يک زيرزمين تاريک، پر از دود سيگار، بوی الکلی که از ليوان های آبجو در فضا پيچيده و صدای تقتق خوردن چوب به مهرهها. اين تصويريست که از باشگاه بيليارد داريم. اما باشگاه های بيلياردی که تازگيها دوباره در ايران راه افتادهاند اين شکلی نيستند. شايد در يک زير زمين وسيع و بزرگ باشند، اما روشن هستند و پر نور. بوی الکلی وجود ندارد چون در هر چه بطری هست و ليوان، يا چای است يا دلستر بدون الکل! اما صدای غالب همان است: صدای برخورد پيتوک يا همان چوب بيليارد با شارهای رنگی. صدايی که مخلوط شده با خنده و کرکری و گاه داد و بيداد يکی که توپی را از دست داده.

باشگاه های بيليارد و يک همزيستی مسالمت آميز !
هر چه بيشتر بگردی بيشتر توجهت جلب میشود به آدمهايی که دور ميزها هستند. همزيستی عجيب اما به شدت صميمیای شکل گرفته که نمیشود تصور کرد هيچ جای ديگری ديده شود. مردان پا به سن گذاشتهای را میبينی که با جوانانی هم سن و سال نوه هايشان مشغول بازی هستند ... در اين ملک مدتهاست که اين دو نسل نمیتوانند با اين ظرافت و صميميت کنار هم قرار بگيرند و حرف هم را بخوانند و بفهمند ... پيرمردی مو سفيد کنار يک ميز ايستاده و گچ آبيرنگي به نوک پيتوکش میزند، پسری 18، 19 ساله می رود طرفش: « استاد انگيليسی میزنی يا آمريکايی ؟ »
تازه يادم میافتد ميز، ميز اسنوکر است و پسر میخواهد قبل از شروع نوع بازيش را مشخص کند. پيرمرد لبخندی میزند و میگويد : « هنوز پول ميز ديشب رو نداده باز هوس کردی پياده بشی ؟ »
تماشاگرهای دور ميز میخندند. بازی شروع می شود ... پيرمرد به شارهای قرمز می کوبد و مثلث هدف را پخش می کند. جوان نيز به همان ظرافت بازی میکند و خم میشود روی ميز و به دقت پلی با دست چپش درست میکند تا ضربهاش دقت بيشتری داشته باشد ...
به در و ديوار نگاه میکنم، پوسترهای مختلفی از فيگورهای مختلف بيلياردبازان روی ديوار است و يک قسمت پر است از نوشتههايی انگليسی. جلوتر میروم میبينم ترجمهشان هم هست. مجموعه قوانين بيليارد که از اينترنت گرفته شده. خشايار، مدير سالن، توضيح میدهد که :
- خيليها که ميان اينجا تازه کارن هی قانون ها رو میپرسن ... جای اينکه يکی يکی به همشون توضيح بديم اينا رو زديم رو ديوار ...
- انگيليسیاش رو واسه چی گذاشتين؟ مگه خارجی هم مياد اينجا؟
می خندد.
- خارجی مياد اما زدن اينها به ديوار به خاطر اين موضوع نيست. میدونی... اولش که بيليارد دوباره راه افتاد همه اين قديمیها که میبينی اينجا قانون بيليارد بودن! مثلا همين آقا صلاح که داره بازی میکنه يک عمر کارش همين بوده. يه دوره زمان شاه توی مسابقات حرفهای 8 بال دنيا نفر سوم جهان شده ... اما خب پيری و هزار دردسر! بعضی وقتها واسه يه وضيعت هزار تا قانون در مياد. کسی هم نمیدونه کدوم درسته ... ما هم اون رو زديم اونجا تا اگه کسی خواست بتونه قانون فدراسيون رو ياد بگيره و از روي اون بازی کنه.
فدراسيون جهانی ؟
برايم خيلی جالب است که بيليارد ( اکثر بازی هايش ) فدراسيونی مجزا و اعضايی فعال دارد. در باشگاه ديگری از جوانی که کنار ميز بيليارد ايستاده میپرسم: « به نظر تو بيليارد ورزشه ؟ »
نگاهی به دستکشم ( که مخصوص بيليارد است و فقط سه انگشت شست، اشاره و وسطی را میپوشاند ) میکند و می گويد: « بابا تو که بازی میکنی خودت که اينو بهتر میدونی ... ببين توی بازی بيليارد مهمترين مساله ای که به آمادگی بدن ربط داره راه رفتن دور ميزه. میدونی... توی يک ساعت بازی بيليارد طرف شايد اندازه 4 کيلومتر راه بره ... »
راست میگويد. اما نمیدانم 4 کيلو متر اغراق است يا واقعی؛ ادامه میدهد: « بخش ديگهای که اونو مهم میکنه، قسمت تمرکزشه. تو بايد با تمرکز کامل بدونی به کجای شار بزنی که به کجای شار دومت بخوره تا بره و تو يه اسپات ( افتادن توپ توی سبد را می گويند ) بگيری. بعدش هم تازه وقتی شطرنج رو ورزش میدونن اينکه ديگه پيش اون کوهنورديه از نظر تحرک ... »

چگونه شروع شد ؟
در باشگاه بعدی که ميزها کمی کهنهتر به نظر میرسند آدمها خيلی با هم صميمیتر و آشنا هستند. از آقايی ميانسال میپرسم : « چند ساله بازی میکنيد ؟ »
- از 32 سال پيش. تا موقع انقلاب خوره بيليارد بودم بعدش هم اون روزها که همه تو خونشون اسلحه و کتاب و اعلاميه قايم میکردن من يک ميز برای خودم خريده بودم و صبح و شب پای ميز بودم. بعد از انقلاب وقتی ممنوع شد من ولکن نبودم اما چون کسی ديگر نبود که زياد با هم بازی کنيم تب من هم خوابيد. آخه ديگه دردسر هم داشت. مثل ويديوی اون موقع بود. میگفتن حرومه! ما هم ديگه ول کرديم ...
