سه عروسی، دو عزا!
سالروز پرکشيدن گنجشکک اشی مشی است. 8 شهريور پارسال فرهاد مهراد، آوازه خوان غمگين از بين ما رفت. پيکرش دور از خانه، در گورستان پرلاشز در نزديکی پاريس مدفون شد و ما فقط زمزمه کرديم:اي كاش آدمي وطنش را همچون بنفشه ها مي شد با خود ببرد هر كجا كه خواست.
فرهاد می گفت : از مرگ نمي هراسم بارها بس بسيار با او روبرو شده ام.
صمد بهرنگی، معلم نمونه سالهای نه چندان دور، هم همين را می گفت:
مرگ خيلي آسان ميتواند الآن به سراغ من بيايد، اما من تا ميتوانم زندگي كنم نبايد به پيشواز مرگ بروم. البته اگر يك وقتي ناچار با مرگ روبرو شدم، كه ميشوم، مهم نيست. مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد...
ماهي سياه كوچولو
نهم شهريور هم سالمرگ صمد بهرنگی است.
*****
صحبت از ماندن است و اثرگذاری.
مجله تکاپو هم به جمع نشريات الکترونيکی پيوست ! موفق باشيد دوستان اصفهانی!
*****
دو هفته غيبت کاپوچينو را بر آشپزهای آن ببخشيد! شيرينی خوران داشتيم. نه يکی، نه دوتا، بلکه سه تا ! مبارکشان باشد.
*****
اين هفته با دو ستون جديد آمده ايم: کاريکاتور و اتومبيل.
شصتمين کاپوچينو نوش جانتان !









