* قصه اون گربه هه رو شنيدين که چند تا سگ دوروبرش رو گرفته بودن و هر دفعه از يه طرفی به يه طرف ديگه هلش ميدادن و بعدش سبيلاشم کندن و بعد سرش گيج رفت و محکم با مخ خورد زمين؟!!

1.
بچه ای که خيره می شد به نور آتيش، بعد گوشاش درد می گرفت از اونهمه سر و صدا و تق و توق و بوم. يه آتيش گنده بود. همه دورش گرد وای ميستادن و ازش فاصله می گرفتن. بعد هر کی هر چيزی داشت توش مينداخت. معمولا اسپری و کپسول گاز بود. بعد که مينداخت می دوييد دور می شد ازآتيش و اونوقت همه با هم شمارش معکوس می کردن تا تو آتيش می ترکيد و جرقه های آتيش شکلای خوشکل و عجيب غريبی پيدا میکردن تو هوا. بعد، از اون فشفشه ها هم اومد. می گفتن آمريکاييه. می رفت تو هوا نورانی می شد و بعد با يه صدای مسخره ای خاموش می شد. شبا هم روسری و چادر گلدار مينداختن رو سرشون و می رفتن در خونه همسايه ها قاشق زنی. بعضيا خوراکيای خوشمزه مينداختن تو کاسه هاشون. يکی از همسايه ها آب ريخته بود رو سرشون! پسر شيطون يه همسايه ديگه سوسک انداخته بود تو کاسه اشون و اونام جيغشون رفته بود تا آسمونا.

2.
خيره بود به آتيش. صدای داد و بيداد اومد. يه عده آدم در رفتن. يه صدای بدی اومد. نمی دونست تير هواييه يا بازم يکی از همون ترقه هاست. مردم هو می کردن. در می رفتن. پسرای شيطون همسايه اشون هفت ترقه و "دارت" در می کردن و کتک می خوردن. از اون فشفشه رنگيا خبری نبود. يه چيزای بيريختی می کوبوندن تو ديوار. می گفتن اسمش بمبه!

3.
خيره بود به آتيش. ديگه اون جای هميشگيش آتيش روشن نکرده بودن. هيچوقت ديگه هم نکردن. جاهای مختلف همون دور و اطراف. آتيشا کوچيکتر بود. فاصله ها به آتيش نزديک تربود. يه چيزايی می ترکيد که بهشون می گفتن کاربيت. می شد يه گوشه دوری بترکونيش که کسی نفهمه و بعد صداش تا خيلی دورتر بره. پسرا رو می گرفتن می بردن مسجد. مامان باباهاشون بايد ميومدن تا ولشون کنن. کتک کاری می شد، وحشی بازی می شد. از اون فشفشه رنگيها خبری نبود. از اون دايره بزرگ دور اون آتيش بزرگ ديگه خبری نبود. بچه هه بزرگ شده بود.

4.
جمعيت زياد بود. از جاهای مختلف يه عده پسر لات و پيت اومده بودن اونجا. احساس خوبی نداشت وقتی دست يه نفر روی بدنش کشيده شد. حلقه های رقص، آهنگهای بند تمبونی. بازم اومدن، کتک زدن، متفرق کردن، بردن. آخر شب رفت جلوی آينه آرايشش رو پاک کرد و به شماره تلفنهايی که گرفته بود فکر کرد.

5.
روزنامه می خوند. آتيش پرستی بده. يک عالمه آدم آتيش گرفتن و کر و کور شدن سالهای گذشته. امسال همه آماده باشن. با فروشنده های مواد محترقه به شدت برخورد می شه. اون شب نيروهای ضد شورش اومده بودن. مينی بوسها صف کشيده بودن. کتک کاری و هو کردن و در رفتن مردم هم بود. ولی حلقه های رقص زياد تر شده بود. حرفهای رکيک. تا نصف شب بيدار موند، هيچکس نيومد در خونشون قاشق زنی.

6.
بچه ها می دونين قاشق زنی يعنی چی؟ شاگردا هاج و واج نگاهش می کردن. رسم و رسوم عيد و پاک و هالووين و ولنتاين رو ياد گرفته بودن. براشون دايلوگ می ساختن به انگليسی. شب رفت يه سر جلوی در خونشون. قبلنا بچه های کوچکتر و خونواده ها جلوی در خونشون تپه های کوچولو آتيش می زدن واز روش می پريدن و فشفشه هوا می کردن. اونشب هيچ خبری نبود. از دور صداهای بدی ميومد. صدای هوی مردم هم ميومد. کماکان اونشب يه شب ممنوعه بود.

7.
شب بيست و دو بهمن همه ميدونای شهر رو چراغونی کرده بودن. آتيش بازيهای خوشگل تو آسمون. مردم به جای اللاه اکبر گفتن با هر صدای گرومپ آتيش بازيها جيغ و سوت می زدن. انگاری چهارشنبه سوری گم شده اشون رو تو اونشب پيدا کرده بودن. شب شام غريبون دختر پسرا شمع تو دستشون بود. همون جاهايی که سالای پيش آتيش گنده روشن می کردن. شمعای همو فوت می کردن. چند تا مرد يقه بسته و پيرهن رو شلوار ريشو می خواستن مردم رو متفرق کنن. مردم تو شام غريبون هم دنبال چهارشنبه سوری گم شده اشون می گشتن.

8.
بچه هه که بزرگ شده هنوزم روزنامه می خونه. همون آدمايی که قديما می گفتن آتيش پرستی بده، همونا که باتوم می دادن دست نيروهای ضد شورش تو روزنامه ها اطلاعيه دادن. همونا نيستن؟ خوب چه فرقی دارن. از همون قماش، از همون فکر. حالا ستاد استقبال از بهار راه افتاده. حالا قراره مواد محترقه سالم فروخته شه. حالا آتيش نشانی و نيروهای انتظامی ميان کنارمردم که امنيت و سلامت مردم رو تامين کنن. حالا از خودش سوال می کنه يعنی ممکنه آتيش بازيای بيست و دو بهمن رو هم راه بندازن؟ حالا همون آدمای مخالف سابق می گن آئين رو نمی شه از مردم گرفت. حالا اون بچه هه که ديگه دختر بزرگی شده به پسرای همسايه اشون فکر میکنه که بچه که بودن به خاطر همون آئينها کتک می خوردن و الان يه جايی تو آمريکا يا کانادا از همه اين آئين ها و غير آئينها کيلومترها دور افتادن. حالا فکر می کنه ممکنه دوباره بته های کوچولو و فشفشه ها پيداشون بشه؟ حالا فکر می کنه ممکنه بازم بچه ها شب بيان در خونشون قاشق زنی؟ حالا فکر می کنه ممکنه دوباره چهارشنبه سوری پيداش شه؟

***
يادش به خير، پارسال اينا رو نوشتيم برا چهارشنبه سوری.