وقتی مصلحت تصميم می گيرد
گزارشی از گردآوری، برگزاری کنسرت و لغو کنسرت گروههای زير زمينی راک
يو ام سی ، Underground Music Competition،حرکتی بود که سايت تهران اونيو حدود يک سال پيش آغاز کرد. جمع آوری گروههای موسيقی زير زمينی_ گروههای غير رسمی_ که کارهايشان در صورت حمايت از کيفيتی خوبی برخوردار می شد. گزارش ما به بررسی اين حرکت يکساله، چگونگی شکل گيری گروه يو ام سی، گردآوری اين گروههای زير زمينی، ضبط برنامه ها، به رای گذاشتن کارهای گروهها در اينترنت، برگزاری کنسرت، لغو کنسرت 48 ساعت قبل از برگزاری، و برنامه های آينده گروه برای پروژه "يو ام سی" دو می پردازد.
سالهای دور
همه چيز از يک ايده شروع شد. ايده ای که به مرور زمان و در طی سالهای متمادی شکل گرفت. ايده ای که ريشه در سالهای دور کودکی داشت. حسام گرشاسبی، نويسنده بخش موسيقی سايت تهران اونيو که در مطبوعات کشور هم در مورد موسيقی قلم می زند می گويد: "از ده سالگی افراد زيادی را می شناختم که کار موسيقی زير زمينی می کردند، سر تمرينهايشان می رفتم. کار بعضياهايشان واقعا خوب بود. اما همه اين افراد وقتی زمان می گذشت و به سنی می رسيدند که درامد برايشان مهم می شد شور و شوقشان را از دست ميدادند و کارشان را دنبال نمی کردند. گروههای نزديک به اين سالها هم بودند. گروههايی جوانتر که بر خلاف گروههای قديمی که بيشتر کارهای ديگران را اجرا می کردند ـ cover ـ کارهای اوريجينال خوبی داشتند. اما بيشتر کارهايی که داشتند يا از کيفيت فنی خوبی برخوردار نبود و يا بر اثر مرور زمان و ضبط بر روی tape کيفيت خودشان را از دست داده بودند. گروههای جديد از اين نظر که بيشتر راک کار کرده بودند و سعی می کردند هيجانات، احساسات و افکارشان را با اين نوع موسيقی القا کنند جالب بودند. از ميان گروههايی که کار می کردند تنها گروه "راز شب" موفق شده بود کنسرتی با ابعاد گسترده برگزار کند و شب کريسمس سال گذشته در سالن ميلاد برنامه داشته باشد. در مصاحبه ای که برای روزنامه "حيات نو" با اين گروه انجام دادم اعضای گروه به مشکلات مختلفی از جمله مشکلات گروههای زير زمينی، ممنوعيت حمل ساز در سالهای گذشته، و عدم وجود جايگاه مناسب برای گروههای راک زير زمينی چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب اشاره کردند. در آن مصاحبه از آنها پرسيدم که آيا با وجود تمام مشکلات حاضريد از اين گروههای زير زمينی حمايت کنيد که جواب همگيشان مثبت بود. بعد از آن با گروه راک "پژواک" که قديمی تر از "راز شب" هم بود مصاحبه ای داشتم. اعضای اين گروه هم به مشکلاتی از قبيل برخورد با نوازندگان ساز، لغو کنسرت، ممنوعيت اجرای کنسرت در تهران، برگزاری کنسرت در شهرستانها از جمله کيش و قشم تا صدور مجوز برای تهران، پيدا نکردن سالن و غيره اشاره می کردند. در اين مصاحبه هم اعضای "پژواک" آمادگی خودشان برای حمايت از گروههای آماتور و زير زمينی را اعلام کردند."
