July 09, 2004
report - parastoo

رژيم يا اختلالات رفتاری تغذيه؟

کعبه وزيری

آیا تا به حال رژیم گرفته‌ای؟ آیا بیش از حد به وزنت فکر می‌کنی؟ آیا فکر می‌کنی که هرچه لاغرتر باشی زیبا تری؟ آیا متوجه شد‌ه‌ای که وزن دوستی مرتبا کم و زیاد می‌شود؟ آیا کسی را می‌شناسی که همیشه بعد از غذا به دستشویی برود؟ آیا متوجه ضعف و رنگ‌پریدگی مضاعف دوست دیگرت نشده‌ای؟

بیش از 70 ميلیون نفردر دنیا دچار اختلالات رفتاری تغذیه هستند که از این عده حداقل 50 هزار نفر به دلایل مستقیما ناشی از این بیماری جان خود را از دست می‌دهند. این بیماری در زمره اختلالات رفتاری طبقه‌بندی می‌شود و یکی از اصلی‌ترین رفتارهای ایجادکننده آن رژیم گرفتن قلمداد شده است. رژیم گرفتن فقط مساله‌ای برای بزرگسالان نیست. حدود 80 درصد بچه‌ها تا قبل از کلاس چهارم دبستان حداقل یک‌بار رژیم گرفته‌اند.
اختلالات رفتاری تغذیه بیشتر در زنان و در گروه سنی 12 تا 25 سال شیوع دارد.
عوامل زیر به ایجاد اختلالات رفتاری تغذیه کمک می‌کنند:

-کمبود اعتماد به نفس
-احساس ناتوانی در رویارویی با مشکلات زندگی
-احساس افسردگی، اضطراب، خشم یا تنهایی
-داشتن روابط پرتنش در زندگی خانوادگی
-عدم بیان احساسات
-مورد تمسخر قرار گرفتن به‌خاطر قد یا هیکل
-مورد سوءاستفاده جسمی یا جنسی قرار گرفتن در حال یا گذشته

محققان هنوز نتوانسته‌اند علت ژنتیکی برای اختلالات رفتاری تغذیه پیدا کنند. این بیماری تا درصد زیادی به‌خاطر بیماری‌های روانی اجتماع به وجود می‌آید و در نتیجه با وجود اینکه در مجموع غیر قابل پیشگیری است ولی خانواده‌ها با بالا بردن آگاهی خود و با دوباره تعریف کردن مفاهیم زیبایی و تندرستی می‌توانند از به‌وجودآمدن این بیماری برای خود و عزیزانشان تا حد بسیار زیادی جلوگیری کنند.
در این مقاله دو نوع از شایع‌ترین اختلالات رفتاری تغذیه یعنی بولیمیا و انورکسیا را بررسی می‌کنیم.

انورکسیا

مشخصه‌ی بارز انورکسیا کاهش وزن بسیار زیاد در اثر رژیم گرفتن بیش از اندازه است. بیماران انورکسیک، به هر وزنی هم که باشند همچنان فکر می‌کنند که اضافه وزن دارند. دیده شده است که بیمار انورکسیک در بستر مرگ همچنان نقاطی از بدنش را که به نظر خودش چربی اضافه دارند را نشان می‌دهد. حدود ده تا بیست درصد بیماران انورکسیک در اثر عوارض مستقیم ناشی از این بیماری طعمه‌ی مرگ می‌شوند. این دسته از قربانیان اختلالات رفتاری تغذیه معمولا وانمود می‌کنند که کاملا سالم هستند و فقط موقتا میل به غذا ندارند. به همین دلیل تشخیص و درمان بیماریشان بسیار مشکل می‌شود. میزان مرگ و میر در اثر ابتلا به انورکسیا بالاتر از هر اختلال رفتاری-روانی دیگر است. در واقع، انورکسیا عامل شماره‌ی یک مرگ زنان جوان است. بین 0.5 تا 3.7 درصد زنان در دوره ای از زندگیشان انورکسیا را تجربه می‌کنند.

از علایم مشخصه انورکسیا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
- کاهش وزن بسیار زیاد، در خود فرو رفتگی، ورزش بیش از اندازه، همیشه خسته بودن، همیشه احساس سرما کردن، ضعف عضلانی، همیشه درگیر شمردن کالری غذاها بودن، دلیل آوردن‌های بی‌جا برای نخوردن غذا (امروز مریضم یا سرم درد می‌کند)، شکایت همیشگی درباره چاق‌بودن حتی وقتی لاغر هستند، افسردگی، عادت ماهیانه نا منظم و گاهی نداشتن عادت ماهیانه، سردرد، مرتب روی ترازو رفتن، سرگیجه، رنگ‌پریدگی، کمال‌گرایی ، کم بودن اعتمادبه‌نفس، ضربان نامنظم قلب، بی خوابی ، کم خونی ، کمبود پتاسیم، کند شدن متابولیسم بدن و پوکی استخوان.

