گزارشي از دومين بينال نقاشي جهان اسلام
گزارشي از دومين بينال نقاشي جهان اسلام
بينال جهان اسلام يا بينال هنرمندان كشورهاي اسلامي؟
موزه هنرهاي معاصر تهران. محل برگزاري دومين بينال نقاشي جهان اسلام. جايي كه به قول حسين خسروجردي، تجمع گاه گروهي انتلكتوئل جوان است با ديدهاي آرماني و گاه نهيليستي.
وقتي از ورودي موزه مي گذري و وارد سالن اصلي يا همان گالري يك مي شوي، همه چيز را مطابق معمول مي بيني. كارهايي با سبك هاي مختلف و نه با المان ها و شكل هايي يكسان، آنگونه كه انتظار داشته اي. رنگ روغن، اكريليك، كلاژ، تركيب مواد، آبرنگ، كار روي شيشه، گوآش، طرح هاي ديجيتال و تركيب عكس و نقاشي از جمله سبك هايي هستند كه هنرمندان كشورهاي اسلامي براي ارتباط با مخاطبانشان از آن استفاده كرده اند. كارهايي با موضوعاتي آزاد، خارج از سبك و فرمي خاص و خارج از شعار. چيزي كه در چنين بينالي بايد اولويت اول را داشته باشد.
پرسش و پاسخي راحت با حسين خسروجردي
در گالري 2، حسين خسروجردي، گرافيست و طراح، نشسته است و طبق برنامه اي اعلام شده، گفتگويي صميمانه با حاضرين در گالري انجام مي دهد. او سومين هنرمندي است كه در اين روز، درباره نمايشگاه و موضوعاتي كلي تر با حاضرين صحبت مي كند. او نمي خواهد يكطرفه حرف بزند، پس بنا را بر پرسش و پاسخي راحت مي گذارد.
مشخصه كارهاي اخير خسروجردي، استفاده از ديجيتال آرت و ادغام طراحي سنتي با كامپيوتر است. اولين سوالي هم كه از او مي شود، همين است. آيا از اين نوآوري نمي ترسد و آيا ديگران اصولا اين نوع كار، را نقاشي مي دانند يا نه؟ خسروجردي براي پاسخ به اين سوال، بينال شارجه را مثال مي زند كه به تازگي، يكي از جوايز اصلي اش را گرفته است و مي گويد: "در بينال شارجه، نقاش هاي معتبري از 72 كشور شركت كرده بودند و 9 داور بينال هم، همگي صاحب كرسي هاي مهم آموزشي بودند. اين سوال براي خودم هم مطرح بود. واقعا هم اين سوال مهم است. اينكه يك نقاش، بدون قلم مو بيايد و يك نقاشي را خلق كند. وقتي داوران كارها را ديدند و با آنها درباره شيوه خلق كارها صحبت كردم، استقبال آنها بسيار خوب بود و بعد هم يكي از جايزه هاي اصلي بينال را به من دادند. مهم البته اين جايزه نيست. به كاري كه مي كنم ايمان دارم و اين مهم است. شما هم همين كار را انجام دهيد و تا هر جا كه مي خواهيد پيش رويد. فقط كافي است تمركز و انرژي بگذاريد و بعد حاصل كار خود را ببينيد. ما شرقي ها در اكثر مواقع با پديده ها، خيلي رويايي برخورد مي كنيم. واقعيت اين است كه بايد ببينيم، با خودمان و با هنر، چقدر روراست هستيم." خسروجردي بحث را به مفهوم هنر مي كشاند. درباره هنر انتزاعي حاكم بر زندگي امروز صحبت مي كند و درباره عدم قطعيت اين نظريه كه پايان هنر يعني انتزاع. او مي گويد: "اگر هنرمندي به يكباره مسير هنري اش را عوض كرد، به كارهاي قبلي اين هنرمند هم شك كنيد."
