July 17, 2002
sanam - sanam

صنم: بابا! "نوروز" خريدی؟

صنم: بابا! "نوروز" خريدی؟
بابا: آره. روی تختت گذاشتم.

***

مادر: بهار! بهار! بابات گفته از فردا نمی خواد مدرسه بری.
بهار: آخه چرا؟
کات

***

مادر: بهار! بهار! امروز نمی خواد بری پای جاليز. برو اتاق رو تميز کن. بعد برو حموم. از حموم که در اومدی اون دامن گلدار قرمزتو بپوش با بلوز پولک دارت.
بهار: آخه چرا؟
کات

***

مادر: بهار! بهار! پس چرا نميای؟ يالا برو تو اون استکانا رو چايی بريز و بيار تو اتاق مهمون.
بهار: آخه چرا؟
کات

***

مادر: بهار! بهار! پاشو برو باهاش چهار تا کلمه حرف بزن. دوهفته ديگه داری عروسش می شی آخه.
بهار: آخه چرا؟
کات

***

مادر: همه پولا رو از تو صندوق روی تاقچه برداشته. النگو طلاهای منم برداشته.
پدر: آخه چرا؟

***

بهار: سلام. علی سياه شمايين؟
علی سياه: آره خودمم. چيکار داری؟
بهار: من دوست مريمم. مريم زيبا. خودش گفت بيام سراغ شما. گفت منو می برين پيشش.
علی سياه: برو توی ترمينال بشين. 2 ساعت ديگه ميام دنبالت.
کات

***

زن غريبه: دخترم اگه شب جايی رو نداری من می تونم بهت جا بدم. اگه دنبال کار اومدی هم می تونم برات کار جور کنم.
بهار: ممنون. کسی الان مياد دنبالم. ميرم سراغ دوستم.
زن غريبه: چند سالته؟

بهار: 16 سال.
کات

***

علی سياه: پاشو ببينم. چرا خوابت برده. زری بهت چی می گفت؟
بهار: زری کيه؟
علی سياه: همون زنه که اومد باهات حرف زد. می خواست جا برات جور کنه... نه؟
بهار: گفت اگه جايی ندارم می تونم برم پيشش.
علی سياه: به حرفش گوش نده. کار مريم درست تره.
کات

***

علی سياه: ميری به طرف اون ميدونه وسط پارک. می شينی رو اون نيمکت آبيه. هر جا باشه تا 8 و9 شب سر و کلش پيدا می شه.
بهار: اگه نيومد چی؟
علی سياه: اونش ديگه به من مربوط نيست. ولی الان می سپرم اگه نيومد بچه ها بهت کارتون بدن واسه خواب.
بهار: خدا کنه بياد.
کات

***

دختر: ساعت چنده؟
بهار: ساعت 9 شده.
دختر: منتظر کسی هستی؟
بهار: آره. معلومه منتظر کسی هستم؟
دختر: بچه تهرونی؟
بهار: نه.
کات

***

پسر: ساعت دارين خدمتتون؟
بهار:آره.ساعت يازدهه.
پسر: می خوای شب اينجا بمونی؟
بهار: نه.
کات

***

پسر: مطمئنی می خوای بيای؟
بهار: آره مطمئنم. به مريم هم گفتم مطمئنم.
پسر: چرا زن همون يارو نشدی؟
بهار: آخه تنش بو ميداد. دندوناشم زرد بود.
کات

***

صنم: شيده خوندی صفحه حوادث نوروز رو؟
شيده: نه.
صنم: يه عده رو گرفتن تو يه خونه هه تو ميدون امام حسين. اکثر دخترا زير 18 سال بودن. کارشون همين بوده اصلا. 15، 16 ساله بودن بيشترشون. اکثرشون رو می فرستن دادگاه اطفال.
کات... 

 

صنم دولتشاهی