همان روزهای اول گفتيم نمی نويسی؟ گفت من بلد نيستم مثل شما ادا در بيارم!

***

امروز اگر نوشتيم برای اين بود که به قول يکی بايد می گفتيم که نمی خواهيم ادا در بياوريم بعد از اين! پس اين هفته هم نوشتيم! راستش من هم مثل شما خسته شدم از اين شل کن و سفت کن ها! اما مگر قرارمان روزنامه نگاری شخصی نبود؟ صميمی و بی پرده و نزديک! پس بايد شما هم لمس کنيد و بدانيد همه چيز را ...

***

باورتان نمی شود، کاپوچينو اينبار نه به خاطر نويسندگانش و نه به خاطر خودش، تلخ شده ...

***
ما بايد دوباره انتخاب کنيم! اما اين هيچ ربطی به کار گروهی و اينکه ما ايرانيها اين کاره نيستيم و اينها ندارد، موضوع چيز ديگری است که شايد اينبار خيلی ها را سکوت آرام کند، خيلی ها را داد و قال و هوچی گری!

***
من که سکوت را انتخاب کرده ام!