1. روزهای ميانه‌ی تير عادتمان داده است به ديدن شهری با حال و هوايی نظامی. از سال 78 و ماجرای کوی دانشگاه به اين طرف، اوضاع همين بوده. مردم، اما، کار خود را می‌کنند و راه خود می‌روند بی هيچ غوغايی. خيلی وقت است که غالب مردم با دل‌خوری از سياست کناره گرفته‌اند. ما را هم با سياست کاری نيست اما مگر سری که درد نمی‌کند دستمال می‌بندند؟ شهر با حال و هوای نظامی حس آرامش را کمی می‌گيرد از شهروندان.

2. اصرار به لاغر شدن، رژيم‌های غذايی مختلف و از همه مهم‌تر اضطراب چاق بودن، انسان امروزی را به بيماری‌ها و اختلالات غذايی مختلف دچار کرده است. . سالی 50 هزار نفر در دنيا به دليل اختلالات رفتاری تغذيه جان خود را از دست می‌دهند. شايد آگاهی از اين اختلالات کمک کند کمی واقع‌بينانه‌تر به دنبال زيبايی ظاهر باشيم و به سلامت جسممان بيشتر توجه کنيم.

3. داريم به بخشی از انتقادهايی که ازمان شد، ترتيب اثر می‌دهيم. مخصوصا به قسمتی از گفته‌های خوابگرد عزيز که زحمت کشيد و در جلسه‌ای حضوری، راهکارهای عملی به ما داد. حالا به کمک شما هم نياز داريم که بگوييد جای چه چيزهايی در کاپوچينوی هفتگي‌تان خالی است. تا تنور تغيير داغ است، نان را بچسبانيد! منتظريم.