_ بابا مرغ درست کردم با بادمجون. بيا بخوريم. بابا دايی به من تجاوز کرده.
_ بالش رو گذاشتم روی سرش. بعد با چاقو گوش تا گوش سرش رو بريدم.
_جاهای بريدگی نشون ميده که يه جاهايی چاقو کند بوده و نبريده و با دست کنده شده...
_ هاشمی شاهرودی خودش دستور داده رسيدگی کنن. مفسد فی الارضه. حکمش اعدامه.
_ پزشک قانونی اعلام کرده بدن بی سر باکره بوده.
_ من به خاطر خودش اينکارو کردم. من امر به معروف و نهی از منکر کردم. ديگه کسی از اين کارا نمیکنه. ناموسم بود.
_ قتلای ناموسی تو جنوب ايران بيداد می کنه. خونواده ها صداشو در نميارن. *
***
ناموس، ناموس، ناموس...
***
_ زينب 5 سالشه.
_ احتمالا مادر يا نامادريش بيماری روانی دارن.
_ سر، گوش، گردن، دستها، بدن، پاهاش، ... همه جاش زخميه.
_ شکنجه می شده.
_ من 4 تا بچه دارم، ولی حاظرم سرپرستی زينب رو قبول کنم.
_ من از آلمان برای بچه هام عروسک آوردم. می خوام همه عروسکا رو بدم به زينب.**
***
عروسک، عروسک، عروسک...
***
بارون مياد. بارون پاييزی. بارونای پاييزی بو ندارن. باد خزون بوی بارون پاييزی رو می بره. زير بارون پاييزی هيچکی نمياد باهات آواز بخونه. اگه وايسی کنار خيابون زير بارون مردی که سن باباتو داره جلوی همه جلوی پات ترمز می کنه و با دست اشاره می کنه بپر بالا. يادت باشه سرتو بندازی پايين و بری چند قدم اونورتر وايسی که هم شرش کم بشه هم مردم چپ چپ نگات نکنن.***
***
مردم، مردم، مردم....
***
درد داری؟ آتيش می خوای؟ درد بی دردی علاجش آتشست؟****
***
آتش، آتش، آتش...
*ماهنامه زنان
**روزنامه ايران
***تهران، خيابون انقلاب
****....