گفته بوديم نمی خواهيم کارحرفه ای مطبوعاتی کنيم. گفته بوديم می خواهيم تعريف جديدی از خبرنگاری آن لاين را به شکلی عملی ارائه دهيم، تعريفی که حسين درخشان با معرفی پديده وبلاگ به دنيای کاربران اينترنت فارسی زبان برای اولين بار از آن حرف زد. گفته بوديم می خواهيم مستقل باشيم و فرديت مان و دنيای فکريمان را بدون هيچ نقاب دروغين در قالب نوشته هايمان عرضه کنيم. رسانه اينترنت اين امکان را به ما داد که به دليل وجود آزادی بيشتر و به دليل دور بودن اين رسانه از منفعتهای مالی و سياسی رايج بتوانيم به مسائل اجتماعی که در زير پوست شهرمان رخ می دهد و در همهمه اين روزها ناديده گرفته می شوند به شيوه ای مستقل بپردازيم.

گزارش روی جلد اين شماره ما هم در راستای همان هدفهاييست که از ابتدا داشته ايم. با پرهيز از هر گونه سياسی کاری تصميم گرفتيم گزارش تلخ يک فاجعه انسانی را که به راحتی در جنجالهای سياسی ديروزها و امروزها گم شده (يا شايد هم خواستند که گم شود) به گوش مخاطبانمان برسانيم.

در دهمين ماه کارمان خوش بينيم تا حدودی به آنچه می خواستيم رسيده باشيم. فراز و نشيبهای کارمان درسهای زيادی به ما داد و خوشحاليم که آنچه ما در اين مدت تجربه کرده ايم برای ديگران هم انگيزه و راهنمايی شد تا پا در اين راه بگذارند تا به کمک هم تعريف جديد خبرنگاری آن لاين را نهادينه کنيم.

به اميد آنکه تمام انديشه ها جايی برای بازگو شدن داشته باشند.
کاپوچينوی چهل و پنجم نوش جان!