شکل گيری يک ايده
حسام گرشاسبی در باره چگونگی شکل گيری ايده کار می گويد: "بعد از اين دو مصاحبه، ايده خام سالهای کودکی آرام آرام و به طور ناخودآگاه شکل عينی تری به خود گرفت. در ذهنم اين فاکتورها را داشتم که چقدر اين گروههای زيرزمينی خوب کار می کنند، "پژواک" و "راز شب" حاضر به همکاری هستند، از گروه اوهام استقبال زيادی شده و ما هم رسانه ای مانند اينترنت را در اختيار داريم. اينترنت رسانه ای بود که برای من تازگی داشت و با کارهای نوشتاری ديگر من فرق داشت. رسانه ای پر قدرت که می شد از آن برای عرضه صدا و تصوير استفاده کرد. ايده کار را با گرداننده سايت در اختيار گذاشتم. او از ايده ه من خيلی خوب استقبال کرد اما معتقد به آرام و منطقی کار کردن بود. قرار شد در مرحله اول گروهها را جمع کنيم و از هر کدام آنها يک آهنگ ضبط کنيم و در اينترنت بگذاريم تا مردم به آنها رای بدهند. ايده بعدی اين بود که برای برگزيدگان کنسرت برگزار کنيم و يا آلبوم ضبط کنيم که البته ضبط کردن همان يک آهنگ هم برايشان بسيار مهم بود. "
شکل گيری گروه
حسام گرشاسبی در ادامه صحبتهايش از اضافه شدن اعضای ديگر و شکل گيری گروه يو ام سی می گويد: "گرداننده سايت از من خواست کل ايده ای را که دارم به صورت مکتوب در آورم و در جلسه ای که به اين منظور برگزار کرديم در اختيار اعضا قرار دهم. افراد خارج از سايت تهران اونيو که از ايده ما شديدا استقبال کردند و به ما اضافه شدند عبارت بودند از: رامين بهنا از اعضای "راز شب" که در عين حال استوديوی خوبی هم دارد. امير توسلی از بچه های "پژواک" و مدير استوديوی مجهزPa 2 ، بابک چمن آرا مدير خلاق و باحال مرکزموسيقی بتهوون که رسانه اينترنت را هم می شناخت و سايت بتهون را هم داشت و در مرکز موسيقی بتهون کاری فراتر از فروش محصولات موسيقی انجام مي داد و بعد ها هم "امير علائی رزاقی" مدير استوديوی "موج نو" که بعد از صحبتهايی که با او داشتم به ما پيوست و از همان ابتدای کار به شدت "پا" ظاهر شد."
آن مرد با دوربين آمد
از همان جلسات اوليه کار، مجتبی مير طهماسب مستند ساز،صدابردار و فيلمبردار خوشنام سينمای ايران به جمع می پيوندد. او که قصد داشت مستندی در باره موسيقی ايران بسازد و قصد داشت بيشتر روی موسيقی زنان کارش را متمرکز کند از ايده يو ام سی به شدت خوشش می آيد و در تمام جلسات گروه، مصاحبه ها، مراحل شکل گيری کار و جلسه اعلام لغو کنسرت با دوربين خود حضور پيدا می کند تا زوايای جذاب و شايد پنهان اين حرکت يکساله را به روايت دوربين ثبت کند.
گروههای زير زمينی
بعد از شکل گيری گروه، گروههای زير زمينی گردآوری می شوند. بابک چمن آرا در تعريف گروههای زير زمينی می گويد: "گروههای زير زمينی گروههايی هستند که به صورت غير رسمی و خارج از چهارچوب معمول بازار کار می کنند. در تمام دنيا و در اکثر رشته های هنری ما کارهای زير زمينی داريم، به عنوان مثال معماری زير زمينی، نقاشی زير زمينی. گروههايی که ما انتخاب کرديم يا اصلا هيچوقت به ارشاد نرفته بودند و اصلا فکرش را هم نکرده بودند و يا رفته بودند اما تاييد نشده بودند و به اين ترتيب به هيچ عنوان رسمی نبودند. "
قطار به راه ميفتد: گرد آوری گروهها، ضبط کارها، مسابقه
چمن آرا در ادامه در مورد گرد آوری اين گروهها و شکل گيری مسابقه می گويد: "حسام گرشاسبی تعدادی از اين گروهها را می شناخت، امير توسلی و رامين بهنا هم چند نفر را می شناختند. کارهارا شنيديم. بعضی از کارها آنقدر خوب بود که تصميم گرفتيم از نفرات برتر آنها قدردانی کنيم. پيش خود گفتيم اگر بخواهيم ارزشيابی نفرات برتر را خودمان انجام دهيم می شويم مانند ارشاد و گروهها بايد از فيلتر کارشناسی ما عبور کنند و ما هم که سليقه های شخصی خودمان را داريم. برای همين تصميم گرفتيم کارها را به قضاوت مردم بگذاريم. مردم در صورتی می توانستند نظر بدهند که کارها را گوش می دادند. با توجه به شرايط موجود تنها راهی که توسط آن مردم بتوانند به اين قطعات گوش بدهند گذاشتن آنها در اينترنت بود. چندين جلسه گذاشتيم. گروهها را بين سه استوديو تقسيم کرديم. سعی کرديم هر کمکی از دستمان بر ميايد به گروهها بکنيم. بعضيهايشان ساز نداشتند و ساز در اختيارشان گذاشتيم. تمام کارها مجانی ضبط شد و هيچکدام از استوديو ها بابت ضبط قطعات پولی نگرفتند . بعد از ضبط کارها سايت تهران 360 طراحی شد و کارها _از هر گروه يک قطعه_ به مدت يکماه در سايت به رای مردم گذاشته شد."
