حالا ديگر سه سال است که از تصويب " مقررات و ضوابط شبکه های اطلاع رسانی رايانه ای" توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی می گذرد. سه سالی که اتفاقا با رشد چشمگير ضريب نفوذ اينترنت در ميان خانواده های ايرانی مواجه بوده و به وجود آمدن سايتهای خبری، وبلاگها و نشريات الکترونيکی به نشرروزافزون محتوای فارسی در وب دامن زده اند.
برای اولين بار بود شايد که خوب تشخيص داده بودند چه موقع به ميدان بيايند و قانون بگذارند اما چه فايده که قانونشان پر بود از ايرادات جزئی و کلی. آنقدر که هم دولت و هم مجلس ششم تصميم به تدوين مقررات و قانون ديگری گرفتند. مقرراتی که دور از چشم کارشناسان و آنانی که بر هر دو حوزه حقوق و اينترنت مسلط باشند تدوين شده و می شود. وزارت پست که حالا ديگر نام " ارتباطات و فن آوری اطلاعات " را يدک می کشد، تمام اين مدت، نه به عنوان راهنما و تاثيرگذار بلکه فقط به عنوان مجری، دستورات کميته ای را اجرا می کرد و می کند که مجموع نظراتشان شايد به اندازه يکی از کارشناسان وزارتخانه مذکور هم نباشد.
عين اين سه سال، هر لحظه اش، ترس فيلتر شدن و مسدود شدن هر سايتی را تهديد می کرده. ترس برخورد پليسی با محتوا در وب آنقدرتکرار شد تا بالاخره در سال 82 جسميت يافت. برای اولين بار، سايتی با حکم قضايی مسدود شد و روزنامه نگاری به دليل انتشار مطالبی در وبلاگ بازداشت. سال 82 به جز اين موارد، در دنيای سايبر اولين های زيادی داشت: اولين مسابقه ادبی اينترنتی، اولين جشنواره وب، وپ و نشريات الکترونيکی، اولين کافه مخصوص بلاگرها و ...
فيلترينگ
سايت خبری " امروز" با مديريت عليرضا علوی تبار، اولين سايت فارسی است که آذرماه 82 با حکم قضايی مسدود شد. تا پيش از اين سايتها فقط با تشخيص کميته سه نفره فيلتر می شدند. در واقع زمستان 81، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اجرايی کردن بند شش مصوبه اين شورا، کميته ای ( با حضور نمايندگان سازمان صدا و سيما و وزارتخانه های ارشاد و اطلاعات ) تشکيل داد و از آنها خواست سايت های اطلاع رسانی غيرمجاز را شناسايی و به وزارت پست وقت ابلاغ کند. پس از گذشت چند ماه فهرستهای مختلف و متفاوتی از سايتها از سوی وزارت پست وقت به دفاتر سرويس دهنگان اينترنت رسيد که بايد بر اساس رای اين کميته فيلتر می شدند. برخلاف ادعای وزارت پست در ميان اسانی سايتهای غيراخلاقی که بر اساس اين فهرستها بايد فيلتر می شدند، نام تعدادی سايت خبری و وبلاگ هم به چشم می خورد.
به هر حال وقتی که آذرماه دستور مسدود شدن سايت امروز به وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات رسيد، حکم قضايی الصاق شده به آن خبر از اقدام اين سايت به نشر اکاذيب می داد.
همان ماه، نمايندگان مجلس ششم، در متن استيضاح خود نسبت به تمکين وزير پست به نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی برای برخورد با سايتهای اينترنتی انتقاد کردند. استيضاحی که با لابی کردنهای فراوان بی نتيجه ماند. اما هيچ وقت موضوع فيلترينگ بدون خبر باقی نماند. کمتر از يک هفته بعد از اعلام صدور مجوز برای شرکتهای خصوصی جهت ارائه اينترنت پرسرعت، سايتهای خبری گويا نيوز، راديو فردا و اخبار روز فيلتر شدند. اين بار مخابرات اعلام کرد که دستوری برای فيلتر کردن اين سايتها دريافت نکرده است اما به هر حال چند سرويس دهنده نزديک به حاکميت ( ازجمله ندا و پارس آنلاين ) دسترسی کاربران را به اين سايتها محدود کردند. کمی بعدتر فيلترينگ شديدتری با دايره شمول گسترده تری از سرويس دهندگان اينترنت عليه وبلاگ حسين درخشان و وبلاگ گروهی خبررسانی صبحانه اعمال شد.