بولیمیا

مشخصه‌ی بارز بولیمیا وجود چرخه‌ای است که ما اینجا از آن به خور-دفع یاد می‌کنیم. منظور از خور-دفع این است که فرد بولیمیک مقادیر معتنابهی از غذا را می‌خورد و بعد به فاصله چند دقیقه تا چند ساعت درصدد دفع آن برمی‌آید. مکانیسم‌های مختلف دفع می‌تواند ورزش بیش ازحد برای سوزاندن کالری‌های اضافی، استفراغ یا استفاده از داروهای مسهل یا تنقیه باشد. معمولا بولیمیک‌ها دوست دارند مرتبا مورد تایید دیگران باشند. درنتیجه سعی می‌کنند همیشه کارهایی را انجام بدهند که می‌دانند دیگران را خوشحال می‌کند در حالی که اهمیت چندانی به عواطف و احساسات خودشان نمی‌دهند. بین 1.1 تا 4.2 درصد زنان در دوره‌ای از زندگیشان بولیمیا را تجربه می‌کنند.

برخلاف بیماران انورکسیک، بولیمیک‌ها معمولا متوجه می‌شوند که عادت غذاخوردنشان عادی نیست و درصدد پیدا کردن کمک برمی‌آیند. از علایم و عوارض بولیمیا می‌توان موارد زیر را نام برد:

زیاد خوردن، خوردن در خفا، رفتن به دستشویی درست بعد از خوردن غذا، استفاده غیرمجاز از مواد مسهل، بالا و پایین رفتن وزن تا 5-6 کیلو، پاره شدن رگ‌ها، خراب شدن دندان‌ها، افسردگی، ریزش مو،, افسردگی، عادت ماهیانه نامنظم يا نداشتن عادت ماهیانه، سردرد، مرتب روی ترازو رفتن، سرگیجه، رنگ‌پریدگی، کمال‌گرایی، کم بودن اعتمادبه‌نفس، ضربان نامنظم قلب، کم خونی، به‌هم‌خوردن توازن الکترولیت‌های بدن، ابتلا به زخم معده، التهاب کبد، ساییدگی مفاصل، یبوست یا اسهال، گلودرد مزمن، استفاده از مواد مخدر، احساس درد در قفسه سینه و متورم شدن دست و پا.


چه کسی در خطر است؟

درمجله‌ها، روزنامه‌ها، آگهی‌های تبلیغاتی یا تلویزیون همیشه به زنان این‌طور القا می‌شود که اگر می‌خواهند خوشحال و خوشبخت باشند یا اگر می‌خواهند شوهر یا دوست‌پسرشان دوستشان بدارد باید لاغراندام باشند. یک زن معمولی به طور متوسط 23 درصد از مدل‌ها لاغرتر است. این در حالی است که در استانداردهای پزشکی، شخصی را که بیش از 15 درصد از وزن طبیعی خود کمتر باشد، در زمره‌ی بیماران انورکسیک قرار می‌دهند. پس می‌توان نتیجه گرفت که بیشتر مدل‌ها دچار اختلالات رفتاری تغذیه هستند.

