September 12, 2003
report - parastoo

مشاهير از جنس موم!

* با تشکر از بابک محيط

از در نگارخانه فرهنگسرای نياوران که وارد شوی، سمت چپت چنگيزخان مغول نشسته است و کمی آن طرفتر هيتلر و پتر اول، امپراتور روسيه ايستاده اند. می پرسی. می گويند: نمايشگاه مجسمه های مومی است. هزار تومان می دهی و به سمت مجسمه ها کشيده می شوی.


06202.jpg

06201.jpg


دستت را جلو می بری تا مجسمه ناپلئون را لمس کنی. علی قره آغاجی، مسوول نمايشگاه جلو می آيد. می گويد: جنس همه اين مجسمه ها از موم طبيعی است. موهايشان طبيعی است و چشمانشان کار مشترکی است از بلژيک، روسيه و انگليس.

06203.jpg

جلوتر مجسمه پاواروتی، خواننده مشهور اپراست و در کنارش مرلين مونرو، ستاره هاليوود. کمی که برانداز می کنی اثری از دامن کوتاه و معروف مونرو نمی بينی. قره آغاجی می گويد: خيلی خوب است اجازه داده اند اين مجسمه ها در ايران نمايش داده شوند گرچه تعدادی از مجسمه هايی که مربوط به بعضی از شخصيتهای سياسی می شد اجازه ورود پيدا نکرد.

06204.jpg

فردی مرکوری يا کوئين يا همان فريدون ملک کوهی، خواننده معروف راک که به دليل داشتن بيماری ايدز فوت کرد، مجسمه بعدی است.

06205.jpg

و بعد نوبت يوری گاگارين می رسد. قره آغاجی می گويد: موزه ثابت اين مجسمه ها در سن پترزبورگ است. من برای شرکت ريا که يک شرکت نمايشگاهی است کار می کنم و اين مجسمه ها را بعد از باکو به دعوت دکتر اردلان، رئيس فرهنگسرای نياوران، به تهران آورده ام.

06206.jpg

لئوناردو داوينچی در آن لباس مفخر جلب توجه می کند. اين مجسمه ها را چگونه حمل می کنند؟ قره آغاجی می گويد: دستها، پاها و نيم تنه ها را جدا می کنيم. لباسها را هم همين طور. و بعد اين قطعه ها را به کانتينرهای یخچال دار منتقل می کنيم و از کشوری به کشور ديگر حمل می کنيم. اگر يخچال نباشد، مومها آب می شوند. به کشور مقصد که می رسيم مسوول مونتاژ ما کار سوار کردن قطعه ها را انجام می دهد.

06207.jpg

کريستف کلمب، کاشف قاره بزرگ امريکا در محدوده ای کوچک ايستاده است! درباره چيدمان می پرسی: فضای اين تالار خيلی کوچک است ضمن آنکه جذابيت اين مجسمه ها به دکورشان است. اينجا مجبور شده ايم پشت مجسمه ها پرده بزنيم و آنها را چسبيده به هم بچينيم که باعث می شود از جذابيت موزه کم شود.

06208.jpg

انيشتين انديشمند نشسته است. فکر می کنی اگر در راه به مجسمه ها آسيب برسد چه می شود؟ قره آغاجی درباره بيمه مجسمه ها می گويد: شرکت ما همه اين مجسمه ها را بيمه کرده است. ضمن اينکه اينها در ايران ورود موقتی دارند يعنی بايد سر موعد به موزه اصلی برگردانده شوند.

06209.jpg

مايکل جکسون را پيش از عمل N ام می بينی !

06210.jpg

و لوئی دوفونس، بزرگترين کمدين فرانسوی.

06211.jpg

فضا کوچک است و تو نمی توانی زاويه مناسب را برای عکس گرفتن از مجسمه سالوادور دالی، نقاش معروف اسپانيايی و پدر سبک سورئال، انتخاب کنی. از قره آغاجی می پرسی: چرا همه اجازه عکسبرداری و فيلمبرداری دارند؟
می گويد: در غربت نبوده ای که بدانی حس وطن دوستی يعنی چه. 22 سال است که در ايران زندگی نمی کنم.در همه کشورها می توانم به فروش بليت و سود فکر کنم اما در وطن خودم نه. قيمت بليت را هم طوری انتخاب کرده ايم که همه طبقات اجتماعی بتوانند برای بازديد به نمايشگاه بيايند.

06219.jpg

پرنسس دايانا، شاهزاده مردمی انگلستان که 29 اوت 1997 در حادثه رانندگی مشکوکی کشته شد، کمی آن طرفتر است.

06220.jpg

از مشاهير که بگذری به مجسمه های انسانهای عجيب و غريب می رسی. زن خوک نما، زن گلدانی، انسان جيرجيرک، زن چهارپا، مرد هندی با سبيل 196 سانتيمتری، زشت ترين زن دنيا، انسان شاخدار، انسان سه چشم، انسان چهارچشم، انسان خرچنگ نما و ...
توضيحاتی را که کنار مجسمه هر کدام از اينها نوشته شده است به دقت می خوانی. در مورد زنان حتما به موفقيتشان در ازدواج اشاره شده است ولی کنجکاوی تو در مورد ازدواج مردان عجيب به جايی نمی رسد !

06214.jpg

زندگي اين يکی خيلی دردناک است. انسان دوچهره که يک صورت پشت سرش داشته است و به خاطر صداهايی که پشت سر در می آورده در 33 سالگی خودکشی می کند.

06215.jpg

اين يکی از بدو تولد در جنگلهای روسيه زندگی کرده است و هنوز زنده است.

06217.jpg

باستر سيمکوش امريکايی هم چاقترين مرد جهان بوده است. در سال 1993 وزنش 500 کيلو بود که در 1995 به 541 کيلو افزايش يافت. او در يک اقدام متهورانه رژيم لاغری گرفت و وزن خد را به 97 کيلو رساند!

06218.jpg

بنيانگذار ساختن مجسمه های مومی مادام توسو است که در قرن هفدهم زندگی می کرده و موزه اصلی آثارش در لندن است. دنباله کار او را می توان در موزه های چند کشور ديگر از جمله ايتاليا، فرانسه و روسيه يافت. اين مجسمه ها که حالا تعدادی از آنها تا 15 مهرماه در فرهنگسرای نياوران نمايش داده می شوند کار 100 تا 150 هنرمند است.

از نگارخانه خارج می شوی. سرت کمی گيج می رود. چهره های عجيب و غريبی که ديده ای دست از سرت برنمی دارند و مدام جلوی چشمانت رژه می روند. قره آغاجی گفته است نمايشگاهی از پروانه ها و پرنده ها را می خواهد به زودی به ايران بياورد. خودت را بعد از خارج شدن از آن نمايشگاه تصور می کنی: صدای پرنده ها دست از سرت برنمی دارند !