برای مرضيه


زن چشاشو باز می کنه. دوباره يه روز ديگه. يه نگاه به کنارش می کنه. مرد داره خر خر می کنه. چندشش می شه. ميره تو هال. هر سه تاشون رو زمين کنار هم خوابيدن. پای ليلا روی شيکم مريمه. لبخند ميزنه. پا می شه ميره توی دستشويی.حالت تهوع داره. دولا می شه روی توالت. بالا مياره.


***


_ چرا نمی بری لوله هاشو ببنده؟
_ من دلم چهارتا بچه می خواد.
_ بابا. از کجا می خوای بياری بخوری؟
_ جور می شه. اينجا همه 4، 5 تا بچه دارن.


***


ليلا گشنشه. علی داره تق تق می کوبه روی ميز. مريم جيغ ميزنه. زن يه دستی روی شيکمش می کشه. آب کتری سر رفته. حالت تهوع داره.


***


_ عمه برام پول می فرستی؟ همين روزا زايمانشه.
_ آره. فردا ميرم بانک برات حواله می کنم.


***


ماهيچه های صورتش کشيده می شه. جيغ می کشه. زور ميزنه. مرد و اعظم دارن تو هم می پيچن. زن جيغ می زنه. سر بچه مياد بيرون. زور بايد بزنه. مرد و اعظم دارن تو هم می پيچن. زن جيغ می کشه. مرد آه می کشه. اعظم جيغ می کشه. بچه مياد بيرون. زن از حال ميره. مرد يه گوشه تخت ميفته. اعظم می خنده. "خانوم بچه دختره."


***


زن لاغر شده. زن موهاش ريخته. زن پوستش چروک برداشته. زن شيرش خشک شده. علی خيلی بزرگ شده. علی آتاری می خواد. ليلا عروسک مو فر فری می خواد. مريم پاهاش به کهنه حساسيت ميده.


***


_ بايد اعظمو بگيرمش. گفته ميره ازم شکايت می کنه اگه نگيرمش. باباش گفته 4 ميليون بايد بدی اگه نگيرمش.
_ بابا يه پولی ميدين درستش می کنن. یيارش تهران. تو تهران خيلی دخترا اين کارو می کنن.
_ قبول نمی کنه. می گه دوسم داره. توروخدا باهاش حرف بزنين من اعظمو بگيرم. اگه اون رضايت نده عقدمون نمی کنن.
_ جلوی بقيه آبروت نميره؟
_ نه بابا! اينجا خيليا دو تا زن دارن. تازه يه جورايی کلاس داره!


***


زن فقط جيغ می کشه. يه دسته از موهاشم می کنه.


***


زن داره غذا می پزه و مريم رو تکون ميده. علی داره آتاری بازی می کنه. ليلا در خونه رو يواشکی باز می کنه و ميره تو کوچه. يه ماشين از دور مياد. مرد داره مياد خونه. مرد ليلا رو می بينه. مرد با ليلا بر می گردن خونه. مرد زن رو می زنه. زن می خنده. مرد قفل در رو عوض می کنه. زن ديگه حق نداره از خونه بره بيرون.


***


زن خسته است. مرد از پشت سر بغلش می کنه. زن تنش داغ می شه. "اگه رضايت ندی بگيرمش ميندازنم زندون."


***


طبقه بالا رو جارو می کنه. از پايين دشک مياره بالا. بالا مال اعظم، پايين مال خودش. ديگه مجبور نيست پله هارو بره بالا.


***


_ عمه برام يواشکی پول ميفرستی؟ بهم پول نميده. می خوام برم لوله هامو ببندم. اعظم دلش بچه می خواد!


***


تيتر يک روزنامه ايران امروز: مجلس قانون برابری حق طلاق برای زن و مرد رو تصويب کرد. کسی مرضيه رو نديده؟
صنم دولتشاهي