قصه ما شده، قصه آن خرگوشي كه به قصابي مي‌رفت و هر روز قبل از دشت استاد قصاب مي‌پرسيد: آقا هويش داري؟ قصاب هم لااله‌الا‌اللهي مي‌گفت و خشم‌آلود نگاهش مي‌كرد و باز فردا همين بساط بود تا اينكه…

ادامه قصه را كه حتما مي‌دانيد؟ حالا شده حكايت ما…
ـآقا آب هويش دارين؟