بعد از گذشت يکماه از مسابقه و رای گيری آن لاين، چهار گروه فرا، 127، امرتاد و سرخس به عنوان گروههای برگزيده مردم شناخته می شوند. در مورد سيستم رای گيری و استقبال از آن سهيل شهسواری از اعضای فعال تيم فنی گروه می گويد: "تمام سعيمان را به کار برديم که سيستم رای گيری معتبر و نزديک به استاندارد ها باشد. هر کس به هر گروه يکبار بيشتر نمی توانست رای بدهد و کارها بايد تا به آخر شنيده می شدند تا می شد به آنها رای داد و هر بازديد کننده بايد حداقل سه کار را گوش ميداد تا بتواند رای دهد. آمار استقبال از مسابقه شديدا بالا و غير قابل پيش بينی بود. در هفته اول 22000 بازديد کننده داشتيم بدون اينکه هيچ تبليغی کرده باشيم و کلا در طول اين يک ماه دويست هزار download داشتيم. البته تعداد بازديد کننده ها بسيار بيشتر از اين بود اما برای ما تعداد download ها مهم بود."
(نتايج مسابقه را اينجا ببينيد و به کارهای ۲۱ گروه شرکت کننده همانجا گوش دهيد.)
بعد از مسابقه
رای ها گرفته می شود، گروههای برگزيده انتخاب می شوند و جلسه ای برای تقدير از برگزيدگان برگزار می شود. به هر کدام از اين گروها يک وب سايت از سوی گروه يو ام سی اهدا می شود. تا اينجا هيچ هزينه ای هم پرداخت نشده. در همين زمانهاست که دانشگاه هنر از ماجرا خبر دار می شود. دانشگاه پيشنهاد می کند که اين قضيه به نوعی در دانشگاه هنر منعکس شود. بابک چمن آرا در همين رابطه می گويد: " از همان ابتدا تصميم داشتيم گروههای برگزيده را به تهيه کننده ها معرفی کنيم، برايشان کنسرت برگزار کنيم، يا زمينه های انتشار کارهايشان را فراهم بياوريم. گروههای انتخاب شده هر کدام طبق فاکتورهای رسمی ارشاد ايرادهايی داشتند از جمله صدای فالش خواننده يک گروه، اشعار انگليسی گروهی ديگر، distort بودن سازهای گروهی ديگر و غيره و به طبع موضوع کار رسمی منتفی شد. بعد از پيشنهاد دانشگاه هنر قرار شد به نوعی از اين فرصت استفاده کنيم و با دعوت از مسئولين رده بالای ارشاد اين نوع موسيقی را به مسئولان ارائه بدهيم تا به اين نوع موسيقی و اين گروهها هم بها داده شود."
