July 17, 2003
panorama - shani

عمارت عالی قاپو

علی ميری
alimiri57@yahoo.com

سالها بود که در آرزوی یک سفر به اصفهان بودم .امّا موقعیتش فراهم نمی شد. تا اینکه چند وقت پیش یک سفر کاری به اصفهان به پستم خورد. البته خیلی وقت گشتن نداشتم : دو تا نصفه روز! اما سعی کردم نهایت استفاده رو بکنم. بازم بدشانسی آوردم و حافظه ی دوربین دیجیتالم پر شد و خیلی جاها موندند که من نتونستم هیچ عکسی ازشون بگیرم. با دیدن آثار تاریخی زیبای اصفهان ، هم بسیار از هنر و نبوغ گذشتگان لذت بردم ، هم چیزایی دیدم که خیلی حالمو گرفت. بدجوری . به طوری که تا چند روز پس از برگشتن از اصفهان، شدیداً به هم ریخته بودم. میگین چی دیدم؟ اینارو:

نگهداری از آثار تاریخی مسلمانها، صفر. در تمام مکانهایی که من رفتم، نه نگهبانی وجود داشت و تابلویی که حداقل خواهش کنه از مردم که مراقب این آثار با ارزش باشند. مردم هم که فرهنگشون اونقدر بالا بود که ... اگر شما هم اون صحنه رو می دیدین. ایکاش می تونستم عکسشو بهتون نشون بدم . کسانی که منارجنبان رفتن می دونن که یک منارها بر روی یک ساختمان کوچک بنا شده که در واقع مقبره یکی بزرگان در آن واقع است. دیوارهای ساختمان پر از دست نوشته هایی بودند که به نظر نمی آمدند خیلی قدیمی باشند. ما به نوشته ها می گیم: " یادگاری "ملت بزرگوار تا جایی که دست می رسید و جان در بدن داشتند بر روی دیوارها حکاکی کرده بودند. منظره ی وحشتناکی بود! در عوض کلیسای وانک. هرجا یک مامور. عکاسی مطلقا ممنوع. راستش از اینش شاکی شدم. از یکی از مسئولین اونجا پرسیدم . گفت نور فلاش برای نقاشی ها مضر است و چون مردم رعایت نمی کنند کلاً ممنوع شده. جلوی نقاشی های داخل کلیسا که در دست رس بودهم شیشه گذاشته بودند. البته در مکانهای مربوط به مسلمانها هم محافظت هایی شده بود. اما با داربست! فکرشو بکنید آثار به اون زیبایی و ظرافت و داربست های زنگ زده. به این میگن آخر هارمونی!!!!

گوشه گوشه ی بناهای تاریخی ماجراها دارند. اما افسوس که دیوارها خاموشند . هیچ جایی را ندیدم که یک راهنمای حسابی داشته باشد. نمی دونم ما چجوری انتظار داریم که توریست بیاد تو کشورمون. فکر نمی کنم از اصفهان جایی تاریخی تر تو ایران باشه. مسجد شاه با اون عظمتش نه تنها تابلو های راهنما به چند زبون نداشت بلکه راهنماش هم یک پیرمرد بود که به نظر نمی اومد سواد درست حسابی هم داشته باشه! جالب اینجا بود که داشت برای چند تا عرب توضیح می داد البته به زبان فارسی!!! اما در کلیسا همون عرب هارو دیدم که بازم یک پیرمرد ارمنی براشون به انگلیسی توضیح می داد و اونها هم خیلی راحت می فهمیدند. در موزه ی کلیسا هم کنار هر شیئ تاریخی یک تکه کاغذ گذاشته بودند و به سه زبان فارسی ارمنی انگلیسی توضیح داده بودند.

جهانگرد ها لطفاً فارسی یاد بگیرند! به نظر شما شهر توریستی نباید تابلوهای داخل شهرش به زبان انگلیسی هم باشه؟؟؟ ما که ایرانی بودیم و( همراه من که تا حالا چند دفعه اومده بود اصفهان و خیلی هم ادعا داشت که همه جاشو) بلده همش گم می شدیم. دیگه خارجی ها که جای خود دارند. البته شاید این هم از زرنگی اصفهانیهاست . شاید می خوان خارجی هارو مجبور کنند که راهنما بگیرند و یه چیزی هم تو جیب اونا بره. خوب اینم یک راه اشتغال زایی هست!

عمارت عالی قاپو

من از بیرون عالی قاپو عکس زیاد دیدم. اما از داخلش هیچی. هیچ تصوری هم نداشتم از توش . به محض ورود چشمم که کاشی کاری ها و معماری ورودی افتاد یکم خشکم زد.

راستش با بیرونش خیلی فرق داره.هر چند که از بیرون هم زیباست. خوشبختانه کاشی خیلی مقاوم هست و پس از گذشت سالها کاشیکاریهای داخل خیلی خوب مونده بودند. اما نقاشی های روی دیوارها اکثرا از بین رفته بود. یکی از هنرمندان میراث فرهنگی مشغول بازسازی نقوش تزئینی روی دیوار بود. خیلی دوست دارم ببینم اون ابتدا چه جوری بوده. حتماً فوق العاده زیبا بوده. رضا عباسی واقعاً هنرمند بی نظیری بوده.
عالی قاپو شش طبقه هست. ولی از هر طرف یه جور نشون می ده. راه پله ها خیلی باریک هستند. پله ها با کاشی های زیبا پوشانده شده بودند و دیوارها هم دارای نقوش بسیار زیبا بودند.

داخل هر اتاق یک( به قول امروزی ها) شومینه قرار داشت که به نظر من خیلی زیبا بود.

هر چه بالا تر می رفتی بر زیبایی اتاقها افزوده می شد. تالار موسیقی در طبقات آخرین بود و فوق العاده زیبا. تزئینات سقفش که تا بالای ستونها هم آمده بود بی نهایت زیبا بود و من مبهوت زیبایی و خلاقیتی که درش به کار رفته بود شدم. بیشترین نقشی که درش بکار رفته بود یه چیزی شبیه جام بود.

اون طبقه معماریش و تزئیناتش شاهکار بود. تا اونجایی که یادم هست طبقه ی بالاش می شد ایوان که در اون یک حوض مسی بود. یکی از شاهکار های این ساختمان در این است که این آب بدون پمپ تا اون ارتفاع که حوض قرار داشت می رفته. متاسفانه نتوانستم از حوض عکسی بگیرم. چون دور تا دورش رو داربست زده بودند. فکرش رو بکنید در زمانی که ازش استفاده می شده چقدر زیبا بوده. آب، داخل یک حوض مسی سفید شده، چه تلالویی داشته! یک نکته ی جالب دیگر این بود که در آن زمان ساختن یک حوض در طبقه چندم یک ساختمان و عایق بندی اون شاهکار بوده. در آن طبقه یک تالار هم بود. ورودی آن بسیار زیبا بود و از بیرون نشون می داد که داخلش باید خیلی قشنگ باشه.

و همین طور هم بود! کاشیکاری سقف و دیوارها شاهکار بودند.

سقف هم بسیار بلند بود. من که دوست نداشتم از اونجا بیام بیرون. درآن زمان آنجا تالار پذیرایی بوده. خوش به حال مهمانها!