همه‌ی ما با انواع مختلف رژیم آشنا شده‌ایم: رژیم گریپ فروت، رژیم سوپ کلم، رژیم اتکینز و صدها رژیم دیگر. واقعیت این است که رژیم گرفتن خوب نیست. بسیاری از دستور های رژیمی شما را از تمام مواد غذایی مورد نیازتان محروم می‌کنند. باور کنید هیچ غذایی شما را چاق نمی‌کند مگراینکه آن را بیش از اندازه مصرف کنید. خوشبختی را در درون خود جستجو کنید نه در بیرون.
تخمین زده شده است که 40 درصد بچه های 9 ساله رژیم می‌گیرند. حتی کودکان 4-5 ساله ای هم دیده شده‌اند که از بدن خود ناراضی هستند. بچه‌ها هم مثل بزرگسالان می‌توانند به دلایل مشکلات عاطفی دچار اختلالات رفتاری تغذیه شوند. باید در زندگی فرزندانتان حضور داشته باشید و توجهتان را نشانشان دهید. ولی اگر زیاده از حد در زنذگیشان دخالت کنید، آنها به غذا پناه می‌برند. در این شرایط، فرد مستعد احساس می‌کند کنترل زندگی از دستش خارج شده است و اختیار تنها چیزی را که دارد بدنش است. اگر نشانه‌هایی از پناه بردن فرزندتان به غذا می‌بینید، بنشینید کناری و با او گفتگو کنید. ببینید چه چیزی آزارش می‌دهد که در قبالش احساس بی‌دفاعی و درماندگی می‌کند. بدترین کاری که در این شرایط می‌توانید انجام دهید انتقاد از او به‌خاطر پرخوری و ترساندنش از چاقی است . مشکل اصلی را پیدا کنید. هیچ وقت از غذا برای تنبیه یا تشویق فرزندانتان استفاده نکنید. حتما ورزش را داخل زندگی روزمره خود و خانواده‌تان بیاورید. .یادشان بدهید که غذاخوردن و ورزش‌کردن به طرز صحیح و به اندازه برای سالم‌بودن است و نه برای لاغرشدن. هیچ وقت بچه‌ها را مجبور نکنید که چیزی را که نمی‌خواهند بخورند.

در جامعه‌ی امروزی با همه چالش‌هایش، بچه‌ها خیلی به‌سختی خواهند توانست اعتمادبه‌نفس خود را حفظ کنند. حداقل کمکی که خانواده ها می‌توانند بکنند این است که حداقل به آنها یاد بدهند که انسان‌ها را و خودشان را برای آنچه که هستند دوست داشته باشند و نه برای قیافه‌ی ظاهری.
بچه‌هایتان را بغل کنید و به آنها بگویید که چقدر بدون قید و شرط دوستشان دارید و چقدر برایتان مهمند. آنها احتیاج دارند که این سخنان را از دهان شما بشنوند.
معمولا وقثی بچه ها به مرحله‌ی نوجوانی وارد می‌شوند، تحت فشارهای زیادی قرار می‌گیرند. باید دوستان جدیدی پیدا کنند و در عین حال با مشکلات سن بلوغ هم دست و پنجه نرم کنند. بچه ها سعی می‌کنند در این سن یاد بگیرند که چگونه در دنیای بزرگسالان جایی برای خودشان باز کنند. خانواده و معلم‌ها باید در این سنین به بچه‌ها توجه زیادی نشان بدهند و مراقب باشند که نوجوان از بدنش برای ورود به جامعه‌ی بزرگسالان استفاده نکند. اگر نوجوان به این نتیجه برسد که در برابر تغییراتی که در زندگيش رخ می‌دهد اختیاری ندارد، به غذا و به بدن خود به عنوان تنها چیزهایی که رویشان کنترل دارد نگاه می‌کند.

اختلالات رفتاری تغذیه در دوران دانشگاه بیش از هر مقطع زمانی دیگری بروز می‌کنند. بچه ها با ورود به دانشگاه محیط بسیار متفاوتی را تجربه می‌کنند. ممکن است در رشته‌ای که دوستش ندارند تحصیل کنند، ممکن است فکر اینکه کم‌کم وارد زندگی بزرگسالی شده‌اند بترساندشان، ممکن است در برخورد با جنس مخالف دستپاچه شوند، ممکن است ناگهان متوجه شوند که چقدر آدم‌های متفاوت کارهای متفاوتی در زندگیشان کرده‌اند و بخواهند مثل آنها باشند و بالاخره ممکن است نتوانند از پس این‌همه تغییر با هم بربیایند. آن وقت است که اختلالات رفتاری تغذیه گریبانگیرشان می‌شود. بر اساس بررسی آماری 2 نفر از هر 5 زن و 1 نفر از هر 5 مرد حاضرند 3 تا 5 سال از عمرشان را بدهند تا وزن دلخواهشان را به‌دست آورند. در آمریکا 20 درصد دخترانی که دانشگاه می‌روند بولیمیک هستند و از هر صد دختر بین 10 تا 20 سال, 1 نفر انورکسیک و 4 نفر بولیمیک هستند.
از ایران آماری در دست نیست اما دلیلی ندارد که در ایران قربانیان کمتری وجود داشته باشند، به خصوص که در ایران مشکلات اشتغال بعد از تحصیل و یا محدودیت روابط با جنس مخالف وسایر محدودیت‌های خانوادگی و اجتماعی بیشتر از جامعه‌ای مثل آمریکاست.

