۲۹ معلول، خاموش، رفتند ...



* بهزيستی درگوشی توضيح داد و نمايندگان قانع شدند.


وقتي از مرگ 29 معلول جوان گفتيم هيچگاه فكر نمي كرديم كه ساعتي بعد عده ای با چهره خشن و منقلب به ما حمله کنند. آن شب تحريريه روزنامه همبستگي تهديد شد؛ خبرنگاران از پيگيري و انعكاس اخبار تكميلي در اين مورد منع شدند و تا ساعت 2 بامداد اجازه خروج صفحات به كارمندان روزنامه داده نشد. بالاخره هم صفحات با تغيير بسيار به چاپخانه ارسال شد و پس از آن اين خبر براي هميشه از همبستگي محو شد.

شايد آن روز كه يكي از خوانندگان روزنامه ماجراي مرگ عاطفي چندين جوان معلول را تعريف مي كرد هيچ كس حرف او را باور نداشت و آن را زاييده تخيلات او مي دانست. اما چند روز بعد وقتي با فهرست 29 نفري معلولان فوت شده مواجه شديم همه چيز جای خود را به اندوه داد.
پيچيدگی ای در کار نبود. 450 جوان معلول جسمي و ذهني بدون هيچگونه برنامه ريزي علمي و پزشكي از يكي از مراكز دولتي نگهداري از معلولان جسمي و ذهني به مراكز ديگر بهزيستي منتقل شدند. اين تصميم پس از چند هفته فاجعه اي بزرگ را رقم زد. 29 معلول جسمي و ذهني كه به يكي از مراكز خصوصي نگهداري از معلولان در خارج از تهران منتقل شده بودند در مدت 50 روز چشم از جهان فرو بستند.

باور مرگ عاطفی يا به اصطلاح عوام دق کردن، اصلا آسان نبود اما كارشناسان در اين مورد به ما گفتند :معلول جسمي و ذهني وقتي به همراه مادريار ( پرستار ) خود وارد گروه دوستان همسال مركز مي شود براي برقراري رابطه دوستانه و صميمي تلاش مي كند به طوريكه پس از مدتي وابستگي شديد اين گروه آنقدر زياد مي شود كه جدا كردن آنها از يكديگر بدون برنامه ريزي علمي بحراني را براي آنان ايجاد مي كند كه تا مرگ انها پيش مي رود و به عبارت ديگر اين بيماران دچار "مرگ عاطفي" مي شوند.

محسن، عقب ماندگی ذهنی نداشت. محسن با آدمها ارتباط خوبی برقرار می کرد. محسن فقط يک معلول جسمی بود. محسن ۲۰ روز بعد از انتقال به مركز جديد فوت كرد. پزشكان مركز علت مرگ وي را " عقب ماندگي فكري " گواهي كردند. محسن باهوش بود.

پدر محسن می گويد: پسرم معلول جسمي-حركتي بود؛ نه معلول ذهني. بعد از مدتي كه محسن را براي مرخصي به خانه آورده بودم، در پي تماس مكرر مسئولان مركز بهزيستي مجبور شدم او را مجددا به مركز باز گردانم. اما مسئولان گفتند كه تعدادي از معلولان اين مركز را به مجتمع ديگري در خارج از تهران منتقل كرده ايم و قصد داريم كه محسن را هم انتقال دهيم. بعد از مدتي آمبولانس مجتمع، فرزندم را به مركز ديگري در خارج از تهران انتقال داد.

صدای آژير آمبولانس و محسنی که برای هميشه رفت. پدر محسن به خوبي به ياد مي آورد كه پس از گذشت دو هفته مسئولان مركز جديد با او تماس گرفتند و از او خواستند كه به دليل بيماري فرزندش به مركز مراجعه كند اما پس از مراجعه، جسد فرزندش را به او تحويل دادند : " جسد را بدون هيچ توضيحي به من تحويل دادند و من هم فرزندم را به بهشت زهرا منتقل كردم. در آنجا بود كه متوجه شدم محسن تنها نيست و چند جسد ديگر نيز از ان مركز براي دفن به بهشت زهرا منتقل شده است".

مادر محسن هم حرفهايی دارد. مي گويد: " پسرم، مادرزاد، بيماري فلج حركتي داشت به طوريكه با بالا رفتن سنش، اعضاي بيشتري از بدنش فلج مي شد. اما ذهنش به خوبي فعاليت مي كرد. "

او هم به خاطر مي آورد كه مسئولان مركز جديد هيچگونه توضيحي براي مرگ فرزندش نداشتند: پس از مرگ محسن با مركز بهزيستي تماس گرفتم و از مسئولان انجا پاسخ خواستم كه يكي از مسئولان به راحتي گفت: اتفاقي است كه افتاده!

مادر محسن مي گويد: وقتي براي آخرين بار برای تحويل گرفتن وسايل فرزندم به مجتمع بهزيستي رفتم، مرتضی، يكي از دوستان محسن، از من خواست كه از اين مجتمع او را بيرون ببرم. خيلی مضطرب و متشنج بود.

انتشار خبر مرگ 29 معلول جوان، مجلس شوراي اسلامي را به حركت در آورد به طوريكه دكتر نورالدين پيرموذن، عضو كميسيون بهداشت مجلس، در اين مورد گفت: گزارش تكان دهنده مرگ 29 معلول جوان مجلس را تكان داد و نمايندگان تصميم گرفتند كه جهت روشن شدن مسئله رييس سازمان بهزيستي را براي ارائه توضيحات بيشتر به مجلس فرا خوانند.

