August 19, 2004
panorama - guest

یه جای دور مثل آلاشت

محمد مفيدی
arch_mpn@yahoo.com

تابستان امسال وقتی در مناطق شمالی مانند مارکوپولو از شهری به شهر دیگری می‌رفتیم، در جاده اصلی منتهی به قائم‌شهر در جهت تابلویی که روی آن نوشته بود «آلاشت» به‌سمت راست منحرف شدیم. بعد از حدود نیم ساعت رانندگی در دامنه های البرز، به یکی از دورافتاده‌ترین روستاهای این منطقه کوهستانی رسیدیم که در دره عمیقی قرار گرفته بود.




آلاشت یکی از روستاهای مناطق شمالی کشور است که اکنون دیگر تقریبا خالی از سکنه شده. روستایی که تنها عابران کوچه‌های آن، پیرزنان و پیرمردانی هستند که به‌ندرت از آلاشت پا فراتر گذاشته‌اند و اکنون نیز فرتوت‌تر ازآنند که این کار را بکنند.




آن‌چه که این روستای نام‌آشنا اما دورافتاده را از سایر روستاهای همسان خود متمایز می‌کند و همچنین انگیزه‌ای بود تا سری به آن بزنیم، تنها این‌ست که آلاشت روزگاری موطن وزادگاه موسس سلسله پهلوی، رضا خان بوده است.




در کوچه‌های آلاشت، که در روزهای گرم تابستان هوای خنک‌اش از یک سو و سکوت سرد حاکم بر آن از طرف دیگر، باعث شده بود که بر لباس‌های‌مان بیفزاییم، تنها فضایی که متمایز از سایر خانه‌ها بود و ما را ترغیب کرد که پا در آن بگذاریم خانه پدری رضاخان بود؛ خانه‌ای سه طبقه که اکنون کتابخانه‌ی روستاست.




هنگام رفتن از آلاشت، درست پای ماشین وقتی سرمان را بالا گرفتیم، نگاه‌مان به گنبد زیبا و در عین حال متفاوت مسجد روستا افتاد.




به این‌صورت دیدار سه ساعته‌ی ما از آلاشت تمام شد، اگرچه آلاشت مانند سایر روستاهای دورافتاده کشور عاری از جاذبه‌های خاص توریستی‌ست، اما هوای پاک و کتابخانه آلاشت از جمله مواردی‌ست که شما را به یک بار سر زدن به آلاشت ترغیب می‌کند.