ماندن يا رفتن
خب سال نو به همتون مبارک. یه احساسی بهم میگه که امسال سال خوبی خواهد بود، امیدوارم این احساسم درست باشه و همگی سال خیلی خوبی رو شروع کرده باشین و تا پایان سال به آرزوهاتون یه سال نزدیکتر بشین.
چنین تعطیلاتِ بیمثالی فقط در کشوری مثل ایران ممکنه. ۱۵ روزِ تمام کشور تعطیل یا حالا اگر اغماض کنیم، نیمه تعطیله. نه روزنامهای هست و نه جایی درست حسابی کار انجام میده. فکر کنم اصلا تصور چنین تعطیلی برای مردم در کشورهایی مثل امریکا و کشورهای اروپایی غیرممکن باشه! در هرحال من که از این وضع راضیام، شما رو نمیدونم!
یکی از مسائل بسیار رنجدهنده در طول این تعطیلات مسافرتهاست. مشکلِ این مسافرتها در اتفاقاتیه که درانواع اقسام مراحلش اتفاق میوفته. اول اینکه خونه خالی میشه و دزدها پارتی میگیرن! دوم طرز رانندگیِ دوستان هست که اشک درمیآره و اکثر اوقات منتهی به تصادفهایی میشه که اشک خودشون رو هم درمیآره! رستورانهای بین راه نه تنها گوشتون رو میبرن بلکه دل و رودهتون رو هم باید بیمهء ابوالفضل کنین برای اینکه تنها راهیه که ممکنه از امراض گوارشی نجاتتون بده! یعنی قبل از قاشق اول میگین میخورم به نیت پنج تن که سالم از اینجا برم بیرون و تا فردا صبح از دلدرد تو خونه یورتمه نرم! وضعیتِ هتلها و مهمانسراها هم که دیگه گفتن نداره.
وقتی هم که برمیگردیم بعد از یه مدت ول گشتن دیگه سر کار رفتن واقعا ارادهء آهنین و راسخی میطلبه. حالا اگر مسافرت نرین هم باید بمونین خونه و از مهمانهای رنگارنگ پذیرایی کنین، که خب خیلیها اون اولی رو ترجیح میدن! در هر حال امیدوارم که چه مسافرت رفتین چه نرفتین، تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه، به ما که گذشت!
کاپوچینوی هشتاد و هشتم، که اولین کاپوچینوی سال ۸۳ است، نوش جانِ همگی.