اعتراض ها به فيلترينگ ميان کاربران ايرانی اينترنت در قالب نامه ها و طومارها در حالی ادامه داشت که محمد صحفی، معاون مطبوعاتی وزير ارشاد خبر از تدوين آيين نامه ای در کميسيون فرهنگی هيئت دولت با هدف مقررات گذاریبرای اينترنت خبر داد. به گفته او اين آيين نامه دو کارگروه را پيش بينی کرده است. يکی مصاديق سايتهای ضد دينی و خلاف موازين کشور را تعيين می کند و ديگری سايتهايی را که مصداق ضد امنيتی هستند، شناسايی می کنند. اولی زير نظر وزارت ارشاد و دومی زير نظر وزارت اطلاعات.
آشفته بازار فيلترينگ دولتی که شل کن، سفت کن های زيادی داشته، همچنان ادامه دارد و به نظر می رسد تا تصويب قانونی همه جانبه و بی شائبه سانسور فکری، سامان نگيرد.
اولين وبلاگر بازداشت شده
سينا مطلبی، روزنامه نگاری که وبلاگ پربيننده ای داشت و دارد، در يکی از روزهای بد تابستان 82 بعد از بازجويی های مکرر، بازداشت شد. با احضار و بازداشت سينا مطلبی، تحرکی در وبلاگستان به وجود آمد. امضا جمع شد و دوستانش برای آزادی او کوشيدند. اولين بار بود شايد که اين همه امضا در پای طوماری اينترنتی ديده می شد.
بعدتر طومارهای اينترنتی ديگری هم توسط کاربران ايرانی امضا شد. طومارهای نفی خشونت عليه زنان و حمايت از افسانه نوروزی و کبری ( دو زنی که به اعدام محکوم شده اند. ) وبلاگرها حتی بعد از زلزله 6.8 ريشتری در بم به جمع آوری کمک های نقدی و جنسی پرداختند و به مثابه يک جمعيت منسجم عمل کردند.
اولين مسابقه ادبی آنلاين
مسابقه ای با نام بهرام صادقی، پاييز82 دردنيای سايبربرگزار شد. اولين مسابقهی بزرگ داستاننويسي كه در گسترهی وب برگزارشد. گروه برگزاركننده و نيز داوران اين رقابت ادبی، جملگی از اعضای وبلاگستان فارسی بودند که هدف از برگزاری آن را "
پيش نهادن گامی براي گسترش حضور ادبيات داستانی در وب،جلب توجه نويسندگان ايران به كاركردهای خاص اينترنت، ايجاد پيوند بیواسطه ميان نويسندگان، وبلاگنويسان و كاربران فارسیزبان در سراسر دنيا و برداشتن گامی ديگر براي فراهم كردن بستري آزاد و فارغ از سانسور جهت آفرينش های ادبی" اعلام کردند.
اين مسابقه صرفاً در حوزهی داستان كوتاه از حداقل حجم تا حداكثر متعارف آن انجام شد با اين شرايط: " هيچگونه محدوديت سنی و محل اقامت برای نويسندگان وجود ندارد و همهی قصهنويسان فارسیزبان از هرجای ايران و ديگر كشورها میتوانند تنها با يك داستان در آن شركت كنند. آثار ارسالی هيچگونه محدوديت موضوعی، محتوايی و فرمی ندارند و بههيچوجه از اين نظر مميزی نخواهند شد. تنها شرط حضور اثر در مسابقه اين است كه داستان ارسال شده به عنوان كتاب يا بخشی از يك كتاب چاپ نشده باشد. "
از مسابقه ادبی بهرام صادقی استقبال قابل توجهی شد. آنقدر که برگزارکنندگان احساس رضايت می کردند.