سكون هنر در ايران؛ قضاوتي عجولانه
گالري 2، حالا شلوغ تر از نيم ساعت قبل است. كلاس هاي دانشگاه هاي اطراف هم تعطيل شده و دانشجويان هنر، اطراف سالن را پر كرده اند. البته در اين ميان بيننده هاي عادي نمايشگاه هم ديده مي شوند كه بدون اطلاع قبلي در اين گفت و شنود حضور دارند. يكي از همان دانشجويان تازه به بحث پيوسته، درباره سكون هنر در ايران و مرگ تدريجي آن صحبت مي كند و دليل اين مرگ تدريجي را مي خواهد. خسروجردي باز هم مستقيما پاسخ نمي دهد. او از فرانسه اي كه خيلي ها آن را مهد هنر مي خوانند، مي گويد و از كلكسيونر ها و ديد آنها نسبت به آثار ايراني و مي گويد: "شما ديگر قضاوت هاي عجولانه اروپايي ها نسبت به ايران را تكرار نكنيد. اگر آنها نمي بينند، شما كه در اين فضا زندگي مي كنيد. همين جمع، نشانه فعال بودن فضاي هنري كشور است. شما اول به من، اين مرگ تدريجي را ثابت كنيد تا بعد من دلايل اين وضعيت را توضيح دهم." خسروجردي سپس درباره رابطه مخاطب و هنرمند صحبت مي كند و مي گويد: "من هنرمندم و نيازمند واكنش مخاطبم. من براي اين مخاطب كار مي كنم و اصلا هم حرف كساني را كه مي گويند ما براي خدا كار مي كنيم، قبول ندارم. چون در طي اين سال ها با خيلي از اين افراد تنگاتنگ كار كرده ام و مي دانم دغدغه شان چيست. اصلا براي خدا كاركردن مفهمومي ندارد وقتي او در كنار و يك قدمي ما است. سعي كنيد آدم ها را تخطئه نكنيد، چون همه آنها مي خواهند براي شما كار كنند و با شما ارتباط داشته باشند."
درباره كارهاي ديگران
"درباره دوستاني كه پيش از اين در حوزه هنري با هم بوده ايم، نظرم را مي دهم." اين پاسخ كسي است كه از خسروجردي درباره كارهاي حاضر در بينال نظر مي خواهد. خسروجردي مي گويد: "از نظر فني مجموع آثار به نمايش درآمده به نسبت دوره قبل، كارهاي بهتري هستند. از كارهاي كاظم شريفي راضي ترم. از كار حبيب صادقي راضي نيستم چون اين كار به نسبت كارهاي پيشينش خيلي شعاري تر است. يك رشد نسبي در كارهاي حسن ياقوتي ديده مي شود. كار قبلي گودرزي بهتر بود. كار علي اكبر صادقي مثل كارهاي گذشته اش است. او كسي است كه ساده ترين مفاهيم را در جدي ترين شكل ممكن ارائه مي كند و فكر مي كنم اگر اين انرژي را روي سوژه هاي مهم تري بگذارد يكي از بهترين نقاشان معاصر خواهد شد. كار آقاي نامي هم نوعي تركيب كار دكوراتيو و فانتزي ست كه البته ملايم تر و دردمندتر از كارهاي قبلي شان به نظر مي آيد." خسروجردي در پاسخ خانمي كه فضا را براي ارائه كارهاي بهتر بسته مي داند، مي گويد: "ارتفاعي كه به نقاشي معاصر داده اند، ارتفاع كمي است اما يك مواقعي جا براي جهش اساسي نيز هست."
بينال جهان اسلام يا بينال هنرمندان كشورهاي اسلامي؟
يكي از حاضران از حسين خسروجردي درباره عنوان بينال سوال مي كند. خسروجردي مي گويد: "واقعا به اين تفكيك، اعتقادي ندارم. آدم هاي اين دوره و زمانه، خيلي شبيه هم هستند و نبايد روي ذهن و آرمانشان زوم كرد. اين نمايشگاه را گروهي از دوستانم به پا كرده اند كه اگر اينگونه نبود، شلاق نقد را مي كشيدم كه اصلا نقاشي جهان اسلام يعني چه...؟ اگر به شما قبل از ورود اين عنوان را نگويند يا چنين كدي را ندهند، شما متوجه موضوعي بودن اين بينال مي شويد؟ واقغا اين عنوان چقدر به اين نمايشگاه نزديك است؟ اين بينال هنر مسلمان ها است، نه هنر اسلامي. هنر كشورهايي كه مسلمانان زيادي در آنها زندگي مي كنند."
