روزهای ابری
باز هم صحنه ای عجیب و توجیه ناپذیر در استادیوم ورزشی آزادی شاهد بودیم که شاید منجر به اعمال محرومیت هایی ورزشی برای ایران شود. متاسفانه قادر به درک علل به وجودآورندهء چنین حرکاتی نیستم. شاید اگر می فهمیدم راحت تر می توانستم با نتایجش کنار بیآیم. کی اینگونه کار ها شروع شد و چگونه می توان این سیر قهقرایی را پایان بخشید.
مراسم افطاری های رنگارنگی هر شب برپاست. میزبانانی ناگهان گشاده دست چشم به راه نظر مساعدٍ مهمانانی امیدوار به تغییر. این ماه هم عالمی دارد برای خودش. ای کاش به جای نخوردن و پرهیز از نخوردن و محروم کردن همگی از خوردن کمی به کارهای عقب افتاده امان می رسیدیم که شاید دیگر دارد خیلی دیر می شود و ای کاش همیشه از بدی ها پرهیز می کردیم نه تنها یک ماه و نه تنها از سحر تا غروب.
کاپوچینوی داغ بعد از غروب نوش جان!