روز انتشار خبر، مسئولان سازمان بهزيستي كشور پاسخي را به روزنامه همبستگی ارسال كردند که در آن تاكيد شده بود : با توجه به سياستهای کلان دولت و مجلس در مورد واگذاری برخی از فعاليتها و تصديهای دولت به بخش خصوصی، سازمان بهزيستی نيز در اجرای سياست مذکور مديريت يکی از مراکز نگهداری معلولان ذهنی بهزيستی استان تهران را از سال 1379 به يکی از مراکز خيريه واگذار نموده است و خيريه مذکور نيز با احداث بخش جديدی با ظرفيت پذيرش حداقل 600 معلول پناهگاهی ايزوله بالای 14 سال آمادگی خود را جهت پذيرش معلولان مذکور اعلام نموده است که با تخصيص بودجه از طرف سازمان مديريت و برنامه ريزی، مجوز پرداخت يارانه با اين مرکز خيريه نيز صادر گرديده است.
در ادامه روند مذکور و پس از اعلام آمادگی مرکز هيات امناي غيردولتی فوق در خصوص آماده بودن بخش مورد نظر از نظر امکانات و تجهيزات لازم جهت پذيرش معلولان ايزوله و با توجه به وجود تعداد قابل توجه خانواده های دارای فرزند معلول در پشت نوبت پذيرش مراکز تهران طبق جدول زمانبندی مشخص، تعدادی از معلولان ايزوله شديد پناهگاهی بالای 14 سال مراکز تهران به مرور به آن مرکز انتقال يافته اند.

اين سازمان در ادامه اين پاسخنامه آورده است: " معلولان ذهني ايزوله و جسمي علاوه بر عقب ماندگي ذهني و جسمي شديد داراي مشكلات و ناهنجاريهاي شديد ديگر نيز هستند در نتيجه رشد نباتي داشته و عمر كوتاهي دارند آنچنان كه در همه جاي دنيا نيز امار مرگ و مير اينگونه بيماران غير فابل باور است. "

توضيح اين سازمان ياد آور مي شود كه سياستهاي کلان مالي کشور، انتقال اين بيماران را رقم زده است اين در حالي است كه ساكنان اصلي اين مجتمع انسانهاي مظلوم و بيگناهي بودند كه بدون مشورت با آنها براي جابجاييشان تصميم گرفته شد. حتی ساكنان اين مجتمع بدون هيچگونه برنامه ريزي پزشكي به مجتمع جديد منتقل شدند. همچنين در اين پاسخنامه تصميم گيري در مورد جابجايي بيماران بخش ايزوله، امري معمولي و هميشگي اعلام شده است اما متاسفانه فراموش شده است كه هيچ يك از معلولان فوت شده از بخش ايزوله به آن مركز منتقل نشده بودند. علاوه بر آن بسياري از اين بيماران معلول جسمي بوده اند كه به راحتي علت مرگ آنها "عقب ماندگي فكري" ذكر شده است. گذشته از آن، اين اتفاق طبيعي فقط در يكي از مراكز خصوصي بهزيستي آن هم با آمار 29 نفري اتفاق افتاده است. مرگی بی سروصدا و خاموش.

در ادامه توضيحات اين سازمان چند روز بعد، نماينده حقوقي بهزيستي در مجلس به خبرنگاران گفت: به محض انتشار اين گزارش كميته ويژه اي براي بررسي اين مسئله تشكيل شد و تيم ويژه تحقيقاتي پس از اين گزارش تمامي اجساد را مورد معاينه قرار داده و هيچگونه مورد مشكوكي را گزارش نداده است.

گويا نماينده حقوقی بهزيستی حتي يكبار هم اين ماجرا را مرور نكرده بود، زيرا بنا بر آمار و اطلاعات بدست آمده، آخرين جوان معلول فوت شده را دو ماه قبل از انتشار گزارش در رسانه ها به خاك سپرده بوده اند. آيا اجساد را نبش قبر کرده اند؟ گمان نمی رود.

در آخرين مرحله از پيگيري مسئولان كشور، رييس سازمان بهزيستي براي ارائه توضيحات در كميسيون بهداشت مجلس حاضر شد اما هيچكس نفهميد كه پشت درهاي بسته چه توضيحاتي نمايندگان مردم را قانع کرد.

نمايندگان قانع شدند اما هيچ تلاش و كوششي را براي قانع كردن مردم انجام ندادند. علامت سؤالها بیجواب مانده اند. اما آزاردهنده ترين موضوع اين است كه خانواده هاي اين معلولان كه به اميد زندگي آرامتر و کمک به فرزندانشان، آنها را به اين موسسات سپرده بودند بدون هيچ توضيحي جسد فرزندانشان را تحويل گرفتند و به بهشت زهرا رفتند. اگر مسؤولان نمی خواهند به مردم ايران گزارش دهند، حداقل براي ابراز همدردي هم که شده، بد نيست مراحل پيگيري اين حادثه را با خانواده هاي فراموش شده اين معلولان فراموش شده، در ميان بگذارند.



ساناز الله بداشتی