ورزشکاران هم از اختلالات رفتاری تغذیه در امان نیستند. ژیمناست‌ها، دونده‌ها، کشتی‌گیران و فوتبالیست‌ها، همه در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند.
اگر این‌طور برداشت کرده‌اید که فقط زنان دچار اختلالات رفتاری تغذیه می‌شوند، در اشتباه هستید. 10 درصد از کل کسانی را که از اختلالات رفتاری تغذیه رنج می‌برند، مردان تشکیل می‌دهند. ولی این اختلاف آماری به‌خوبی نمایانگر انتظارات متفاوت جامعه از زنان و مردان است.

اگر دوستتان مبتلا به اختلالات رفتاری تغذیه است:

-زمانی را به دوراز مزاحمت دیگران درنظر بگیرید و با دوستتان کاملا صریح و بی‌پرده راجع به بیماریش صحبت کنید. به او بگویید که راجع به این بیماری چه می‌دانید واینکه دلتان می‌خواهد کمکش کنید. حواستان باشد که در اکثر موارد بیمار، بیماریش را نفی می‌کند. برای او بگویید که چه شده که نگرانش شده‌اید مثلا اینکه دیده‌اید به مقدار زیادی غذا می‌خورد و بعد همه را استفراغ می‌کند یا اینکه به مدت چندین ساعت به ورزش سخت مشغول می‌شود یا اینکه اصلا غذا نمی‌خورد و وزنش از حد نرمال بسیار پایین‌تر است.
دوستتان را تشویق کنید که به دکترمتخصص رجوع کند. اگر می‌توانید به او پیشنهاد کنید که جلسه‌ی اول او را همراهی کنید. اگر دوستتان بیماریش را انکار کرد با او مشاجره نکنید و سعی نکنید که حرفتان را به او بقبولانید بلکه به آرامی دلایلتان را تکرار کنید و از آن مهم‌تر شنونده‌ی خوبی برای حرفهای او باشید.
از اینکه راه‌حل‌های ساده‌ای پیشنهاد کنید برحذر باشید. مثلا نگویید "اگه دیگه پرخوری نکنی، همه چیز درست میشه!"
به دوستتان بگویید که در کنارش هستید.

اگر خودتان مبتلا به اختلالات رفتاری تغذیه هستید:

نترسید! شما تنها نیستید. انسان‌های زیادی دقیقا در شرایط شما بوده‌اند و الان کاملا سالم زندگی می‌کنند. مهم‌ترین عامل بهبودی شما این است که خودتان بخواهید که خوب شوید. به بدنتان گوش دهید. دوباره شروع کنید به مزه‌مزه‌کردن غذاها. ببینید کدامشان را بیشتر دوست دارید. یادتان باشد که قرن‌هاست که آدم‌ها غذا می‌خورند و به همین دلیل توانسته‌اند به بقا ادامه بدهند. سعی کنید برای مدتی، هر چند وقت که به نظرتان خوب می‌آید، روی ترازو نروید. پیشرفت‌های کوچکتان را ارج نهید. از شکست نترسید. مثلا اگر بیمار بولیمیکی هستید که در روز چندین بار دچار چرخه خور-دفع می‌شود، به نصفه روز موفقیتتان افتخار کنید. و اگر زمانی رسید که یک روز کامل را به سلامت سپری کردید حتما به خودتان جایزه بدهید. سعی کنید عوامل محیطی و یا غذاهایی را که باعث به‌وجود آمدن بیماریتان می‌شوند، بررسی کنید. سعی کنید به دکتر مراجعه کنید و از آنها کمک تخصصی بطلبید. قاعدتا متخصصین تغذیه و روانپزشکان می‌توانند خیلی به شما کمک کنند. بعد از اراده به بهبودی، مهم‌ترین عاملی که باید در نظر داشته باشید آگاهی درباره چند و چون این بیماری است. بیشتر مطالعه کنید و ببینید دیگرانی که در مبارزه با این بیماری فاتح شده‌اند، رمز موفقیتشان چه بوده است.

برای مطالعه بیشتر، می‌توانید به این منابع رجوع کنید:

http://www.nationaleatingdisorders.org/p.asp?WebPage_ID=337
http://www.eating.ucdavis.edu/
www.aedweb.org
www.AnnaWestinFoundation.org
www.MentalHealthScreening.org
www.webmd.com
www.something-fishy.org
http://www.anad.org/site/anadweb