حرف هاي خسروجردي، پرسش كننده را راضي نمي كند و بحث بر سر عدم وجود المانهاي اسلامي در آثار بالا مي گيرد. حبيب صادقي از برگزاركنندگان بينال و عضو هيئت انتخاب كارها، بحث را به دست مي گيرد. او كه از ابتدا در گوشه اي از گالري حضور داشته، از ماهيت بينال دفاع مي كند و در پايان، حرف هايش را نه دفاع از عنوان بينال، كه دفاع از توانمندي و انرژي نقاش مسلمان و توانمندي نقاش مسلمان سوداني و آلاسگايي مي نامد. اين بار خسرو جردي قانع نمي شود و مي گويد كه فكر مي كرده است اين نام تنها بهانه اي براي نمايشگاه گذاشتن بوده است و نه محلي براي پاسخگويي به دعواهاي صليبي. خسروجردي در پايان اين بحث، آثار بينال جهان اسلام را بازتاب دريافت هاي نقاشان مسلمان، از فرهنگ كشورشان مي نامد و با مثال زدن تابلوي خودش كه عاري از المان هاي رايج اسلامي است، از جمع مي خواهد كه به انسان، از پنجره يك انسان، خارج از بحث ايدئولوژي نگاه شود.
نقاشي يعني ارتباط با يك فريم
حالا نزديك به دو ساعت و نيم از زمان آغاز صحبت هاي خسروجردي گذشته است. جمعيت همچنان با اين هنرمند همراه است و گويا هيچ كس احساس خستگي نمي كند، اما زمان تعيين شده تقريبا به پايان رسيده است و يكي از مسئولان موزه از خسروجردي مي خواهد كه بحث را به پايان برد. خسروجردي مي گويد: "ما بايد با خودمان خلوت كنيم. آموزش از زمان طلب شروع مي شود، نه از كلاس هاي مدرسه. نقاشي كم مي گويد اما عميق تر از سينما و ادبيات مي گويد. نقاشي بدون استفاده از فضا، زمان، صدا يا تكنولوژي بيشتر، تنها در يك فريم حرفش را مي زند. اگر ملتي نتوانند با يك فريم ارتباط برقرار كنند، از بر كردن كامل كتاب حافظ هيچ فايده اي نخواهد داشت و اگر عباس كيارستمي را، با پارچ هم سربكشند رشد نمي كنند. ضعف تمدن و فرهنگ يك كشور، براي نداشتن موجوداتي عميق است و نداشتن اين موجودات عميق، نه به دليل ندانستن شعر و ادبيات و سينما، كه به دليل ندانستن هنر نقاشي، مجسمه سازي و معماري است. ملتي كه معماري نداشته باشد، رشد نمي كند و اين تاسف انگيز است."
از همان جايي كه نشسته ام، مي توانم دوباره، يكي از دو اثر خسروجردي را بر ديوار گالري روبرويي ببينم. جايي كه كاراكتر ثابت كارهاي او، در دو حالت متفاوت، در آب به نظاره يك قايق كاغذي ايستاده اند. نزديكي عجيبي دارد حال و هواي اين كار با حرف هاي خالقش. حاضران به سمت دو كار خسروجردي مي روند و دوباره، حرف هاي رايج بازديدكنندگان نمايشگاه هاي مختلف، درباره آثاري كه مي بينند، آغاز مي شود. انتلكتوئل هاي جواني كه خيلي هايشان، بي هيچ دليل قانع كننده اي، مرگ هنر در ايران را باور كرده اند.