همايش موسيقی راک: کنسرتی که برگزار نمی شود
قرار می شود به مدت چهار روز همايش موسيقی راک برگزار شود. گروه منسجم يو ام سی برنامه های مشخصی تدوين می کند. گروهها تمرين خود را آغاز می کنند. از اساتيد موسيقی برای سخنرانی دعوت می شود. پوستر و بليتهای زيبايی طراحی می شود. تمام 21 قطعه ای که به مسابقه گذاشته بودند به همراه مقاله هايی در مورد اهداف و مسائل مربوط به يو ام سی بر روی يک سی دی ضبط می شوند. 800 کپی از اين سی دی گرفته می شود تا به عنوان هديه به کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند داده شود. چيزی حدود يک ميليون تومان هزينه می شود که از سوی Tehran Avenue Lab پرداخت می شود. کارخانه سازنده مانيتور های "تاتونگ" اسپانسر کار می شود. تمام سعی اعضای گروه بر اين است که حتی تبليغات هم زير زمينی باشد و از مجراهای رسمی صورت نگيرد. بليتها در مرکز موسيقی بتهوون به فروش می رسند و طبق آماری که آقای چمن آرا می دهند بليتهای دور روز اول کنسرت بعد از دوروز به طور کامل فروخته می شوند. خبرنگاران خارجی به ماجرا علاقمند می شوند. سر و صدای کنسرت يا همان همايش در شهر می پيچد. روز پنجشنبه اول اسفند فرا می رسد. 48 ساعت به برگزاری کنسرت مانده. چهار گروهی که قرار است در همايش شرکت کنند به همراه اعضای يو ام سی در جلسه توجيهی سايت حاضر هستند. دوربين آقای مير طهماسب روشن است. بابک چمن آرا دستی بر سبيلهايش می کشد، نفس را در سينه حبس می کند و به آرامی می گويد آقای جعفری خواه مسئول سالن اعلام کرده اند که کنسرت کنسل است!
بعد از طوفان
عصبانيت، تاسف، غم. اينها احساسات حاضرين است، اما همه آرام هستند. انگار همه منتظر چنين خبری بودند. شايد هم بيش از حد خوشبين شده بودند. درطول روزهای برگزاری کنسرت هم، کسانی که از کنسل شدن کنسرت با خبر نشده بودند و با درهای بسته سالن مواجه می شوند چندان تعجبی نمی کنند چرا که مخاطبين اين نوع موسيقی به خصوص با لغو شدن کنسرتها و مسائلی از اين دست به خوبی آشنا هستند.
با اين حال شادی وطن پرست_ از اعضای گروه _که ابتدا فکر می کرده ماجرای کنسل شدن هم بخشی از فيلم آقای مير طهماسب و يک شوخيست می گويد: "مسلما همه خيلی ناراحت شديم اما از همه مهمتر برايمان اين بود که رسالتی که بر عهده مان بود را انجام داديم. هدف ما از ابتدا پيدا کردن و شناساندن استعدادهايی بود که به دليل نداشتن امکانات نتوانسته بودند کار خود را عرضه کنند. اين گروهها در طول دوران آماده سازی توانستند تا حدودی خود و قابليتهای خود را بشناسند و از همه مهمتر با اعضای ديگر گروهها آشنا شوند. ما توانستيم اين گروهها را به سمت حرفه ای شدن سوق بدهيم و تا حدودی به ثمر برسانيم. مسلما اگر اين کنسرت برگزار می شد ديگر بهتر از اين نمی شد و تمام هزينه انرژی که در طول اين مدت پرداخت کرده بوديم برگشت داده می شد اما تا همينجايش هم برای ما دستاورد بزرگی بود."
سهراب محبی سرپرست گروه 127 _از گروههای شرکت کننده در همايش_در همين رابطه می گويد: " يو ام سی باعث شد موزيک ما شنيده شود. اما مهمترين دستاورد يو ام سی برای ما اين مساله بود که توانستيم گروههای ديگر را بشناسيم و يک سری از بچه ها دور هم جمع شوند تا شايد به همديگر کمک کنيم اين نوع موسيقی ارتقا پيدا کند."
