاف کوه.




زن منو صدا می کنه، بیا دعا بخون! یه کتاب ساده می ده دستم و آخرش رو باز می کنه،
- بخون!
- نمی تونم، زبانش رو بلد نیستم...
- خوب معنی اش رو بخون...
بیرون که میام، رو لبه یکی از اتاقها می شینم و از اون بالا به روبرو نگاه می کنم، آسمون، زمین، خاک، یه درخت سبز بالای سرم، این شکاف و این درخت واقعاً برای همون داستان است؟...اصلاً واقعی باشه یا نه مهم نیست، اینجا خدا رو پرستش می کنند و همین کافی است.

*به پیرِ سبز هم معروف است.




سمیرا براتی