تخت جمشید
قسمت اول:
داریوش بزرگ پارسه را بنا نهاد تا گواهی باشد بر عظمت و شکوه پادشاهی هخامنشی و بزرگی و سرافرازی ملت ایران.

بنایی که تا آن روز هرگز نظیر آن ساخته نشده بود. داریوش بنایی ساخت که هر تکه تکه آن را ار گوشه و کنار دنیا گرد هم آورده بودند. درشوش، سنگ يادبودي دفن شده است كه بروي آن داريوش بنيانگذار پرسپوليس، جزئيات ساختمان كاخ را چنين توصيف ميكند: «تزئينات اين كاخ از مسافت دور آورده شده است. قالب خشت آفتابخش را مردم بابل اجرا كردند. الوار درخت سدر را از لبنان مردم آشور به بابل حمل ميكردند و از بابل به كاريه (شهري در جنوب غرب آناتوليا) و مردم ايونيه آن را از كاريه به شوش آوردند. الوار درخت ياكا از قندهار و كرمان آورده شده است. نقره و آبنوس از مصر، تزئينات ديواري از يونان، عاج تراش خورده از حبشه سند و از ازارخوزي (ناحيه جنوب افغانستان) ستونهاي سنگي از ايلام و صنعتگران آن يوناني و ساردي بودند. زرگران كه طلا كاري ميكردند، مادي و مصري بودند.»

پرسپولیس در منابع یونانی برگرفته از سخن هرودوت می باشد، perse فارس و polis شهر، یعنی شهر پارس ها. اعراب چادرنشین بعد از حمله به ایران و شکست امپراطوری ساسانی چون نمی توانستند در تصور خود بگنجانند که چنین بنایی می تواند به دست انسانها ساخته شده باشد، این مجموعه را محل تخت و تاج جمشید می دانستند و به همین علت آن را تخت جمشید خواندند.(جمشید پادشاه اسطوره ای ایران است که تمام دیوان از او فرمانبرداری می کردند.)
پارسه نامی است که در کتیبه ای بر روی دروازه ملت ها ، داریوش بر آن نهاده است.

تخت جمشيد محل جشن گرفتن نوروز بود ولي نه نوروزي كه ما امروز جشن ميگيريم، بلكه نوروزي ديگر.
نوروز در زمان هخامنشي، انتقال فصل يعني آغاز آن موسوم به بهار اتفاق ميافتد. از نظر هخامنشيان نيايش براي سالي كه در پيش است، در اولين روز سال، از همه اوقات موثرتر است. چون فقط در اين هنگام بود كه نمايندگان مردم از سراسر امپراتوري ميآمدند تا در ابراز شاديها سال نو شركت كرده و احترام و محبت خويش را نسبت به شاه كه نماينده و سايه خدا بود، ابراز كنند و در عين حال با او به نيايش بپردازند. آنها نيايش ميكردند تا شاه و خدا با هم همكاري كنند، چون بلاهاي زميني و آسماني هميشه و به هر دليل اختلاف بين شاه و خدا تلقي ميشد.
براي آنها زندگي در گرو تغيير فصول بود و بخاطر همين موضوع شركت نكردن در اجراي مراسم باعث ناهنجاري در تغييرات فصول ميشد و براي تمام جامعه امپراتوري، بدبختي ببار ميآورد. لذا باروري و بركت در برداشت محصول آينده، بستگي به دعاي دسته جمعي در اولين روز نوروز داشت.

ادامه دارد....