April 24, 2003
panorama - shani

!! یخچال

شايد خيلي از شما که مثل من ساکن تهران هستيد از شنيدن اسم خيابان يخچال تعجب کرده باشيد. براي خيلي از ما امروز ديگر هيچ يخچال ديگري جز يخچال هاي خانه هايمان معني ندارد.
اگر کاشان برويد دو بناي مرتفع به شکل کندوي زنبور عسل مي بينيد که به هيچ وجه امکان ندارد بتوانيد حدس بزنيد ممکن است اينها يخچالهاي قديمي ايران باشند.
«یخچال جلالی کاشان»





در شهرهاي کويري و حاشيه کوير ايران مثل کرمان، کاشان، نايين، سبزوار ، دامغان و زواره هنوز بقاياي اين يخچال ها باقي مانده است.
«سرجان شاردن» فيلسوف و سياح معروف فرانسوي که در زمان حکومت صفويه به ايران سفر کرده در سياحتنامه خود در مورد نحوه تهيه يخ در ايران مي نويسد :« در يک محوطه گودال عميقي رو به شمال حفر مي کنند و در مقابل آن حوضچه هاي مربع شکل به عمق چهل تا پنجاه سانتيمتر به مانند تشتکي فراهم مي آورند. آنگاه شامگاهان اينها را از آب مالامال ساخته و هنگامي که صبحگاحان کاملا منجمد مي گردد ، آن را با شن کش مي شکنند و قطعه قطعه مي کنند و تمام اين قطعات را در گودال مزبور که توضيح داده شد ، روي هم انبار مي نمايند و آنرا در آنجا به قدر مقدور به تکه هاي کوچک تر مبدل مي کنند ، چون هر اندازه که يخ بيشتر خرد شود ، بهتر منچمد مي گردد.





سپس اين مربع ها را با مانند روز گذشته با آب تازه پر مي کنند و هنگام غروب قطعات يخ گودال را آّپاشي مي نمايند تا بهتر بهم بچسبد. بعد از حداقل هشت روز کار مداوم به ترتيب مذکور ، قطعات يخي به ضخامت پنج تا شش پا بدست مي آيد و آنوقت شب هنگام مردم معمولي محله را گرد هم مي آورند و اينان با فرياد و هلهله و شادي عظيم در حالتي که مشعلهايي در دور و بر گودال افروخته اند ، با آهنگ ساز و ابزار طرب که براي تهيج آنان نواخته مي شود ، در گودال فرود مي آيند و قطعات بزرگ يخ را روي هم مي شکنند و ميان هر دو تکه آب مي پاشند تا بهتر بهم بگيرد. در مدت شش هفته يک يخچال مالامال از يخ مي کردد. برف بسياري از اوقات مانع کار مي شود و خيلي اسباب زحمت مي گردد و لي به هنگام بارش آنرا مي روبند و به دقت تمام دور مي سازند. ذوب برف موجب آب شدن يخها مي گردد.
پس از اينکه يخچال پر شد با يک نوع ني که آن را بي زور مي نامند آن را مستور مي کنند.
در فصل تابستان باز کردن يخچال نيز جشن ديگري براي اهل محل فراهم مي آورد. يخ را در ايران به خربار مي فروشند. خرده تکه هاي يخ به مردم محله که هنگام کار ياري کرده اند تعلق مي گيرد.
آنچه در يخهاي ايران شايان توجه و مطبوع مي باشد زيبايي و تميزي خاص آنهاست، چنان که کوچکترين تيرگي و کثافتي در آنها نمي توانيد مشاهده کنيد. آبي که از دل سنگ بيرون مي ايد روشن تر و شفاف تر از آن جلوه نمي نمايد. »
يخچالهاي گنبدي ايران اندازه هاي متفاوتي داشته اند و يکي از بزرگترين يخچاهاي ايران يخچال ميبد است. قطر دهانه چال آن 13 متر و عمق آن حدود 6 متر است. در دور تا دور اين چال يک سکو جهت رفت و آمد به عرض 1.5 متر وجود دارد.
گنبد با خشت خام ساخته مي شده و به جهت مقاوت و ايستايي بهتر آن و همچنين کاهش هزينه ساخت ، ضخامت پوسته کنبد از پايين به بالا کاهش مي يافته است. ارتفاع گنبد ميبد حدود 15 متر و ضخامت پوسته در آن در پايين 240 سانتي متر و در بالا 20 سانتيمتر يعني به طول يک خشت است.
معمولا در سمت شمالي کنبد گنبد ديوار سايه انداز قرار داشته و در سمت شمال اين ديوار محل يخ بند بوده است(چاله هاي يخ )
يخچالها معمولا دو در داشته اند ، يکي در سمت شمال بين محل يخ بند و چال و ديگري در سمت جنوبي يخچال. در زمستان از در شمالي استفاده مي شده است و يخ را از يخ بند به داخل يخچال مي آوردند .
در سمت جنوبي هنگام تابستان باز مي شده استو يخچالدار از طريق اين در يخ را تحويل مردم مي داده است.
ارتفاع بسيار بلند يخجال که در بعضي از مناطق بلند ترين و يا يکي از بلند ترين ساختمان هاي شهر يا روستا بوده به اين دليل بوده است که در طي روزهاي گرم تابستان ، خصوصا در حاشيه کوير مرکزي که تابش آفتاب درون يخچال را گرم مي کند گرما در ارتفاع بالا تري قرار گيرد و سطوح پايين تر خنک تر باشد.
«یخچال روستای زواره»





امروز اين از اين يخچال ها به تعداد اندکي باقي مانده است و اينها هم همگي در وضعيت بدي قرار دارند و در حال حاضر مخروبه هستند و محل انباشت زباله شده اند که منظره بسيار بدي را ايجاد کرده است.
و شايد بتوان گفت تنها يخچال مويدي کرمان است که در داخل شهر قرار گرفته و مرمت شده است.





شايد اينبار که اسم خيابان يخچال قلهک يا کوچه مهر در شمال خيابان منوچهري به گوشمان خورد بدانيم که روزي واقعا در آن محل يخچالي وجود داشته است.


شانی شریف