زلزدگان
زل زدهايم به صفحهی تلويزيون، هادی ساعی آخرين ضربهها را میزند و قهرمان المپيک میشود. از جا میپريم، مجری تلويزيون فرياد میکشد، رئيسجمهور پيام تبريک میفرستد، همسر هادی ساعی را به تلويزيون میآورند تا جلوی همه با همسرش تلفنی حرف بزند، يک تماس پر از احساس احتمالی تبديل میشود به يک گفتوگوی رسمی!
باز صفحهی تلويزيون و حسين رضازادهی قهرمان. رکورد میزند و همه از خوشحالی جيغ میکشند. مقام رهبری پيام میدهد، صحنههای تصويرگرفتهشده از خانهی رضازاده در اردبيل نمايش داده میشود و بعد کليپی با تلفيق نوحهخوانی و صحنههای بالابردن وزنه، مردم به خيابان میآيند و...
زل زدهايم. به تصاويری از بازیهای المپيک که جای ايران خاليست. زل زدهايم.
هفتهی گذشته هر روزش را با يک فنجان داغ مهمانتان کرديم. چشيديد؟ خب، حرفی؟ نظری؟ نکتهای؟
کاپوچينوی صد و هشتم نوش جان!