سياست در اينترنت
درست است که اولين سايتهای اطلاع رسانی و سياسی فارسی در جهت تلاشهای سياسی اپوزيسيون نظام کنونی کشور فعاليت می کردند، اما بعد از فراگير شدن استفاده از وبلاگ به مثابه دفتر خاطرات آنلاين، توليد محتوای فارسی در وب به سمت غيرسياسی شدن پيش رفت و مسائل اجتماعی، باورها و افکار جوانان ايرانی را منعکس کرد. در اين ميان سيدمحمدعلی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی رئيس جمهوری، هم با سايت فعالی که راه انداخت به نوشتن وبلاگ و منتشرکردن عکسهايی ازپشت صجنه سياست اقدام کرد. کاری بود شجاعانه و حاصل زيرکی خاص او. گرچه پيشتر وقتی با گروه کاپوچينو برای مصاحبه پيش او رفتم، فهميدم که ماهيت وبلاگ را خوب می شناسد و ساعتی در روز را به خواندن نوشته های جوانان اختصاص می دهد اما اين اتفاق، يعنی راه اندازی سايت و وبلاگی در اندازه های يک مقام سياسی، توجه بسياری از رسانه های ايرانی و خارجی را جلب کرد. گزارش های متعددی از اين اقدام ابطحی در روزنامه ها منتشر شد و او در حد سياستمداری که دنيای سايبر را تا حدودی درک کرده است، ميان کاربران ايرانی اينترنت محبوبيت يافت.
همزمان با انتخابات هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی نيز تعداد زيادی از کانديداها ( عموما کانديداهای شهرستانی ) با راه اندازی وبلاگ هايی سعی در جلب کاربران به اهداف و برنامه های خود کردند. کاری که نتوانست آنقدرها جذاب باشد و فقط لينک اين وبلاگها ميان کاربران فوروارد می شد و اکثرا در حد خنده به شعارها به آنها توجه می کردند. کسانی که اين راه را برای تبليغات انتخاب کرده بودند شايد به گمان خودشان راه خوبی را پيش گرفته بودند اما با نداشتن شناخت مناسب از فضای وب به هيچ وجه نتوانستند موفق باشند.
در اين ميان حزب آبادگران ايران اسلامی که حزب برنده انتخابات نيز شد، با انتخاب روش ديگریموفقتر عمل کرد. سايت رسمی آبادگران، مانند ساير سايتهای رسمی، با زبانی خشک به اعلام اهداف و برنامه های اين گروه می پرداخت اما آگهی بالای صفحه وبلاگهايی که تحت سيستم پرشين بلاگ فعاليت می کنند، نشان داد که اين گروه نيز قدرت و تاثيرگذاری وبلاگ را در دنيای اينترنت، خوب می شناسد و از آن طريق قصد جلب کردن نظر گروههای مرجع جوان ايرانی را دارد. اين موضوع يک اتفاق به نظر می رسد تا ببينيم دنيای سايبر در انتخابات رياست جمهوری سال 84 چه نقشی را به عهده می گيرد.
جنجال بر سر ايجاد يک انجمن
بعد از راه افتادن اولين کافه مخصوص وبلاگرها در تهران، بحث تشکيل انجمن وبلاگرها پيش آمد. يعنی تمرکز يافتن چيزی که به قول مخالفان تشکيل اين انجمن، ذاتش تمرکزگريز است. بيش از اينکه اهداف و روشهای اين انجمن مشخص باشد و موسسان آن حرف بزنند، مخالفان در اين چند ماه درباره اش گفته و نوشته اند. اما واقعيت اين است که دو تن از کسانی که در هيات اجرايی اين انجمن ( که هنوز ثبت نشده ) را ديده و ساعتی صحبت کرده ام. گمان من اين است که نيت هر دوی اين افراد خير بود چراکه از منظر آنها وبلاگها و نويسندگان آن به يک حمايت نسبی نياز دارند که بتواند آنها را از خيلی جهات حفظ کند. از اساسنامه ای گفتند که بعدها با اينکه قرار شد برايم اصلش را فکس کنند، هيچ وقت اين اتفاق نيفتاد. اساسنامه ای که خودشان هم به گونه ای به ضعفهايش اشعار داشتند با اين همه توجيه می کردند که برای گرفتن مجوز نياز به اين همه لفافه پيچی بوده است. مدام می گفتند: بگذاريد اساسنامه تاييد شود و انجمن صنفی ما شکل بگيرد، اگر عملکردش بد بود، انتقاد کنيد.
