«راه رفتن به روی لبه تیغ» کاری‌ست که یک سال طول کشید تا در کاپوچینو آمادگی‌ش را پیدا کنیم. پارسال که برای اولین بار در جلسه‌ای به بچه‌ها پیشنهاد مصاحبه با یک سکسولوژیست را دادم همه با چشم‌های گرد شده نگاهی کردند و در رای‌گیری فکر کنم به اتفاق آرا رد شد! یک سال صبر کردم که راه‌مان را پیدا کنیم. اول مطلبی در رابطه با ایدز و اهمیت آگاهی در مورد این بیماری نوشتم و بعد هم دوباره مصاحبه را مطرح کردم. این بار بچه‌ها کمی مطمئن‌تر بودند که راه ما مشخص است و حداقل خودمان می‌دانیم که قصدمان چیست.

شما می‌دانید ناهنجاری‌های جنسی تا چه اندازه در جامعه‌ی ما پنهانی و گاهی آشکارا ریشه دوانده‌اند؟ می‌دانید که با اشتباهاتی سنتی، و فرهنگی غلط، پایه‌گذار چه نابسامانی‌های رفتاری در بین جوانان‌مان هستیم؟ آیا می‌دانید که در این راه اگر چشمان‌مان را ببندیم و اطلاع‌رسانی نکنیم ممکن است در آینده پشیمانی هیچ سودی نداشته باشد؟ گاهی باید نشست و از بیرون به واقعیت‌ها آن‌چنان که هستند نگاه کرد و تصمیم گرفت که زمان تغییر و چشم باز کردن رسیده. آیا چشمان‌تان آمادگی باز شدن را دارند؟ اگر بله که مصاحبه‌ی ما را با روان‌شناسی که درکلینیک سکسولوژی به اختلالات جنسی می‌پردازد و قادر است بالاخره تعریفی درست، هر چند تقریبی و نسبی، از رفتار سالم بدهد، بخوانید.

شما هم می‌دانید قصد ما چیست، نه؟ امیدوارم.

کاپوچینوی نود و نهم نوش جان‌تان.