کنجکاو شدهام. میپرسم: « دوباره چه جوری شد شروع کردين ؟ »
- باورت نمیشه ... يک روز داشتيم میرفتيم جاده چالوس، نزديکیهای کرج ديدم پسر کوچيکم با پسر عموش دارن کرکری می خونن راجع به بيليارد و اين چيزا. اول فکر کردم درست نشنيدم اما ديدم نه اينا ول کن نيستن. جريان رو ازشون پرسيدم و فهميدم اين فسقلیها يه مدت ميان کرج و بازی میکنن. جات خالی اونروز جای جاده چالوس و ييلاق رفتيم گوهردشت کرج و شروع کرديم به بازی ...
پسرش چه کيفی کرده وقتی بازی خوب او را ديده است. راست میگفت اولين باشگاهی که با مجوز دوباره شروع کرد باشگاهی بود به اسم خليج در کرج ...
عکس العمل سازمان تربيت بدنی ؟
میگويند تربيت بدنی هنوز جدی به بيليارد نگاه نمیکند، زنگ که میزنم برای گرفتن اخبار رسمی کلی سرگردانم میکنند و آخر هم جواب درستی در بين نيست ... اما از شانس خوب يکی پشت تلفن خواننده کاپوچينو در میآيد و از او کمک میخواهم. کمکم میکند اما نمیخواهد اسم و سمتش را بگويد، میپرسم : « چطور شد دوباره بيليارد راه افتاد؟ اصلا چرا تا حالا جلوش رو گرفته بودن؟ »
- جريان شاهنامه اس! تو يادت نمياد. اون اوايل انقلاب هر چيزی که توش کلمه "شاه" بود حذف میکردن. يه مدت هم گير داده بودن به شاهنامه! بيليارد از مظاهر طاغوت شناخته میشد. مخصوصا که شرطبندی هم زياد توش بود به خاطر همين به بهانه قمار جلوی اين بازی رو گرفته بودن .
فکر كه میکنم میبينم راست میگويد. همين الان هم میتوانی صدای داد و بيداد دو نفر را بشنوی که سر ميز دارند راجع به شرطشان بحث می کنند. پول ميز يا يک نوشيدنی از کافی شاپ باشگاه از رايج ترين شرطبندی های ميزهای بيليارد است.
- اما اولين نفری که شروع کرد، همون کرجی رو میگم، نمیدونم چی کار کرد که يهو بهش اجازه دادن باشگاه رو راه بندازه. فقط يادم مياد قرار بود اگه ريختن توی باشگاهش و همه چی رو بهم زدن، خيلی بی سر و صدا برگزار بشه و همه مسووليتش با خودش باشه ....
به دنبال ديدن باشگاه ديگری که از خصوصيات عجيب و غريبش زياد شنيده ام از خانه بيرون میزنم. قرار ساعت 7 شب است تقاطع جردن و ميرداماد ...
بيليارد و خانم ها ؟
بيليارد در همه جاي دنيا از جمله ورزشهايی است که بازيکنانش اکثرا مرد هستند و تجربه بازی بيليارد برای خانمها برمیگردد به لابی يا سالن بازی هتلها و فرودگاهها. اينکه در ايران بعضی باشگاهها ساعاتی از روز را مختص خانمها قرار دادهاند و بازی بيليارد در بين دختر خانمهای جوان به شدت پرطرفدار است نکته عجيبی است. اما باشگاهی که با يکی از دوستان به آنجا میرويم، باشگاه عجيبتری است: جايي که آقايان و خانمها با هم میتوانند به سالن بروند و بازی کنند. موقع ورود برای اينکه در مقابل خبرنگار بودنمان عکس العمل منفی نشان ندهند، میگوييم برای بازی آمدهايم! اما چشمتان روز بد نبيند هر کدام 10.000 تومان ورودی میدهيم بعد تازه بايد ميز بگيريم! جالب است. بر خلاف باقی باشگاهها سالن به صورت اتاقهای مجزا پارتيشنبندی شده و بازی بيليارد میتواند کاملا خصوصی انجام شود. هنوز از سرگيجهای که بعد از پرداخت ده هزار تومان مرا گرفته راحت نشدهام که چشمم می افتد به سقف: 2 دوربين مدار بسته برای يک اتاق 20 متری!! کمی فکر کنيد متوجه میشويد ماجرا چيست! پيمان يکی از کسانی که میگويد هميشه با دوستهای دخترش برای بازی به اينجا میآيند، میگويد: « تصور کن اون دوربين نبود! چی می شد اينجا! کويت! »
میخندم. از باشگاه بيرون میآيم. فكر تناقضهايي كه بيليارد در زمينه های مختلف ايجاد كرده، رهايم نميكند...