ترس و لرز

شانه‌های ليلا

September 17, 2004 سميرا برادری - پدرسگ‌ها همه‌شان مثل هم بودند. لخت و عور می‌ايستادند و دستی را که سيگار لای انگشتانش نبود تکيه می‌دادند به ديوارها و چارچوب‌های سياه و چرک. ابرو بالا می‌انداختند و با خنده‌های شهوت‌آميز آدم را وادار می‌کردند به سمتشان برود...


در کوچه‌های باريک فکر با «کيرکگور»

September 10, 2004 صالح تسبیحی _ وحشتناک حرفی است: «در يک رودخانه دو بار نمی‌شود فرو شد» نويسنده‌ی مانيفيست ترس‌های انسانی در ميانه‌ی قرن نوزده کتابش را اينگونه به پايان می‌برد...


عريان

September 03, 2004 سميرا برادری - نترس. بنشين دوباره كنار اين قاب بی‎عكس كه چشمانم را خيره كرده به خود و گريخته صاحبش يا مرده شايد. نمی‎دانم ديروز يا كمی قبل‎تر. شايد به سال هم برسد. شايد چند سال.


وقتی ترس لذت‌بخش می‌شود

August 26, 2004 از «ت» و «ر»ی ترس و لرز عبور کرديم و رسيديم به «س»ی خودمان. حرفی که اگر نام اول اسمی باشد، جهان بی‌رمق رنگ‌پريده‌ای را رنگ می‌کند با واژه. چرا در تونل وحشت می‌ترسيم؟ يا به ديدن فيلم‌هايی با ژانر ترسناک علاقه داريم؟


زوال مرگ

August 19, 2004 بناست اينجا در اين کشکول کلمات همه‌چيز بياوريم و بگذاريم. از هر کس که ترسيده لرز برش داشته. اما يکی ثابت می‌نويسد. نوشته‌های «ترس‌آلود...


«ر» ترس و لرز را پابه‌پای «ساعدی» می‌ترسيم!

August 11, 2004 بناست اينجا در اين کشکول کلمات همه‌چيز بياوريم و بگذاريم. از هر کس که ترسيده لرز برش داشته. اما يکی ثابت می‌نويسد. نوشته‌های «ترس‌آلود...


از ترس‌ها و نترسیدن

July 30, 2004 بناست اينجا در اين کشکول کلمات همه‌چيز بياوريم و بگذاريم. از هر کس که ترسيده لرز برش داشته. اما يکی ثابت می‌نويسد. نوشته‌های «ترس‌آلود...


حرف از «ت»ی ترس است

July 21, 2004 بناست اينجا در اين کشکول کلمات همه‌چيز بياوريم و بگذاريم. از هر کس که ترسيده لرز برش داشته. اما يکی ثابت می‌نويسد. نوشته‌های " ترس‌آلود...


می ترسم...

July 16, 2004 بناست اينجا در اين کشکول کلمات همه چيز بياوريم و بگذاريم. از هر کس که ترسيده لرز برش داشته. اما يکی ثابت می‌نويسد. نوشته‌های "...


ترس و لرز

July 09, 2004 يکی بود و يکی نبود و با همين بودن و نبودن، تکليف آدم روشن می‌شود که هر چيزی می‌تواند اتفاق بيفتد. همين که فهميدی هر...