کنفرانس مطبوعاتی: اين اجتماع خشمگين(!) يا مصلحتی که ناشناخته می ماند
روز يکشنبه 4 اسفند آقای جعفری پناه مسئول سالن فارابی در کنفرانس مطبوعاتی که در محل دفتر تهران اونيو برگزار شده است شرکت می کند. برخی از اعضای گروه و چند خبرنگار از جمله خبرنگار ايرنا حضور دارند. حاضرين در جلسه همه می خواهند بدانند دليل واقعی لغو برنامه چيست. آقای جعفری پناه با زيرکی خاصی بر روی اين مساله پافشاری می کنند که برنامه لغو نشده و تنها به تعويق افتاده. او اعلام می کند که دانشگاه هنر مصر است برنامه را در زمانی ديگرو با کيفيتی بهتر اجرا کند و از همکاری گروه يو ام سی هم استقبال می کنند که اين مساله با مخالفت اعضای يو ام سی روبرو می شود. آقای جعفری خواه در پاسخ به کسی که می پرسد آيا استفاده کردن از طرح يوام سی و برگزاری مراسم به نام خودتان با اخلاقيات جور در ميايد می گويد در عصر اطلاعات هيچ ايده ای از کسی پنهان نمی ماند. وی در پاسخ به سوالهای مختلفی که همه با مضمونی مشابه به دنبال دليل کنسل شدن برنامه هستند هر بار جوابی متفاوت می دهد. اما پس از پافشاری بيش از حد حاضرين می گويد: " تنها می توانم بگويم دليل به تعويق انداختن ماجرا اين بوده که به مصلحت نبوده. " حالا سوالها شکل ديگری به خودش می گيرد و همه به دنبال اين هستند که بدانند اين مصلحت چه بوده. آقای جعفری خواه در پاسخ به خبرنگار کاپوچينو که می پرسد آيا مسئولين سالن فارابی به خاطر استقبال زياد و دور از پيش بينی از برنامه ترسيده بودند و مصلحت را در اين ديده اند که برنامه را لغو کنند، احتمال ترس را قويا رد می کند و می گويد دليلی برای ترس نبوده. او در ادامه صراحتا اعلام می کند که نمی تواند بگويد مصلحت چه بوده. در پاسخ به سوال ديگری که می پرسد آيا لغو برنامه 48 ساعت قبل از آغاز کاری اخلاقيست بازهم به مصلحت کار اشاره می کند واز حاضرين می خواهد به ماجرا خوش بينانه نگاه کنند. کنفرانس مطبوعاتی بدون اينکه به نتيجه مثبتی برسد و در حاليکه در حاضرين بدبينی نسبت به هرگونه همکاری با بخش دولتی به وجود آمده به پايان می رسد.
آخر بازی
اکثر اعضای گروه ديگر تمايلی به ادامه کار بر پروژه يو ام سی يک ندارند و عقيده دارند کارشان به پايان رسيده است. بابک چمن آرا می گويد که يو ام سی يک از نظر ما تمام شده است، شادی وطن پرست عقيده دارد کار به ثمر رسيده و گرداننده سايت تهران اونيو در اين رابطه می گويد: " ما به تغيير استراتژی فکر می کنيم. بايد ببينيم چه نيروهايی در بازار وجود دارد که بر کار ما تاثير می گذارد. به نظر می رسد دو راه بيشتر نداريم. يا اينکه کاسه ليسی کنيم و با مسائلی راه بياييم تا بتوانيم برنامه مان را پيش ببريم، يا اينکه خودمان راه ديگری پيدا کنيم که ما به مساله دوم فکر می کنيم. تهران اونيو سايتيست که هميشه، چه برای کار انجام دادن و چه برای کسب درامد، به دنبال راههای آلترناتيو بوده است. عقب نشينی و در پيش گرفتن راههای متفاوت روشيست که تهران اونيو در پيش گرفته. " و حسام گرشاسبی رويکرد ديگری به ماجرا دارد: "به نظر من يو ام سی يک تازه شروع شده است. تازه اين گروهها سر شوق آمده اند، بيشتر گروهها به دنبال گرفتن مجوز و يا ضبط کارهايشان هستند. سايت ما هم از آنها حمايت می کند..."
و سرانجام پروژه ای ديگر: يو ام سی دو
با وجود تمام مسائلی که اتفاق افتاده، کليه اعضای گروه مصر هستند که پروژه يو ام سی دو را آغاز کنند. همانند يو ام سی يک برنامه ها کوتاه مدت است. در مرحله اول به گروههای موسيقی زيرزمينی، اينبار با سبکهای مختلف، فراخوانی اعلام شده است تا بيايند و خودشان را معرفی کنند. (فراخوان را اينجا ببينيد.) با توجه به شيوه کار سايت تهران اونيو که به دنبال راههای متفاوت و پرهيز از تکرار راههای خصوصا شکست خورده است بايد منتظرماند و ديد اين بار چه حرکتی صورت می گيرد. آيا کار گروهی موفق تيم يو ام سی ادامه پيدا می کند و بالاخره موفق می شود بر مصلحتها غلبه کند يا باز هم اين مصلحتها هستند که تصميم می گيرند؟
زمان همه چيز را مشخص خواهد کرد.