برف مياد. گوله گوله. شهر کثيف و دود گرفته سفيد می شه. هوا سرد سرد می شه، اما گرمای دستايی که نيست خيلی می چسبه. اگه بود...


***


يه روز يه گربه ملوسی بود. کوچولو و آروم. گربه دلش می خواست آروم بشينه، بعضی اوقات ورجه وورجه کنه، يکی نازش کنه و اونم براش خر خر کنه. اما اين گربه خيلی وقته که نمی دونه آرامش يعنی چی. گربه هه که حالا ديگه يه بچه گربه نيست و بزرگ بزرگه هر روزی داره يه جوری چنگ می خوره. گربه هه مجبوره ساکت باشه. گربه هه اگه صداش دربياد گربه سياهه ميآد و يه لقمه چپش میکنه. گربه هه داره غصه می خوره. اما يه گوشه نشسته و داره شيرشو می خوره. گربه هه می ترسه. شايد هم خسته است.


***


دارن بيرونشون می کنن از آمريکا. تظاهرات کردن. اينجا هيچ جا خبرش رو نمی بينی. اداره مهاجرت آمريکا بهشون رو دست زده. کشوندتشون بيان ثبت نام کنن. خر که شدی ثبت نام کردی ميری زندان قاطی قاچاقچيا و آدمکشا. رو پلاکاردا نوشته شده بود اقدام بعدی چيه؟ اردوگاه کار اجباری؟ ايرانی بازهم داره تحقير می شه. کاشکی گربه هه آروم بود و همه بچه گربه ها می تونستن بيان کنارش و ازش شيربخورن. بايد تومار امضا کنيم. بازم وقتی کيارستمی بخواد بره بهش ويزا نمی دن. بازم وقتی کشتيگيرا بخوان برن بايد انگشت نگاری شن. بازم وقتی x بخواد بره چپ چپ نگاش می کنن. بازم وقتی y بخواد بره بو می کشن شايد بوی تروريسم رو بشنون. بچه گربه ها تحقير می شن، پيش مامان گربه‌هه، پيش گرگا. هرجا.


***


شب يلدا داره مياد. برف داره مياد، برف. می گن شب يلدا می شينن و فال حافظ می گيرن و انارو ازگيل و هندونه و آجيل میخورن و عاشقی می کنن. می گن تولد خورشيدو جشن می گيرن. من چشامو می بندم و با نوشته هام شب يلدا می گيريم. من هی تلق تلق می کنم و خيال عاشقی رو می نويسم. من حافظ رو باز می کنم و مثلا فال می گيرم. من حتی نمی دونم بعد از شاخه نبات چی می گن.


***


برف مياد، برف...


صنم دولتشاهي