اما واقعيت اين است که وبلاگها هدفها، دغدغه ها، مشکل ها و حتی نيازهای مشابه ندارند که بتوانند حول يک انجمن صنفی متحد شوند. حسين درخشان جزو اولين کسانی بود که به اعتراض به تشکيل چنين انجمنی پرداخت :
درست کردن خيلی خوب است، ولی نه برای چيزی که از اساس بیمرکز و وحشی است و تمام مطلوبيتش را هم از همين دو خاصيت میگيرد. میدانم کسانی که الان دبنال آن هستند آدمهای خوب و خوشقلبی هستند. ولی شک ندارم که يک سری ... تحت ويندوز بعد از دورهی اول، با زرنگی و کلک رای میآورند و رييس آن میشوند و جهت حرکتش را به نحو دموکراتيکی به دست میگيرند و جلو میبرند.
بعدتر نيما رسولزاده در نوشته ای در روزنامه شرق تاکيد کرد: در حالي كه هيات مؤسس انجمن كه به گفته خودشان در آخرين مراحل ثبت است، سعي داشتند در تجمع هايي مثل نمايشگاه وب، خود را دموكرات تر نشان دهند و همه چيز را در قالب حمايت بيشتر و مزاياي عضويت در اين انجمن نمايش دهند، مصاحبه آنها با خبرگزاري كار، ايلنا، به طرز شفافي مقاصد و اهداف اصلي آنها را نشان داد:تاسيس انجمن وبلاگ نويسان درپي بي سروساماني وبلاگ ها و نبود يك محوريت خاص در محتواي آنها و نيز جلوگيري از ادامه كار وبلاگ هاي مبتذل و ضد اخلاقي و نيز فعاليت هاي سياسي صورت گرفته است.
نظر رسولزاده شايد کمی تند و تيز به نظر برسد اما دکتر علی اصغر کيا، ، مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی نيز نظری مشابه دارد: به طور كلي وجود انجمن ها منشا ايجاد هويت و مشاركت جمعي است، اما تشكيل انجمن به خصوص انجمن وبلاگ نويسان كه به صورت مجازي فعاليت مي كند امكان نظارت بر كار وبلاگ نويسان را پررنگ و فعاليت را محدود مي كند.
وي افزود: ايجاد محدوديت در وبلاگ نويسي به نوع فعاليت آنان باز مي گردد و وبلاگ نويسان فعاليت خود را در غالب دنياي مجازي در حوزه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و يا فرهنگي انجام مي دهند اما تشكيل اين انجمن وجود نظارت بر فعاليت آنها را در حوزه هاي مختلف به دنبال خواهد داشت.
مخالفتها جدی است اما هيات موسسين اين انجمن نيز جدی هستند. خود آنها هم وبلاگ می نويسند و در دنيای سايبر حضور دارند. کسی چه می داند، شايد با استقبال عمومی وبلاگ نويسان مواجه شوند. چيزی که کمی ترسناک است.
و چند چيز ديگر...
اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی، امضا کردن سندی را در پی داشت که در آن ايران هم مانند ديگر کشورها متعهد شد به رواج اينترنت در کشور کمک کند. حضور پرتعداد و بلندمرتبه هيات ايرانی در اين اجلاس نشان داد که حاکميت ايران دنيای سايبر را جدی گرفته است و برای پيشرفت در اين زمينه تلاش می کند.
اولين جشنواره وب، وپ و نشريات الکترونيکی، گرچه بدون حضور نشريات شناخته شده، در حالی برگزار شد که اگر غرفه ای به وبلاگ نويسان تعلق نمی گرفت، کم فروغ و بی بازديدکننده می شد. اما به هر حال برگزاری آن نشان داد که خيلی بهتر از جشنواره کارت تلفن و اينترنت است. با کلاس تر و دربرگيرنده سطح بالاتری از تقاضاها در فضای سايبر.
وبلاگ فاحشه هم خوب جنجال کرد در سالی که گذشت. آنقدر که چندين نفر در واکنش به گزارش رويتر و سی ان ان مطلب نوشتند و يکديگر را تکذيب کردند. اکثريت غالب می خواهند انکار کنند که بخش بزرگی از تقاضا در اينترنت مربوط می شود به مسائل پورنو.
اگر قصد به نوشتن باشد، مقال همچنان باقی است اما بهتر است ديگر ننويسم وگرنه تا آخر سال 83 پرگويی خواهم کرد.