- خانوم توروخدا قطع
- خانوم توروخدا قطع نکنين، خواهش مي کنم، به خدا مزاحم نيستم. فقط يه سوال داشتم.
خواهش ...
- خب بفرماييد.
- بگم؟ (با تعجب)
- بگيد.
- ميشه لطفا به اين سوال من جواب بدين، به خدا براي خودمم نييست. براي کسي ديگه است.
- بفرماييد.
- اين موقعيت رو مجسم کنيد، يه پسري هست که هم تحصيلات بالا داره، هم خونه داره، هم
ماشين، خيلي هم خوش اخلاقه. خب؟
- خب.
- خوش تيپ و خوش لباس هم هست، خب؟
- خب.
- حالا فقط يه چيزي هست، بگم؟
- بگيد. (منتظرم يه چيز شديدا فجيع بگه که صورتم گر بگيره و تق گوشي رو قطع کنم.)
- اين پسر تصادف کرده و يه پا نداره!
- (خب خدارو شکر که فقط پاش رو از دست داده!)
- به جاش پروتز گذاشته! نظرتون چيه؟
- خب من مي گم نه!
- خانوم از شما که خواستگاري نکردم. گفتم نظرتون چيه؟
- خوب نظر من عقيده منه. عقيده منم جواب منه. منم مي گم نه!!
- آخه حيف نيست؟ همه چيزش عاليه!
- فرقي نمي کنه، دلم مي خواد پا داشته باشه!
- خب مي تونه راه بره! دلتون مي خواد باهاتون بياد بيرون که مياد، ميخواين تو خونه
کمکتون کنه که مي کنه، اصلا هم معلوم نيست.
- نه!
- مطمئنيد؟
- بله! خب اميدوارم که موفق باشيد با دوستتون.
- مرسي از وقتتون خانوم.
- خواهش، خدافظ.
- تق.









