تمام مدتی که در نمايشگاه ضد خاطرات قدم میزدم و کارهای هنری-مفهومی را میديدم، به اين فکر میکردم که آن 20 نفر موقع اجرای کارشان چقدر لذت بردهاند و همين موضوع باعث شد که احساس سبکی کنم.
فرض کنيد خانهای ويلايی، قديمی و نيمه خراب را که قرار است بزودی کاملا ويران شود به دستتان بسپارند که هر چه میخواهيد به سرش بياوريد. روی ديوارهايش با رنگ نقش بزنيد يا بنويسيد آنچه را که نمیتوانيد جای ديگر بنويسيد يا طرح بزنيد گوشهای را به سليقهای عجيب و غريب که امکانش را جای ديگر نداشتهايد.
فرض کنيد! خيلی هيجانانگيز است.
اولين بار نيست که چنين نمايشگاهی برپا میشود، آخرين بار هم نخواهد بود اما اين بار کمی حضور نگاه زنانه پررنگتر به نظر میرسيد.
به سادگی يک گفتوگو، خانهای در خيایان نياوران پيش از ويرانی به بچههای سايت تريبون فمينيستی ايران سپرده میشود و آنها هم به سادگی يک تلفن زدن، دعوت میکنند از دوستانشان که گاهی طرح میزدهاند و دستی در هنر داشتهاند. به سادگی يک برنامهريزی، از 15 تا 20 مردادماه نمايشگاه برپا میشود و حالا به سادگی يک گزارش تصويری، سعی دارم که بگويم چه بوده است و چه ديدهام.
شايد ارزش هنری يا حتی مفهومی آثار آنچنانی نباشد که بخواهم نقد مفصل بنويسم (که اصلا در تخصص من نيست)؛ اما ارزشی که در اين حرکت گروهی يافتهام در حس آزادی بيان است؛ نوعی آزادی بیقيد که به هر سبکی بروز کرده است. به نوعی میشود گفت فضايی از آنِ خود!
آثار به شکل مشهودی بیربط به هم بودند و گاه در تضاد مفهومی با يکديگر. پروين اردلان، يکی از مسئولان سايت تريبون فمينيستی ايران میگويد: «گذاشتيم تم کار خودش شکل بگيرد و همين شد که میبينی: کارهای متضاد و گاه متناقض. گذاشتيم هر کس همانگونه که میخواهد و فکر میکند بهتر است کارش را ارائه دهد.» و باز در توضيح يکدست نبودن آثار توضيح میدهد: «بعضیها از همان ابتدا يعنی اواخر تيرماه مشغول به کار شدند و طبعا وقت و فضای مناسبتری برای ارائهی کارشان داشتند. بعضی هم اين اواخر و چند روز به افتتاح نمايشگاه مانده، به جمع پيوستند. برای همين کارها يکدست نيستند و شتابزدگی در بعضی از کارها به چشم میخورد.»
اتفاق خوبی است به هر حال. اينطور فکر نمیکنيد؟


















