برشهای کوتاه اجتماعی صنم دولتشاهی
برای رضا
_ فرقی نمی کنه، چه بکشی، چه نکشی، آخرش يه چيزی می شه. يا الان می کشی و يادت ميره و کمتر زجر می کشی و بعدشم آخرش ميفتی می ميری. يا اينکه الان نمی کشی و هی زجر می کشی و آخرش باز ميفتی می ميری. هيچ فرقی نمی کنه. بردار بکش.
_ آخه، آخه اين زهره.
_ بابا همش زهره، چه بکشی، چه نکشی. همش زهره.
***
کسی نمی دونه چی تو کله اش می گذشت که تو اون بعد از ظهر دلگير جمعه يکی برداشت و کشيد. کسی نمی دونه چی بهش گذشته بود که فقط می خواست بکشه، بکشه و بکشه. کسی نمی دونه چی بهش گذشته بود که فقط می خواست فراموش کنه، می خواست يادش بره، خراب شه.
***
_ چطوره؟
_ دارم ميرم بالا، بالا، بالاتر. عين يه خواب می مونه. يه رويا.
_ ديدی بهت گفتم. خودتو ول کن. هرچقدر دوست داری بکش.
_ زهرش خيلی مرغوبه.
***
درست دو هفته پيش بود که مامانش هرچی زد رو در حموم درو به روش باز نکرد و مجبور شدن درو بشکونن و همونطور لخت کف حموم پيداش کنن که دراز به دراز افتاده بود و سرنگ هم يه گوشه ای افتاده بود و... درست همين دو هفته پيش بود که دلش خواست يه حباب بشه و بره توی آسمان که ديگه به هيچ چی فکر نکنه. درست همين دو هفته پيش بود که حبابه تو اوج آسمون ترکيد و ...
***
پريروز تو پارک لويزان مانور نيروهای انتظامی بود. سربازا ريختن يک عالمه شون رو دستگير کردن. بعضيا می گن جرمه. بعضيا می گن بيماريه. مهرداد می گه تو پارکای زوريخ يه جاهايی درست کردن برای معتادا و بهشون سرنگ و وسايل تميز ميدن. رضا هميشه مارلبروی قرمز می کشيد. کيومرث می گه از وقتی تو هلند آزاد شده گند زده شده به آمستردام. رضا لاغر بود. خيلی لاغر. علی می گه نصف کسايی که ايدز می گيرن به خاطرتزريق آلوده است. ديگه بعد از اون رضا رو نديدم. بايد راجع به روز زن می نوشتم نه؟
صنم دولتشاهي








