برای يه نفر، همينجوری
سرتو بلند می کنی. دورو برت رو نگاه می کنی. غرق يه جادويی شدی. يه جادويی که اولش خيلی خوبه. ولی بعدش می فهمی سياهه. اگه به خودت مربوط بود ايرادی نداشت. اگه فقط خودت بودی و تنهاييهای خودت اشکالی نداشت. اما وقتی می بينی بازم يه نفر ديگه رو اسير کردی...
***
بازم يه انتخابات ديگه. می گن ماهی گليا رو نگيرين بذارين تو سفره هفت سين، گناه دارن. همه شهر شده پر تبليغات. اونقده با مزه ان که حرف نداره. يکی از خانوما شماره تلفنش رو هم تو تبليغش گذاشته. ملت ژستايی گرفتن که حد نداره. ماهی گليای بيچاره رو آماده می کنن که يه ماه ديگه بندازن تو تنگ و بيارن سر سفره هفت سين. فردا می خوای رای بدی؟ بعضيا باحالن. اولين شهردار تهران. چه فرقی می کنه؟ فرقی می کنه وقتی هر کی هم که شهردار بشه باز ماهی گليا رو می گيرن ميندازن تو تنگ و بعد از چند روز ماهی گليا می ميرن؟
***
برف اومده، بهمن اومده، دو نفر تو ديزين مردن، برفم می خواد قهر بکنه. ولی من حالم خوبه. فقط اگه باز يه نفر ديگه اسير نمی شد. کاشکی چشاشو باز می کرد. کاشکی چشاشو باز کنه. و اين منم، زنی تنها.... بابا وقتی پيستا بستس چرا پا می شين برين اسکی گير کنين تو بهمن؟ وقتی آدم با چشای باز هم ميره تو چاه چرا چشاتونو می بندين؟ اگه من دعا کنم فکر می کنی برفا آب می شن؟ فکر می کنی چشای تو باز می شن؟
***
بازم گند زدی صنم.
***
29 تا معلول تو عرض چند ماه تو شهر به اين گندگی بميرن و هيچکس نفهمه. بيست و نه نفر بی گناه و بی زبون از شر قفسای تنگشون راحت بشن و هيچکی نياد بپرسه کی به خودش اجازه داده خدا باشه جون بگيره. تازه رئيسه بهش بر می خوره که چرا گفتين. تازه می خوان بريزن دهن اونی که گفته 29 نفر کلکشون کنده شده رو بگيرن و ببندن. ديوارا پر بازيگرای انتخابات شده. ديگه کسی حوصله نداره از اون 29 تا معلول بشنوه. کسی می دونه چرا ماهی گليا زود می ميرن؟