دلش يه جای خوب
دلش يه جای خوب کوچولو می خواست. دلش يه جايی می خواست که هر دفعه ميره سراغش ته دلش يه جوری بشه و يادش بيفته.
***
يه تخت کوچولوی کثيف بود. بغلش يه رودخونه بود. همونجا بهش گفت چشات منو ياد "مامانی" ميندازه که بزرگم کرده بود.
***
بايد برم حتما اونجا. بايد حتما برم رو اون تخت کوچولوهه بشينم و گوگوش بخونم. چه اهميتی داره؟ بذار بگن خله! همينحا بهم گفت چقدر صدات قشنگه! همينجا گفت بازم "ماه پيشونی" رو بخون می خوام صدات رو رو موبايلم ضبط کنم.
***
تيتر گنده روزنامه ايران بود. 101 نفر بودن از 350 نفر. باند "استقلال" شکارشون می کرده. ميومده سراغ مخ ها. المپيادی ها، شاگرد اولا. خيلياشون الان رفتن. اونم رفته.
***
بايد برم سراغ اون تخته. زنگ ميزنم يکی بياد منو ببره. می خوام برم ماه پيشونی بخونم داد بزنم کاشکی خنگ بودی شکارت نمی کردن! بايد برم سراغ اون تخته صدای رودخونه هه رو گوش کنم. بايد سرم رو بالا کنم به درختا نگاه کنم که آخرشونو نمی شه ديد. بايد به درختا نگاه کنم که وقتی باد مياد انگاری دارن با هم عشق بازی می کنن و هی اينور و اونور ميشن. آخه با هم سرمون رو بالا کرده بوديم و نگاشون کرديم و تو فکرمون، نه، تو فکر من، درخت شديم و هی تو هم پيچيديم و ....
***
رو همون تخته بهش گفت می خواد بره يه جايی اون دوردورا. يه جايی که سبز تره از اينجا. يه جايی که ديگه هيچوقت ياد اون و اون تخته و ماه پيشونی و سيندرلا نمی افته.
***
آقای رئيس جمهور تو اردوی ملی فرزانگان گفت شرمنده جوونهاست.
***
بايد برم سراغ اون تخته يادم بره تو فرودگاه چشاش از خوشحالی برق ميزد که داره ميره و منو اصلا نمی ديد. بايد برم سراغ اون رودخونه هه که با هم توش سنگريزه پرت می کرديم و بعدش بهم می گفت وای چقدر داغی!
***
ساعت داره هی تيک و تاک می کنه و 12 می شه. مردم هی دارن دور و دور تر می شن. درا هی محکم به هم می خورن و بسته می شن. تخت و رودخونه و صدای "ماه پيشونی" هی تو تاريکيا گم میشن. گربه هه می پره رو آشغالا و صدای خش خش آشغالا هی هوا ميره. معجزه فرشته مهربون هم 12 شب تموم می شه و کالسکه هه دوباره می شه کدو تنبل. گنجيشکا دلشون هی می گيره.
***
کجا می خوای بری آخه خانوم؟ يه پسره رو ديشب کتکش زدن همين موقعها. خانوم تنهايی که می کشنتون اصلا. خانوم نمی تونی بری از اينجا بالا. خانوم 12 شب به بعد اينجا بستس. خانوم رودخونه 12 شب به بعد مرده.
***
بايد برم. بايد برم آواز بخونم. تورو خدا بذارين برم. قول ميدم فقط به درختا نگاه کنم. قول ميدم ديگه هيچوقت قليون نکشم. قول ميدم فقط به صدای رودخونه گوش بدم. قول ميدم حتی يادم نيفته وقتی بهش می گفتم چرا داری ميری چه جوابی بهم داد. قول ميدم يادم نيفته چرا ديگه حتی منم نمی ديد و فقط دلش می خواست بره، بره، بره.
***
سردار طلايی گفت بسته شدن اماکن عمومی بعداز ساعت 12 شب به خاطر ايجاد نظمه نه محدوديت.
***
يه سيگار داری بدی من بکشم؟









